برگردان به زبان ساده
زهی از فر تو گشته جهان نصرت آبادان
زهی در عهد تو دیده زمانه عدل نوشروان
هوش مصنوعی: خوشا به حال جهانی که به برکت تو در امنیت و سربلندی است. در زمان تو، چشم دنیا عدالت و انصاف را مشاهده میکند.
به نصرت دور گردونی به حرمت کعبه ثانی
به رتبت اوج خورشیدی به کنیت سایه یزدان
هوش مصنوعی: به یاری چرخ گردان و به حرمت کعبه دوم، به مقام بلند خورشید و به لقب سایه خداوند.
چو تو ساغر نهی بر کف ترا جنت سزد مجلس
چو تو جولان کنی در صف ترا گردون سزد میدان
هوش مصنوعی: وقتی تو جامی را در دست میگیری، بهشت به تو میآید. وقتی تو در میان جمع به نمایش مهارتهایت میپردازی، آسمان هم میدان برگزاری این نمایش میشود.
تو داری معجز موسی که اندر آتش حمله
تو از رمح اژدها سازی گر او کرد از عصا ثعبان
هوش مصنوعی: تو قدرتی داری مانند معجزه موسی که وقتی به آتش میروی، میتوانی از نیزهات اژدهایی بسازی. اگر او عصایش را به ثعبان تبدیل کرد، تو هم میتوانی کارهای بزرگتری انجام دهی.
کسی را کو ببیند دست و تیغت در صف مردی
همه دستان و زرق آید حدیث رستم دستان
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را ببیند که با شمشیر و قدرتت در میان دیگران ایستادهای، همهی دستان و زیباییها به یاد داستان رستم دستان میافتند.
توانم خورد سوگندی که آنرا نیست کفارت
به خاک پای تو یعنی به آب چشمه حیوان
هوش مصنوعی: من میتوانم با یک وعده به تو بگویم که هیچ چیزی نمیتواند جای رمق و قدرت تو را بگیرد، یعنی به اندازهی زندگی و وجودت برایم ارزشمند است.
که کرد از پیش و خواهد کرد از اکنون تا گه محشر
فلک با دولتت بیعت ظفر با رایتت پیمان
هوش مصنوعی: که پیش از این، قدرت تو را برسم گرفته و اکنون نیز ادامه خواهد داشت تا روز قیامت، آسمان با حکمت تو بیعت میکند و با پرچم تو پیمان میبندد.
کسی کو هست هم کشتی و هم طوفان تویی زیرا
که وقت رحمتی کشتی و گاه هیبتی طوفان
هوش مصنوعی: شخصی که همزمان هم قایق نجات است و هم طوفان، تو هستی، زیرا در زمان رحمت، تو مانند قایق نجات میمانی و در زمان قدرت و هیبت، به مانند طوفان ظاهر میشوی.
ترا ایزد ز آب و خاک نسر شتست پنداری
که کردست از تو هر عضوی ز فر و فضل دیگرسان
هوش مصنوعی: تو را خداوند از آب و خاک آفریده است و این خیال نکن که هر بخشی از وجودت به یک شکل و کیفیت خاصی برگزیده شده است.
زبان از شکر و طبع از آب و روی از نور و لفظ ار در
سر از رحمت دل از شفقت تن از عصمت کف از برهان
هوش مصنوعی: زبان مانند شکر شیرین است، طبع و ویژگیهای فرد از آب صاف و زلال به نظر میرسد، چهرهاش مانند نوری درخشان است. اگر سخنی از رحمت در دل دارد، دلش پر از محبت است، تن او از پاکی و عصمت خالی نیست و دستش مملو از دلایل محکم و برهان است.
به زخم تیغ کم کردی ز گیتی زحمت فتنه
به نوک نیزه بنشاندی ز عالم آفت عصیان
هوش مصنوعی: به خاطر زخم چ blade که بر تن زدی، از درد و رنج دنیا کاستی. با قرار دادن فتنه بر بالای نیزه، آفت عصیان را بر عالم نمایاندی.
اگر چه نصرت و فتح تو چندان شد که می گردد
زبان از شکر آن عاجز خرد در وصف آن حیران
هوش مصنوعی: با وجود اینکه پیروزی و موفقیت تو به قدری بزرگ و زیاد است که زبان از وصف آن ناتوان است، اما عقل و خرد نیز در توصیف این همه نعمت و فتح شگفتزده و حیران ماندهاند.
