برگردان به زبان ساده
شاها بدان خدای که آثار صنع او
جان بخشی و خرد دهی و بنده پروریست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به آن خدایی که آفرینشهایش زندگیبخش و عقلدهنده است و بندگان را پرورش میدهد، توجه کن.
در چنبر قضاش اسیرند و ممتحن
هر هستیی که در خم این چرخ چنبریست
هوش مصنوعی: موجودات در قضا و قدر گرفتارند و هر چیزی که در این مدار زندگی قرار دارد، تحت آزمایش و سنجش قرار میگیرد.
کز آرزوی بزم تو کز آسمان بهست
این خسته در شکنجه صد گونه بتریست
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی حضور در محفل تو، این دل خسته و دردمند مانند کسی است که در آسمان به سوی خوشبختی پرواز میکند، اما در عذاب و رنجهای مختلفی گرفتار است.
گر جان او نه معتکف آستان تست
از رحمت و هدایت جان آفرین بریست
هوش مصنوعی: اگر جان او به درگاه تو پناه نبرد، رحمت و هدایت خداوند جانها برای او نخواهد بود.
گفتند کرد شاه جهان از اثیر یاد
وز اشهری که پیشه او مدح گستریست
هوش مصنوعی: گفتند که پادشاه بزرگ جهان از چیزهای ارزشمند و باارزش یاد میکند و از شهری که کارش ستایش و تعریف است.
گفتم ز دور ماندن من دان که شاه را
گه دل سوی اثیر و گهی سوی اشهریست
هوش مصنوعی: گفتم که از دوری من آگاه باش که دل شاه گاهی به سمت آسمان میرود و گاهی به سمت زمین.
داند خدایگان که سخن ختم شد به من
تا در عراق صنعت طبعم سخنوریست
هوش مصنوعی: خدایگان آگاه است که صحبتها به من پایان یافته و من در عراق توانایی هنری و سخنوری دارم.
خضرم به نطق و خاطر من چشمه حیات
بحری به جود و عرصه ملکت سکندریست
هوش مصنوعی: سخن و اندیشهام مانند سبزهای است که زندگی را به من میبخشد، و بخشش من به اندازهی دریا است، در حالی که سرزمین من مانند سلطنت اسکندر بزرگ است.
هر نکته ای ز لفظ من اندر ثنای تو
رشگ حدیث فرخی و شعر عنصریست
هوش مصنوعی: هر چه من از زیبایی های تو بگویم، به قدری زیبا و دلنشین است که گویی حرف های دلنشین و شعرهای معروف را تکرار میکنم.
در عصر تو معزی ثانی منم از آنک
بر درگه تو دمدمه کوس سنجریست
هوش مصنوعی: در زمان تو، من معزی دومی هستم، چون در آستانهات صدای سنجری به گوش میرسد.
مقبل کسم که بر در دکان روزگار
هستم سخن فروش و مرا شاه مشتریست
هوش مصنوعی: من در کنار فروشگاه زندگی ایستادهام و به سخن گفتن مشغولم، مشتری بزرگ و والایی دارم که مهمترین فرد در این بازار است.
بر من گزین مکن که نباید چو من به دست
وز پای مفگنم که حدیثم نه سر سریست
هوش مصنوعی: به من انتخابی نکن، زیرا نباید مانند من باشی. هم دست و هم پا را از من دور کن، چرا که سخنان من سطحی و بیمحتوا نیستند.
عیسی و خرمنم تو نپرسی که از چه روی؟
ای آنکه عکس تو خورشید و مشتریست
هوش مصنوعی: از تو نمیپرسم که چرا بر من خرده میگیری، ای کسی که نور و زیباییات همانند خورشید و سیارات است.
یعنی که گرچه عیسی وقتم گه سخن
نا آمدن به خدمت بزم تو از خریست
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که اگرچه عیسی نیز در زمان خودش نتوانسته به میهمانی و محفل تو بیاید، این به معنای کمارزشی آن محفل نیست. در واقع، این جمله به نوعی اشاره به اهمیت و ارزش آن مجلس دارد که حتی بهترینها نیز نمیتوانند در آن حضور پیدا کنند.
خالی مباد عرصه عالم ز عدل تو
تا پیشه زمانه جافی ستمگریست
هوش مصنوعی: دنیا نباید از انصاف و عدل تو خالی باشد، زیرا در غیر این صورت، ستمگری و ظلم در آن حاکم خواهد شد.