برگردان به زبان ساده
صاحبا! داننده اسرار می داند که من
جز به مدحت ده زبان چون غنچه سوسن نیم
هوش مصنوعی: ای دوست! کسی که به اسرار آگاه است، میداند که من مانند غنچهی سوسن، فقط به ستایش و مدح ده زبان دارم.
روی من همچون لب کلک تو دایم تیره باد
گر برای مدح تو در عالم روشن نیم
هوش مصنوعی: چهره من همیشه تیره و غمگین است، مانند رنگ لبان تو که همیشه در معرض تیرگی قرار دارد، حتی اگر برای تو در دنیا نور و روشنی وجود داشته باشد.
مرد میدان فصاحت من توانم بود از آنک
هر نفس مدح تو زایم گرچه آبستن نیم
هوش مصنوعی: من در هنر بیان و eloquence استعداد دارم، چون هر لحظه میتوانم تو را به خوبی ستایش کنم، حتی اگر آمادهسازی برای این کار نداشته باشم.
بنده صدر توام بالله اگرچه ظاهرا
حلقه اندر طرف گوش و طوق در گردن نیم
هوش مصنوعی: من به صدارت و مقام تو افتخار میکنم و به تو وفادارم، هرچند که ظاهراً نشانههایی از بندگی مثل حلقهای در گوش و طوقی در گردن دارم.
من شدم بر تر و خشک مدح تو واقف از آنک
همچو خصمان خشک مغز از جهل و تر دامن نیم
هوش مصنوعی: من به خوبی از فضایل و خوبیهای تو آگاه شدم، چرا که مانند دشمنان جاهل، خشک و بیروح نیستم.
در ثنای تو زبان آتش کنم مانند شمع
زانکه در معنی گزاری چون لگن الکن نیم
هوش مصنوعی: من در ستایش تو زبانم را به شعله میسوزانم، مانند شمعی که میسوزد و نوری میدهد. زیرا در عمق معنی تو مانند ظرفی توخالی نیستم.
کوچ نزدیکست و من محروم از تشریف تو
چند گویی صبر و صبر آخر که من ز آهن نیم؟
هوش مصنوعی: زمان نزدیک است که کوچ کنیم و من از دیدار تو محرومم. چند بار میتوانم بگویم صبر کن؟ در نهایت، من مثل آهن نیستم که بتوانم به راحتی تحمل کنم.
کار من دریاب و یک ره دشمنم را کور کن
زانکه گرچه ناکسم بی دوست و بی دشمن نیم
هوش مصنوعی: من را درک کن و راهی بیاب تا دشمنت را نابینا کنی، زیرا من بدون دوست و دشمن، هیچ ارزشی ندارم.
آنکه او انعام از من باز گیرد تو نیی
وان که او از تو طمع بردارد آن کس من نیم
هوش مصنوعی: کسی که از من محبت و نعمت را دریغ کند، تو نیستی؛ و کسی که از تو انتظار و طمع دارد، آن شخص نیز من نیستم.