ولیک این نوبت آن گردی به عون بخت و لطف حق
که چشم هیچکس در هیچ عهد از کس ندیدست آن
هوش مصنوعی: این بار، به یاری شانس و رحمت حق، چیزی را تجربه خواهی کرد که هیچکس در هیچ زمان و از هیچ کسی شاهد آن نبوده است.
به سال پانصد و هفتاد و هشتم روز عاشورا
سحرگه روز آدینه قمر در ثالث میزان
هوش مصنوعی: در صبح روز جمعه، در تاریخ پانصد و هفتاد و هشتمین سال، در روز عاشورا و در فصل پاییز، ماه در برج میزان قرار داشت.
به فر دولت وافی به عون نصرت کافی
به سعد طالع میمون به لطف قوت ایمان
هوش مصنوعی: با رحمت و حمایت الهی، موفقیتهایی که به دست میآوریم، به خاطر شانس و طالع خوب ماست و اینها همه به لطف و قدرت ایمان ما بستگی دارد.
نمودی از سر شمشیر با بدخواه برهانی
که شد بر طالع سعدت دلیل و حجت و برهان
هوش مصنوعی: تو با درخشش شمشیری که در برابر بدخواهانت به نمایش گذاشتی، دلیلی محکم و روشنی بر خوشبختیات ارائه کردی.
تعالی الله چه ساعت بود آن ساعت که اندر صف
ز بهر کین میان بستی و بر یکران گشادی ران
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است؛ چه ساعتی بود که تو به خاطر انتقام، در صف ایستادی و بر افراد مقابل خود حمله کردی!
به زیرت صرصر تازی به دستت آتش هندی
شده زان آهن و صرصر مخالف بی سر و سامان
هوش مصنوعی: به زیر تندباد سردی که به تو میوزد، آتش عشق و احساس در دستانت شعلهور است. این آهن و تندباد مخالف، بینظم و بیسرپرست به نظر میرسند.
تو چون شیر و سر رمح تو همچون اژدها گشته
میان شیر و اژدرها شده خصم تو سرگردان
هوش مصنوعی: تو مانند شیری و نیزهات همچون اژدهایی شده است. میان شیر و اژدها، دشمن تو در سردرگمی و حیرت است.
بدان تا در صف هیجا شود نظاره تیغت
ملک عاجز شد از طاعت فلک ساکن شد از دوران
هوش مصنوعی: بدان که وقتی تیغ تو در میدان نبرد نمایان میشود، حتی ملک نیز از اطاعت و فرمانبری ناتوان میشود و آسمان به آرامش و سکون در میآید.
شد از رمح غلامانت هوا با نیسان همبر
شد از گرد سوارانت زمین با آسمان یکسان
هوش مصنوعی: به خاطر نیرو و عظمت خدمتگزارانت، آسمان با نواختن نیسان به زمین نزدیک شده است و زمین هم با سوارانت به آسمان شباهت پیدا کرده است.
ز تف حمله گرمت عدو را آه شد چون یخ
ز زخم خنجر تیزت فلک را کنده شد دندان
هوش مصنوعی: از شدت حملهات، دشمن را مانند یخی ذوب کردی. بر اثر زخم چاقوی تیزت، دندان آسمان شکسته شد.
فغان و بانک کوس افگنده در صحن زمین غلغل
خروش نای رویین برده بر طاق سپهر افغان
هوش مصنوعی: صدای ناله و بانگ طبل در زمین طنینانداز شده و صدای خروش نای، به آسمان بلند رفته است.
نخست از حلق فرعونان براندی بر زمین دریا
پس از دریا برون راندی به سان موسی عمران
هوش مصنوعی: خداوند به موسى (ع) اجازه داد تا از دریا عبور کند و آن را شکافت، به گونهای که قومش به مسیر خود ادامه دهند. این عمل نمایانگر قدرت و اراده الهى است که فرعونیان را در برابر موسى نابود کرد و او را در این راه یارى نمود.
