برگردان به زبان ساده
جمال روی ترا رشوه می گزارد ماه
به رو نمای تو جان رفت نیز رشوه مخواه
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات چنان جذاب است که ماه به اندازهای تحت تأثیر قرار گرفته که میخواهد به تو رشوه دهد. حتی جان من هم تحت تأثیر این زیبایی قرار گرفته، ولی تو نیازی به رشوه ندارتی.
منم منم که ز جور تو آگهی دارم
تویی تویی که ز حال دلم نیی آگاه
هوش مصنوعی: من خودم را خوب میشناسم و از ظلم و ستم تو باخبرم، اما تو از وضعیت قلب من هیچ اطلاعی نداری.
عجب مدار که بر من بتاخت لشکر غم
هر آینه سپه آید چو بر نشیند شاه
هوش مصنوعی: تعجب نکن که لشکر غم بر من حملهور شده است؛ چرا که هرگاه که شاه بر نشیند، سپاهی به دنبالش خواهد آمد.
چو ماه سی شبه پنهان شدم ز دیده خلق
به درد عشق تو ای چارده شبه شده ماه
هوش مصنوعی: مانند ماهی که در شبهای سیتایی پنهان میشود، من نیز از نظر مردم دور شدم به خاطر درد عشق تو، ای ماهی که چهارده شب کامل شدهای.
من از تو دور و ز پیوند من دلت دورست
حدیث دوری دل می رود نه دوری راه
هوش مصنوعی: من از تو فاصله دارم و دل تو نیز از ارتباط ما دور است. صحبت از دوری دل میکند، نه از فاصلههای فیزیکی و مسیرها.
سیاه شد دلم از غم چو دید بر رخ تو
غبار تیره پراکند زیر زلف سیاه
هوش مصنوعی: دل من از غم و اندوه سیاه شد، وقتی که بر چهرهات غبار تیرهای را دیدم که زیر موهای سیاهت پخش شده بود.
به دود آه من آیینه تو تیره شدست
بلی که آینه تاری شود ز دوده آه
هوش مصنوعی: به خاطر گریهها و نفسی که از دل برمیآید، حال من مانند آینهای تار و کدر شده است، زیرا آینه به واسطهی دود نیز تیره میشود.
مباد روزی کز کرده تو ناله کنم
به پیش خسرو ایران سیف دین آله
هوش مصنوعی: مبادا روزی برسد که بخواهم به خاطر تو در پیش فرمانروای ایران و سیفالدین شکایت و ناله کنم.
زهی ضمیر تو از حال روزگار، خبیر
زهی یقین تو از سر اختران آگاه
هوش مصنوعی: عجب است که ذهن تو از وضعیت روزگار باخبر است، و عجبتر این که تو از سرنوشت ستارهها نیز آگاه هستی.
تویی که از نفست خوشدلی پذیرد بزم
تویی که از قدمت مرتبت ستاند گاه
هوش مصنوعی: تو آنی که بزم شاد و خوشی را از نفسات میگیرد و به خاطر قدمهای توست که مقام و منزلت به دست میآید.
در آن زمین که سم مرکبت گذر سازد
به جای خار بر آید ز خاره مهر گیاه
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی که اسب تو بتواند حرکت کند، به جای خارها، گیاهانی که نشانهی محبت و محبت هستند، رشد خواهند کرد.
هوای عدل تو در اعتدال هست چنان
که کهربا نتواند درو ربودن کاه
هوش مصنوعی: هوا و فضا به قدری تحت تأثیر عدالت تو است که مانند کهربا، نمیتواند کاه را از آن جدا کند.
خطاب صبح ز دیوان آفتاب اینست
به حضرت تو که یا سیدا و یا مولاه
هوش مصنوعی: صبحت بخیر! آفتاب از دیوان خود به تو پیامی دارد و آن این است که ای سید و ای مولای من.
به طوع عدل تو با باز بر زند تیهو
به داغ لطف تو بر شیر نر زند روباه
هوش مصنوعی: با مهربانی و انصاف تو، پرندهای که شکارچی به حساب میآید، در دام محبت تو به چنگ میآید، و روباه که مظهر زیرکی است، شجاعت و قدرت شیر را میشکند.
شها روایت این شعر رسم تهنیه نیست
شکایتی است ز بخت و شفاعتی است به شاه
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که گفتهها و داستانهایی که روایت میشود، تنها یک شیوه برای تبریک گفتن نیست، بلکه نشاندهنده نارضایتی از سرنوشت و تقاضای کمک از پادشاه است.
اگر چه نور به خورشید بردن از جهل است
روا بود که به دریاست بازگشت میاه
هوش مصنوعی: اگر چه نشان دادن نور به خورشید کار بیهودهای به نظر میرسد، اما به هر حال میتوان به دریا بازگشت و از آن بهرهمند شد.
به خدمت تو شناسای روزگار شدم
به اعتراف خرد در جراید افواه
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، به خوب و بد روزگار آشنا شدم و این را به اعتراف عقل در گفتههای مردم بیان میکنم.
ترا به هر قدمی صد هزار چون من هست
منم که جز تو ندارم، حدیث شد کوتاه
هوش مصنوعی: به ازای هر قدمی که برمیداری، هزاران نفر مانند من وجود دارند، اما من کسی هستم که جز تو هیچکس دیگری را ندارم و این داستان به طور خلاصه بیان میشود.
اگر تهاون خدمت شدست چندین وقت
نبود از آنکه روانم نبود طاعت خواه
هوش مصنوعی: اگر در خدمت به خدا کوتاهی کردهام و زمان زیادی را از دست دادهام، این به خاطر آن است که روح من آنقدری آمادگی نداشته که به عبادت و پرستش بپردازد.
ولی کراهیت پادشام دور افگند
که دور با دل نازنینش از اکراه
هوش مصنوعی: بعضی از چیزها باعث میشود که پادشاهی از دوری دلخسته و ناراحت شود، زیرا دل عزیز او از این جدایی رنج میبرد.
همیشه عز و جلال و علا و مرتبتش
به کام بخت فزون باد بر فزونی جاه
هوش مصنوعی: همیشه مقام و بزرگی و اعتبارش بیشتر و بیشتر شود و خوشبختی او فزونی یابد.
یکی ز وقت به وقت و یکی ز روز به روز
یکی ز سال به سال و یکی ز ماه به ماه
هوش مصنوعی: افراد در زمانهای مختلف و با دوری و نزدیکی متفاوتی با یکدیگر در ارتباط هستند؛ برخی در فواصل زمانی کمتر و برخی دیگر در فواصل بیشتر.