برگردان به زبان ساده
جهان چون جنان شد ز باد بهاری
چه عذرست ساقی حرامی نیاری
هوش مصنوعی: دنیا به مانند بهشت شده است به خاطر نسیم بهاری، پس چه دلیلی دارد که ای ساقی، نوشیدنی حرامی را نیاوری؟
درافگن بدان آب خشک آتش تر
چو با دست گیتی مکن خاکساری
هوش مصنوعی: آب را به شدت بر آتش بپاش و آن را خاموش کن، اما به یاد داشته باش که با دست خودت نباید نسبت به دنیا فروتن شوی و خود را به خاک بمالی.
ز کاشانه برخیز و مجلس برون بر
که بنشست آنک گل اندر عماری
هوش مصنوعی: از خانه بیرون برو و به مجلس برو، چون گلی که در باغ نشسته، دیگران هم منتظرند.
چو وامق شده بلبل بیدل اکنون
که گل شد به بستان به عذر اعذاری
هوش مصنوعی: وقتی که بلبل عاشق و دلشکسته شد، اکنون که گل در باغ شکفته است، برای آن بهانهای داریم.
کند بر هوا ابر گوهرفشانی
کند در چمن باد صورت نگاری
هوش مصنوعی: ابر در آسمان به زیبایی میدرخشد و مانند جواهراتی درخشان، به زمین نگاه میکند. باد هم در چمنها میرقصد و شکلهای زیبا و دلنشین به وجود میآورد.
سر نافه مشگ تبت گشاید
همی سحر باد سحر در صحاری
هوش مصنوعی: هر صبحگاه نسیم عطر خوش نافه مشکی را به دشتها میپراکند و زیباییهای طبیعت را بیدار میکند.
صبا شد مهندس که از خاک تیره
که دارد کنون بوی مشگ تتاری
هوش مصنوعی: نسیم بهار با خود بوی خوش مشک را از خاک تیرهای که دارد به ارمغان آورده است.
برانگیخت چندین تصاویر معجز
زهی چرب دستی زهی خوب کاری
هوش مصنوعی: چندین تصویر جالب و شگفتانگیز بهوجود آمد، که به خاطر دستی ماهر و کار خوب است.
اگر ساقی لاله دارد پیاله
چرا نرگس آمد بدین پر خماری؟
هوش مصنوعی: اگر ساقی برای ما شرابی از لاله آماده کرده است، پس چرا نرگس در این حالت پر از خماری و سرمستی به بین نمیآید؟
چو از حجره غنچه شاه ریاحین
دهد بار چون نیکوان حصاری
هوش مصنوعی: وقتی که غنچه گلها از جایی خارج میشود و بارش را به دوش میکشد، چون نیکوکاران در حصاری محکم و زیبا قرار میگیرند.
قبا از ستبرق کلاه از زبرجد
کمر بسته پر گوهر شاهواری
هوش مصنوعی: لباسی از پارچه نرم و زیبا پوشیده و کلاهی از سنگ قیمتی بر سر دارد، و کمری پر از جواهرات به خود بسته است.
الا انعم صباحک زند عندلیبش
کند خطبه ملک از سرو ساری
هوش مصنوعی: صبح بخیر، امیدوارم روزت خوب باشد. در این روز زیبا، مانند بلبل که درخت سرو را زینت میبخشد، شادی و زیبایی برایت باشد.
مصیبت زده از چه آمد بنفشه
که بنشست در جامه سوگواری
هوش مصنوعی: شخصی که دچار مصیبت و اندوه شده است، از کجا میتواند گل بنفشه را ببینید که در لباس عزاداری نشسته است؟
از زان از قفا پشت خم، عمر کوته
چو بدخواه خسرو به صد گونه زاری
هوش مصنوعی: عمر کوتاه است و ما پشت به زیباییها در نگرانی و دلسوزی به سر میبریم، مانند کسی که برای بدی دیگران به انواع شیوهها اشک میریزد.
شه مملکت بخش مظلوم بخشای
که تیغش کند با عدو ذوالفقاری
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به مظلومان کمک کن، که نیروی تو مانند تیغی است که در برابر دشمنان همچون ذوالفقار عمل میکند.
جهانگیر شاها تو آن پادشاهی
که دارای فرمان ده روزگاری
هوش مصنوعی: ای جهانگیر، تو آن پادشاهی هستی که فرمانروایی تو بر روزگاران گواهی میدهد.