تو پنداری شد آن ساعت ز بهر کشتن خصمت
فنا بر تیغ تو قبضه، اجل بر تیر تو پیکان
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که در آن لحظه، برای نابودی دشمنات، مرگ بر شمشیر تو تسلط یافته است و سرنوشت، بر تیر تو ویرانی را هدایت میکند.
به تیغ تیز در شبدیز آن کردی کزان صد یک
نه حیدر کرد در صفین نه رستم کرد در توران
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، قدرتی خردکننده و بیرحمانه داشتی که حتی حیدر (علی) در جنگ صفین و رستم در میدانهای توران هم قادر به انجام آن نبودند.
به دست بندگانت در کمان شد ابر نیسانی
که از وی یغلق و یاسج همی بارید چون باران
هوش مصنوعی: ابر نیسانی که با دستان بندگانت به کمان درآمد، به گونهای باران میبارد که همچون باران یغلق و یاسج فرو میریزد.
چو شب کردند در شبدیر روز خصم بیدولت
که آن شب را نخواهد دید هرگز هیچ کس پایان
هوش مصنوعی: وقتی که شب در شبدیر فرا میرسد، دشمن بیدولت دیگر هیچکس آن شب را نخواهد دید و هرگز به پایان نخواهد رسید.
به عون خنجر شیران درگاهت در آن صحرا
سپهر از خون خصم تو سگانرا می کند مهمان
هوش مصنوعی: با کمک خنجر شیران، درگاه تو در آن دشت آسمان، خون دشمنان تو، سگها را مهمان میکند.
چنانست اندران کشو رسری بی تن تنی بی سر
که عاقل باز نشناسد فلان را صورت از بهمان
هوش مصنوعی: در آن مکان، چیزی وجود دارد که مانند سرپوشی است بدون اینکه بدنی داشته باشد و مانند بخشی از بدن بدون سر است. به طوری که حتی افراد باهوش هم نمیتوانند آن را از یکدیگر تشخیص دهند.
تواز بهر کسان بسیار خوان بنهاده ای لیکن
ز بهر کرکسان اکنون در آن موضع نهادی خوان
هوش مصنوعی: تو برای بسیاری از مردم سفرهای گستردهای، اما اکنون سفرهات را برای کرکسها در آن مکان پهن کردهای.
به جان جست آنکه جست از تو ولیکن من بگویم چون؟
گسسته پرچم نیزه، دریده دامن خفتان
هوش مصنوعی: من به جان کسی که از تو دور شده است فکر میکنم، اما چطور بگویم؟ مثل پرچمی که از تیرک جدا شده یا دامن لباسهایی که پاره شدهاند، به هم ریخته هستم.
همیشه رسم قربان بودی اندر عشر ذی الحجه
تو در عشر محرم کرده ای بدخواه را قربان
هوش مصنوعی: در زمان قربانی کردن، همیشه در ایام حج بودی. اما امسال در ایام محرم، تو بدخواه را قربانی کردهای.
نرستند از سر خفت و گر رستند هست اکنون
یکی در گوشه ای عاجز یکی در مسجدی پنهان
هوش مصنوعی: برخی از مردم به دلیل خواب و غفلت از حالشان بیرون نیامدهاند و اگر هم به خود بیایند، اکنون عدهای در گوشهی کوچک و ناتوانی به سر میبرند و عدهای دیگر در جایی مانند مسجد پنهان شدهاند.
فلک دید از شبیخونت که و مه را در آن لشکر
نفس در بر شده زوبین قبا بر تن شده زندان
هوش مصنوعی: آسمان از حملهات مشاهده کرد که در آن شب، ماه در دستهی نفسها محاصره شده و با نیزهای که به تن قبا زده، در زندان گرفتار شده است.
علمشان جمله آوردی و کردی سرنگون یعنی
که چون شد سرنگون دشمن علم جز سرنگون نتوان
هوش مصنوعی: علم و دانش آنها را به زانو درآوردی و به زیر کشیدی، یعنی وقتی که دشمن در هم شکست، دیگر علم نمیتواند چیزی جز شکست برای او به ارمغان آورد.
تو هستی خسرو ایران و در شبدیز با شیرین
حکایت می کند خسرو ز فتح خسرو ایران
هوش مصنوعی: تو شاه ایران هستی و در دنیای خیال، با شیرین از پیروزیهای خود میگویی.
