برگردان به زبان ساده
کرم پناه جهان عز دین تویی که ز تو
بها و عزت دین هر زمان برافزونست
هوش مصنوعی: ای کرم و رحمت تو، پناهگاه تمام جهان هستی، تویی که به خاطر وجود تو، ارزش و عزت دین هر لحظه بیشتر میشود.
خدای داند و او عالم الخفیاتست
که بر کمال بزرگیش عقل مفتونست
هوش مصنوعی: خداوند که دانای همه رازهاست، به قدری بزرگ و کامل است که عقل انسان در برابر عظمت او حیران و گیج میشود.
که دوستداری و اخلاص من به حضرت تو
به غایتی است که از حد وهم بیرونست
هوش مصنوعی: عشق و وفاداری من به شما به اندازهای است که فراتر از تصور و اندیشه انسان قرار دارد.
به تیغ، مهر تو از من جدا نشاید کرد
از آنکه مهر تو با خون و گوشت معجونست
هوش مصنوعی: تاجایی که به تو مهر و محبت دارم، هیچ چیز نمیتواند این ارتباط را قطع کند، زیرا عشق تو عمیقتر از هیچ چیز دیگری است و به زندگیام گره خورده است.
که از ثنای تو نثرم چو صنعت صنعاست
که از مدیح تو نظمم چو در مکنونست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ستایش و توصیف تو برای من مانند یک هنر است، آنقدر زیبا و ماهرانه که نگنجد. همچنین، نظم و شعری که درباره تو میسرایم، به اندازهای ارزشمند و پنهان است که در دل خود یک گنجینه به شمار میرود.
ثنا بلطف کرامت مدام مسموعست
دعا به حسن اجابت همیشه مقرونست
هوش مصنوعی: ستایش با لطف و بزرگواری همیشه شنیده میشود، و دعا به همراه نیکی و اجابت همواره همراه است.
تویی که بر من و امثال من اگر چه کمند
ترا به فیض عطا منتی دگرگونست
هوش مصنوعی: تو هستی که بر من و امثال من، اگرچه من در وضعیت ضعفی قرار دارم، اما نعمت و لطف تو به گونهای است که بار دیگر مرا تغییر داده است و از این بابت، من نسبت به تو دین دارم.
هزار بار فزون گوشمال رای تو خورد
مه منیر که از گردنان گردونست
هوش مصنوعی: چندین بار از تو شنیدهام که به من تذکر دادهای، اما من همچنان به آنچه که تو میگویی، توجهی نمیکنم، چون عظمت و شور حیات من از والایی آسمانهاست.
بگویم این و ترا دم نمی دهم بالله
که در یکی دم تو صد لطیفه مضمونست
هوش مصنوعی: میگویم که اگر بخواهم دربارهات صحبت کنم، نمیتوانم فقط به یک نفس اشاره کنم، زیرا در هر نفس تو نکات زیبایی نهفته است.
عطاست کز تو و از طبع تست ناموزون
بجز عطا حرکات تو جمله موزونست
هوش مصنوعی: عطری که از وجود و طبیعت تو ناشی میشود، نامنظم است، اما تمام حرکات و رفتارهای تو به جز آن، هماهنگ و موزون است.
چرا ز حال من و رنج من نمی پرسی؟
که هر شبی ز عرض بر تنم شبیخونست
هوش مصنوعی: چرا از وضعیت و درد من نمیپرسی؟ چون هر شب مانند یک حمله به جانم است.
هزار بار دلم زخمهای حادثه خورد
ولیک هرگز ازین سان نبود کاکنونست
هوش مصنوعی: دل من هزاران بار از مشکلات و سختیها زخم خورده است، اما هرگز مانند الان این چنین آسیبدیده و نگران نبودهام.
گرفته ام که نگویی مرا که تو چونی؟
که این شرف نه سزاوار قدر هر دونست
هوش مصنوعی: من به خودم این اجازه را دادهام که از تو نپرسم وضعیتت چگونه است، چون این مقام و جایگاه شایستهی هر کس نیست.
مرا که وقت کرم سر جریده فرمایی
درین میانه فراموش کرده ای چونست؟
هوش مصنوعی: چرا در این میان من را که وقت لطف و مهربانی توست فراموش کردهای؟
دعاست اینکه شب و روز تو همایون باد
برین حدیث چه حاجت که خود همایونست؟
هوش مصنوعی: این دعاست که روز و شب تو خوشبخت و خوشیمن باشد. مگر نیاز به بیان این موضوع است که خود تو در حقیقت خوشبختی؟