گه بزم، شاه ملایک نهادی
گه رزم شیر ممالک شکاری
هوش مصنوعی: گاهی در مجلس مهمانی، تو را مانند پادشاهی میان فرشتگان قرار میدهند و گاهی در میدان جنگ، همچون شیر در میان قلمرو شکار میکشی.
هزاران تهمتن به میدان رزمی
هزاران فریدون به هنگام کاری
هوش مصنوعی: هزاران قهرمان در میدان جنگ همچون هزاران فریدون در هنگام انجام کارهای بزرگ و دشوار.
اگر صدمه گرز تو کوه بیند
فرو ریزد از هم ز بی اختیاری
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو آسیب بزند، کوهی که به نظر محکم میآید نیز از شدت ناچاری و بیاختیاری فرومیریزد.
و گر صولت خشم تو چرخ یابد
چو زیبق شود حالی از بی قراری
هوش مصنوعی: اگر خشم تو به اوج برسد، همچون آتش که شعلهور میشود، حالتی از بیقراری و اضطراب به وجود میآید.
به رحمت نظر کن زمین و زمان را
چو در تحت حکم تواند اضطراری
هوش مصنوعی: به رحمت نگاه کن به همه چیز، زمین و زمان، چون همه تحت فرمان چیزی بدیهی و ضروری هستند.
ز یمن یمینت زند ابر دریا
به وقت غنا لاف صاحب یساری
هوش مصنوعی: به خاطر برکت و نعمت تو، ابرهای دریا در زمان خوشی و شادی باران میبارند و من از قدرت و ثروت تو سخن میگویم.
چه نسبت بود ابر را با کف تو
کزو قطره بارد تو خود بدره باری
هوش مصنوعی: در اینجا به رابطهی ابر و کف دست تو اشاره میشود. ابرهایی که باران میبارند، هیچ نسبتی با کف دست تو ندارند، زیرا تو خود میتوانی باران را در دستت دریابی. این بیانگر این است که اگرچه ابرها باران میبارند، اما وجود تو به عنوان یک منبع و گیرندهی باران اهمیت بیشتری دارد.
خرد تیره گشته است و اندیشه تیره
به دریای جود تو از بی کناری
هوش مصنوعی: عقل و فکر من در تاریکی فرو رفته و مانند دریا گند است، اما با وجود این، امیدم به سخاوت و بزرگواری توست که بیپایان و نامحدود است.
در اطراف کونین شغلی ندارم
ورای مدیح تو جز کردگاری
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کاری ندارم و فقط به غیر از ستایش تو، مشغول به انجام خدمات تو هستم.
حقیقت شناسم که در آفرینش
همه ناقصند و تو کامل عیاری
هوش مصنوعی: در درک حقیقت، متوجه میشوم که همه موجودات در خلقت خود دارای نقص هستند، اما تو در کمال خود بینظیری.
بسیط جهان صیت عدل تو دارد
زهی تخت گیری زهی بختیاری
هوش مصنوعی: جهان بزرگ به خاطر عدالت تو مشهور است؛ خوشا به حال کسی که بر تخت تو نشسته و بخت یاریاش کرده است.
حیاتی است باقی مرا این قصیده
که در مدح تو کرده ام جانسپاری
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که این قصیده که در ستایش تو نوشته شده، برای من زندگی و ارزش زیادی دارد و من تمام وجودم را برای آن وقف کردهام.
تو باقی بمان کز تب و تاب فکرت
مرا محترق گشت خون در مجاری
هوش مصنوعی: تو همیشه بمان، زیرا فکر و احساسات من به قدری شدت گرفته که خونم در رگهایم به جوش آمده و به حالتی پرهرج و مرج درآمده است.
الا تا کند مجمر لاله هر شب
نسیم صبا پر ز عود قماری
هوش مصنوعی: بگذار هر شب نسیم صبا عطر و بوی خوش چوب عود را از لاله به دَم آورد.
ترا باد در مملکت پادشاهی
ترا باد بر دشمنان کامگاری
هوش مصنوعی: تو در سرزمین پادشاهی قدرت و عظمت داری و باد در مقابل دشمنانت به تو یاری میرساند.
نکردی تو با هیچ ابنای دولت
گه عهد و میثاق زینهار خواری
هوش مصنوعی: تو با هیچکس از اهل قدرت و قدرتداران پیمان و عهد نبستی، پس چه tristeza و کمی احترامی در این میان وجود دارد.
ز آفات گردون و عاهات دنیا
تو جاوید در حفظ و زنهار باری
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و خطرات دنیا و بلایای زندگی، تو همیشه در امان و در حفظ ماندی.