به خوزستان به فال شوم و نام شوم شد خصمت
رفیق او دلی پر درد لیکن درد بی درمان
هوش مصنوعی: به خوزستان که میروم، بدی و نام زشتی به سراغ من میآید. دوست من به دشمنیام تبدیل شده و دلم پر از درد است، اما این درد درمانی ندارد.
ز آه تلخ او زین پس عجب نبود اگر روید
به جای نیشکر حنظل همی از خاک خوزستان
هوش مصنوعی: از اندوه عمیق او نباید تعجب کرد اگر در سرزمین خوزستان به جای نیشکر، گیاه تلخ و بیمزهای مانند حنظل بروید.
کسی کز اول نامش همه شومی است دور از تو
ازو فال نکو جستن ندارد در خرد امکان
هوش مصنوعی: کسی که از ابتدا نامش به بدی معروف است، دور از توست و نمیتوان از او توقع خوشیمنی داشت. این امر در خرد و عقل هم جا ندارد.
برادر مانده اندر بند و لشگر گشته آواره
پیاده جسته از دستت به زرق و حیله و دستان
هوش مصنوعی: برادر در زیر فشار و سختی گرفتار مانده و سربازان به خاطر نیرنگ و فریب تو در حال آوارگی و ناچاری هستند.
اگر بدخواه بغی آورد برد از لشکرت کیفر
و گر دشمن بد اندیشید دید از تیغ تو خذلان
هوش مصنوعی: اگر دشمنی خواسته باشد به تو آسیب برساند، نتیجهای جز شکست برایش نخواهد داشت و اگر کسی با نیت بد به تو حمله کند، تیغ تو او را ناامید میکند.
چنین آید جزای آنکه با دولت زند پهلو
چنین باشد سزای آنکه در نعمت کند طغیان
هوش مصنوعی: پاداش کسی که در کنار نعمتها زندگی میکند، این است که دچار عذاب میشود و کسی که در نعمتها طغیان و نافرمانی کند، باید متحمل عواقب آن باشد.
بنامیزد چنین باید جلال و فتح و پیروزی
کزو دشمن شود غمگین وزو نصرت شود شادان
هوش مصنوعی: برای بدست آوردن جلال و پیروزی، باید به نام او توجه کرد؛ زیرا از این طریق دشمنان غمگین خواهند شد و دوستان و پیروان شاد و خوشحال خواهند گشت.
زهی شاه بلند اختر زهی خورشید روز افزون
که از جان آفرین بادت هزاران آفرین بر جان
هوش مصنوعی: ای کاش، ای پادشاه با ستاره ای بلند، ای خورشید درخشان که هر روز بیشتر از قبل میتابی، بر تو هزاران درود و تحسین فرستند، که از جان آفرینی توست.
شکستی آخر و خستی بداندیشان دولت را
به تیغ آسمان نصرت به رمح اژدها جولان
هوش مصنوعی: سرانجام شکست خوردی و دچار ناامیدی شدی. بداندیشان، سرنوشت را با حملهای از آسمان و یاری که مانند نیزهی اژدهاست، تحت فشار قرار میدهند.
هزیمت کردی اعدا را و بیرون آمدی ناگه
چو ماه از ابر و در از آب و مشگ از ناف و زر از کان
هوش مصنوعی: تو دشمنان را شکست دادی و ناگهان مانند ماه از پشت ابر ظاهر شدی، مثل گلی که از آب بیرون میآید و مشک که از ناف خود خوشبوئی خود را مینماید، یا طلا که از معدن به دست میآید.
همی راندی خوش و خرم به پیروزی و بهروزی
قدم پی بر پی نصرت علم سرتاسر کیوان
هوش مصنوعی: تو با شادابی و خوشحالی به سوی پیروزی و کامیابی پیش میروی، قدم به قدم در مسیر پیروزی گام برمیداری و علمت همچون ستارهای در آسمان، درخشان و نمایان است.
رکابت بر سر فتح و عنانت در کف نصرت
زمانه پیش حکمت سر نهاده بر خط فرمان
هوش مصنوعی: تو در آستانه پیروزی هستی و در دستان تو قدرت یاری زمان قرار دارد. حکمت خود را بر سر فرمانی مهم گذاشتهای و به آن احترام میگذاری.
