برگردان به زبان ساده
زهی بر خطت آسمان سر نهاده
جهان بر سر جاهت افسر نهاده
هوش مصنوعی: عجب نیکو است که آسمان سر خود را بر روی خط تو گذاشته و جهان، تاجی بر سر مقام تو قرار داده است.
تف تیغ خونخوار آتش فشانت
عدوی ترا خون به دل در نهاده
هوش مصنوعی: تیر تند تو که مانند آتش به سمت دشمن پرتاب میشود، به دشمنی که خون به دل تو کرده، آسیب میزند.
وشاقان افلاک یعنی کواکب
به بزم تو ساغر به کف بر نهاده
هوش مصنوعی: ستارهها به مهمانی تو آمدهاند و در دستانشان جامی پر از نوشیدنی است.
حریفان ایام یعنی طبایع
به حکم تو چون گردنان سر نهاده
هوش مصنوعی: رقبا و حریفان روزگار مانند گردنهایی هستند که به خاطر فرمان تو تسلیم شدهاند.
خرد رایت ورای تو دیده وانگه
غرامت بر افلاک و اختر نهاده
هوش مصنوعی: خرد تو را زیر نظر دارد و چیزهایی را که نمیتوانی ببینی، در عوض، غم و اندوهت را در آسمان و در میان ستارهها جای داده است.
سر نیزه آب رنگت به میدان
گه حمله آتش در اخضر نهاده
هوش مصنوعی: سر نیزهی تو در میدان جنگ مانند آبرنگی است که به جلوه در آمده و در آتش و شعلۀ سبز (آتشزدن) قرار گرفته است.
ز رشگ رقمهای کلکت عطارد
قلم خرد بشکسته، دفتر نهاده
هوش مصنوعی: از حسادت به زیباییهای چهرهات، قلم نازک و خوشخط عطارد هم دچار شکستگی شده و نتوانسته نوشتهای را بر صفحه بیاورد.
حسام ترا دیده بهرام و در کف
گرفته دف از بیم و خنجر نهاده
هوش مصنوعی: حسام را دیدهی بهرام میداند و در دست دارد دف را، از ترس خنجر را هم آماده کرده است.
ز صد جز و اقبال تو حق تعالی
یکی جز و در سعد اکبر نهاده
هوش مصنوعی: از میان تمام نعمتها و خوشبختیهایی که خداوند برای تو به ارمغان آورده، فقط یکی از آنها را به عنوان بزرگترین سعادت برای تو قرار داده است.
قضا بر سر کوه و در پای دریا
ز بهر تو زر بسته گوهر نهاده
هوش مصنوعی: سرنوشت تو را در قله کوه و در عمق دریا نظاره کرده و به خاطر تو گنجینهای از ثروت و زیباییها را قرار داده است.
عدوی ترا دور این هفت گلشن
بجز مرگ ده خار دیگر نهاده
هوش مصنوعی: دشمن تو در این هفت باغ، جز مرگ، چیز دیگری نمیتواند به تو آسیب بزند.
اگر چند غز در پی ملک سنجر
قدمهای کین هست بی مر نهاده
هوش مصنوعی: اگر چند غز در جستجوی ملک سنجر هستند، باید بدانند که انتقام و کینهجویی نتیجهای نخواهد داشت.
تو خواهی بدان غز که تا حشر باشد
خراج تو بر ملک سنجر نهاده
هوش مصنوعی: تو میخواهی بدانی که تا روز قیامت، مالیات تو بر سرزمین سنجر قرار داده شده است.
وگرچه سمندر نسوزد که صانع
بدو هست این خاصیت در نهاده
هوش مصنوعی: هرچند سمندر در آتش نمیسوزد زیرا خالق او این ویژگی را در او قرار داده است، اما این موضوع نشاندهنده قدرت و خصوصیات منحصر به فردی است که در او نهفته است.
نماند بسی کاتش تیغ تیزت
بود داغ کین بر سمندر نهاده
هوش مصنوعی: مدت زیادی نگذشته که آتش تیز شمشیر تو بر سمندر داغ کینهای گذاشته است.
بر آنست سیمرغ دولت که باشد
به صحرای ملک و شهپر نهاده
هوش مصنوعی: سیمرغ به عنوان نماد عظمت و بزرگی در نظر دارد که در دشتهای کشور حکمرانی کند و بالهایش را به نمایش بگذارد.
بر آنم که بینم ز تأثیر عدالت
سر باز، پیش کبوتر نهاده
هوش مصنوعی: میخواهم ببینم که آیا عدالت میتواند تأثیری داشته باشد یا نه، حتی وقتی که یک سر باز از آن فاصله بگیرد و در کنار کبوتر قرار بگیرد.
ایا شهریاری که بر خاک پایت
سر سروان هست یکسر نهاده
هوش مصنوعی: آیا شهریاری که سروران بر خاک پایش خم شدهاند، خود را در برابر تو خاضع نکرده است؟
همه کاینات آنچه زیرست و بالا
ترا هست مطلق برابر نهاده
هوش مصنوعی: همه چیز در جهان، چه آنچه که در زیر است و چه آنچه که در بالا قرار دارد، به گونهای برابر و یکسان شکل گرفته است.
تو دانی که باشد مجیر از فراقت
به کردار عودی بر آذر نهاده
هوش مصنوعی: تو میدانی که آنچه در دل دارم، همچون چوبی است که بر آتش گذاشته شده و به شدت شعلهور است.
از آن بیش خدمت نیامد که عزلت
برین خسته بندیست در خور نهاده
هوش مصنوعی: خدمت و کمکی که از من به دیگران نمیرسد، به دلیل این است که در این انزوا و تنهایی به خستگی و فرسودگی دچار شدهام.
چه او اندرین خانه فقر و محنت
چه یک مهره اندر مششدر نهاده
هوش مصنوعی: در این خانه که پر از فقر و مشکلات است، فرقی نمیکند که چه کسی در آن زندگی میکند و چه ارزش و مقامی دارد.
همی تا بود زلف بر روی خوبان
چو بر برگ گل عنبر تر نهاده
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف بر روی زیبایانی مانند عطر گلهای خوشبو باشد، زیبایی آنها دلانگیزتر میشود.
همی تا بود قاف بهر سکونت
بر اطراف این گوی اغبر نهاده
هوش مصنوعی: تا زمانی که قاف در این محیط قرار دارد، برای سکونت بر اطراف این گوی خاکی نشسته است.
چنان باد کارت به عالم که باشی
ز رتبت قدم بر دو پیکر نهاده
هوش مصنوعی: به گونهای در دنیا عمل کن که همچون باد، آزاد و بیقید و بند باشی و در عین حال، مقام و جایگاه خود را فراموش نکنی. باید بتوانی بر روح و جسم خود تسلط داشته باشی.
ز من این دعا خوش نیابد ولیکن
مبادت ز کف جام و ساغر نهاده
هوش مصنوعی: از من این دعا خوشایند نیست، اما امیدوارم که تو هرگز جام و ساغر را از دست ندهی.
تو در خانه ملک بادی و خصمت
از آن خانه چون حلقه بر در نهاده
هوش مصنوعی: تو در خانهی قدرت و سلطنت هستی و دشمن تو همانند حلقهای بر در آن خانه ایستاده است.