برگردان به زبان ساده
شاها! تویی آنکه از دل تست
آوازه ماه و خور شکسته
هوش مصنوعی: ای شاه! تو آن کسی هستی که آوازهات در دلها جا دارد و مانند ماه و خورشید درخشان و گویای حقیقت است.
صد بار کف چو آفتابت
بر ابر بهار بر شکسته
هوش مصنوعی: چند بار دستت مانند آفتاب، بر ابرهای بهاری میتابد و آن ابرها را میشکافد.
بر چهره ملک دست فتحت
زلف سیه ظفر شکسته
هوش مصنوعی: دست قدرت به چهره پادشاهی، زلفهای سیاهش را به زیبایی آراسته است و این زیبایی، اشراف و حاکمیت او را تحت تأثیر قرار داده است.
گردون چو رهش به نیمه آمد
وز گرز تو شد سپر شکسته
هوش مصنوعی: زمانی که گردونه سرنوشت به نیمهای از مسیر برسد و از ضربهی تو، سپر دشمن شکسته شود.
بی چشم و دلت زمانه صد نیش
در چشم و دل هنر شکسته
هوش مصنوعی: اگر چشم و دل خریداری نباشد، زمانه با درد و رنج خود، هنر را به چالش میکشد و میشکند.
آنجا که در تو نیست هستند
مرغان امید پر شکسته
هوش مصنوعی: در جایی که وجود تو نیست، پرندگان امید با بالهای شکسته وجود دارند.
چون نی به سخا میان ببسته
وانگه به سخن شکر شکسته
هوش مصنوعی: وقتی که نی از بخشندگی خود محروم بود، سپس با گفتار شیرین خود به دلها آرامش و لطافت بخشید.
گردون که به سروری است معروف
از قهر تو ماند سر شکسته
هوش مصنوعی: آسمان که به فرمانروایی مشهور است، از قدرت و خشم تو حالتی شکسته و فروپاشیده دارد.
گیتی که به نقرگی است موصوف
از هیبت تو چو زر شکسته
هوش مصنوعی: جهان که به زیبایی و درخشش خود معروف است، به خاطر عظمت تو مانند زرِ شکسته به نظر میرسد.
چون خصم شکسته شد ز تیغت
سنگی بود از گهر شکسته
هوش مصنوعی: وقتی دشمنی که با تو در دشمنی بوده شکست خورد، شبیه به سنگی از جواهر است که در حین شکست، تکهتکه میشود.
ای صدمه گرز گاو سارت
از بربط زهره خر شکسته
هوش مصنوعی: ای کسی که با ضربههای کلامت، جانها را میآزاری و به دلها آسیب میزنی، مانند زهر و دردی که از نواختن بربط به وجود میآید و خر شکیبایی را به زانو در میآورد.
بی مردمی تو مردم چشم
خاری است به دیده در شکسته
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بدون داشتن نگاه انسانی یا همدلی، وجود انسان در این دنیا هیچ ارزشی ندارد و میتواند مانند یک چیز ناخواسته یا آزاردهنده باشد.
دیدار تو خواهم ار نه گو باش
نوک مژه در بصر شکسته
هوش مصنوعی: میخواهم تو را ببینم، حتی اگر نه بهطور کامل، بلکه فقط با گوشهای از دیدم که به تو اشاره کند.
در بسته طلسم هفت گردون
وهم تو به یک نظر شکسته
هوش مصنوعی: در بستهای که به وسیله طلسم هفت آسمان بسته شده بود، افکار و خیالات تو به یک نگاه شکسته و باز شد.
از تیغ دو روی پشت بیداد
همچون جد و چون پدر شکسته
هوش مصنوعی: از نیرنگ و ظلمی که به انسانها روا داشته میشود، هیچکس نمیتواند به طور کامل و بدون آسیب باقی بماند، شبیه به نسلها که در برابر مشکلات سست میشوند.
خود نادره نیست رونق ظلم
از حیدر وز عمر شکسته
هوش مصنوعی: رونق و شکوه ظلم نه به خود حیدر است و نه به عمر، بلکه از نادره و استثنایی بودن پیشه آنها ناشی میشود.
نوروز جلالی اندر آمد
ای عدل تو شاخ سر شکسته
هوش مصنوعی: نوروز با شکوه و عظمت خود به عرصه آمده، ای دادگر، که همچون شاخهای شکسته به نظر میرسی.
هم عارض سبزه تاب داده
هم جعد بنفشه در شکسته
هوش مصنوعی: هم گلهای سبز و لطیف زیبا هستند و هم موهای زیبای بنفشه در هم پیچیده و در هم شکسته به نظر میرسند.
زان باده طلب که هست با او
ناموس عقیق بر شکسته
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی بگیر که در کنار آن، بهایی ارزشمند و دلنشین وجود دارد.
زان بت که ز پرتو رخ او
شد قدر رخ قمر شکسته
هوش مصنوعی: از زیبایی و نور چهره آن معشوق، به قدری روشنایی و جلا گرفته که باعث شده است زیبایی ماه هم تحتالشعاع قرار گیرد و شکسته به نظر برسد.
تا زلف بنفشه در سحرگاه
باشد ز دم سحر شکسته
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلفهای بنفشه در صبح زود به حالت پژمرده درآید، صبح را شکسته و دلانگیز خواهد بود.
با روبه ماده کس ندیدست
سر پنجه شیر نر شکسته
هوش مصنوعی: هیچکس سرپنجهی شیر نر را در برابر روباه ماده نمیبیند که شکسته باشد.
بادا دل و پشت دشمنانت
ایام ز بدتر شکسته
هوش مصنوعی: امیدوارم که دل و روح دشمنانت در روزهای سخت به شدت آزرده و شکسته شود.
بدخواه ترا زمانه صد تیر
بر دل زده در جگر شکسته
هوش مصنوعی: زمانه به تو آسیبهای زیادی زده و دردهای عمیقی را در دل تو ایجاد کرده است.