برگردان به زبان ساده
دین پناها! دم جانبخش ترا
نفس روح امین می گویم
هوش مصنوعی: ای دین، تو پناه منی! من با نفس روحانی خود، به تو سلام میگویم و از تو یاری میطلبم.
وز سخن های تو یک نادره را
رشگ صد در ثمین می گویم
هوش مصنوعی: از صحبتهای تو یکی از نادرترینها را به حسادت صد برابر طلا میگویم.
نیست مثل تو نه در صوب عراق
در همه روی زمین می گویم
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو در دیار عراق و در تمام جهان وجود ندارد.
آسمان پیش تو بر خاک نهد
به سر تو که جبین می گویم
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر تو به زمین میآید و بر تو سایه میافکند، چون تو را به نهایت عزت میشناسم.
بر مگیر این به گران روی ز من
علم الله که یقین می گویم
هوش مصنوعی: این سخن را از من نپذیر، ای گرانقدر، چرا که به خداوند قسم میخورم که این را با اطمینان میگویم.
تا بدیدم قلم و دست ترا
صفت هر دو چنین می گویم
هوش مصنوعی: وقتی که به قلم و دست تو نگاه کردم و ویژگیهای هر دو را دیدم، اینگونه سخن میگویم.
دست را خواجه کان می خوانم
کلک را شحنه دین می گویم
هوش مصنوعی: من دست را به نام خواجه میخوانم و قلم را به عنوان نگهبان دین معرفی میکنم.
این سخن مختصر اولیتر از آنک
در سخن غث و سمین می گویم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من این موضوع را به طور مختصر و ساده بیان میکنم، بهتر از اینکه جزئیات زیاد و بیمورد را مطرح کنم.
تو مشو سرد که در صفه به شب
سخت سرد است همین می گویم
هوش مصنوعی: به خودت سرما نزن، چون در شبهای سرد، وضعیت در آنجا بسیار ناخوشایند است. من فقط همین را میگویم.