برگردان به زبان ساده
غم، طرب جوشکرده است مرا
داغ، گلپوش کرده است مرا
هوش مصنوعی: غم در دل من مانند جوشی سر برآورده و دردی که احساس میکنم مانند گلی است که بر روی آن گذاشته شده است.
زعفران زار رفتن رنگم
خنده بیهوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: رنگ زعفران باعث شده که من به حالت بیحالی و شادی بروم و دیگر نتوانم خودم را کنترل کنم.
حسرت لعل یار میکدهایست
که قدح نوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: عشقی که در دل دارم، مانند سنگهای قیمتیست که من فقط به خاطر آن حسرت میخورم؛ چون با آنکه نوشیدنی را مزه کردهام، هنوز نتوانستهام به آنچه میخواهم دست یابم.
آنکهخود را به برنمیگیرد
صید آغوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: کسی که به خود اهمیت نمیدهد، در واقع در دام عشق و آغوش من گرفتار شده است.
یک نفس بار زندگی چوحباب
آبله دوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: زندگی برای من به اندازه بار سنگینی است که یک کودک آبلهزده بر دوش دارد.
ناتوانم چنانکه پیکر خم
حلقه درگوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: من آنقدر ناتوانم که همچون حلقهای که به گوشم آویخته شده، دچار خمیدگی شدهام.
ازکه نالد سپند سوختهم
ناله خاموش کرده است مرا
هوش مصنوعی: از کی فریاد بزنم در حالی که آتشسوزی در وجودم خاموش شده و دیگر نمیتوانم بگویانم؟
بخت ناساز دور از آن بر و دوش
بیبر و دوش کرده است مرا
هوش مصنوعی: شانس من در دورانی ناخوش در کنار کسی قرار دارد که نه خوشبخت است و نه امیدی به بهبود شرایط خود دارد.
بیدل ازیاد خویش هم رفتم
که فراموشکرده است مرا؟
هوش مصنوعی: من از یاد خود نیز دور شدم، آیا کسی که مرا فراموش کرده است، دیگر به یاد من نیست؟