فلک نصر من الله خواند بر دست تو از مصحف
جهان انا فتحنا گفته با تیغ تو از فرقان
هوش مصنوعی: آسمان پیروزی خدا را به نام تو میخواند، و در کتاب عالم، آیه "ما به تو پیروزی دادیم" را با شمشیر تو از قرآن بیان میکند.
امیران و غلامانت به خدمت پیش تو کرده
همه آب ظفر روشن همه دشوار ملک آسمان
هوش مصنوعی: فرمانروایان و خدمتگذاران تو همگی به پای تو آمدهاند و به تو درود میفرستند، در حالی که دستیابی به موفقیت و قدرت بر دشواریهای آسمان حکمفرماست.
فلک با رایتت هر دم به حسبت کرده دلجویی
ظفر با سنجقت صدره به رغبت کرده جان افشان
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر تو هر لحظه به تو توجه میکند و به پیروزیات احترام میگذارد. تو با جمال و زیباییات جانها را به شوق میآوری و آنها را به خود جذب میکنی.
شنیده صیت اقبال تو هم گردون و هم اختر
بخوانده نامه فتح تو هم دانا و هم نادان
هوش مصنوعی: شایستههای تو را همه جا میشنوند، حتی در آسمان و ستارهها. نام پیروزیات را هم عاقلها میدانند و هم نادانها.
از اکنون تا مهی دیگر به دست قاصد دولت
رسد آواز فتح تو به شرق و غرب و انس و جان
هوش مصنوعی: از حالا تا زمانی دیگر، خبری از پیروزی تو به دست پیغامآور دولت به شرق و غرب و همه جا خواهد رسید.
خداوندا ترا از چار چیز این فتح شد حاصل
ز بنده بشنو این معنی چو بشنیدی حقیقت دان
هوش مصنوعی: خداوندا، این پیروزی به واسطه چهار چیز به دست آمده است. از بندهات این منظور را بشنو و وقتی که شنیدی، حقیقت آن را درک کن.
یکی از فضل یزدان بین دوم از نیت نیکو
سیم فر اتابک دان چهارم دولت سلطان
هوش مصنوعی: از فضل خداوند یکی را ببین، دوم از نیت نیکو. سومی، فرزندی از اتابک و چهارمی، دولت پادشاه است.
همی تا ابر نقاشی کند در فصل فروردین
همی تا باد عطاری کند در نیمه نیسان
هوش مصنوعی: تا زمانی که ابرها در بهار به زیبایی نقاشی میکنند و بادها عطر و تازگی فصل را به همراه دارند.
همی تا عادت آن باشد که عشاق جهان دایم
بنازند از شب وصل و بنالند از شب هجران
هوش مصنوعی: عشقورزان همیشه باید در خوشی و شادمانی به سر ببرند و از شبهای جدایی و دوری شکایت کنند.
جهان باد از رخت خرم کرم باد از کفت شامل
نهادت دایم الصحه وجود ثابت الارکان
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی تو رونق دارد و لطافت تو، همچون کرم در درون خویش، تأثیرگذار است. وجود تو همیشه سالم و ثابت است و به راحتی میتواند همه چیز را در خود بگنجاند.
زمانه پیش تو بنده به فرمانت سرافگنده
فراز نامه نصرت همیشه نام تو عنوان
هوش مصنوعی: زمانه در برابر تو، مانند بندهای فرمانبردار، در حالی که خجالتزده است، پیوسته از پیروزیها و موفقیتهای تو یاد میکند و نام تو همواره به عنوان بهترین و بزرگترین در این یادها ذکر میشود.
ترا هر روز و هر ساعت مسلم فتح دیگرگون
ترا هر لحظه و هر دم مسخر ملک دیگرسان
هوش مصنوعی: هر روز و هر ساعت به شکلی جدید و تازه به دست میآوری و در هر لحظه و هر دم به شیوهای متفاوت تحت سلطهی قدرتی جدید قرار میگیری.
زمین مأمور حکم تست ازو بیخ بدان برکن
جهان شش گوشه ملک تست در وی شاخ تو بنشان
هوش مصنوعی: زمین به فرمان توست، بنابراین ریشهاش را محکم کن. جهان شش گوشهای که در آن قرار دارد، متعلق به توست، پس در آن، شاخههای خود را بکار.
دل و چشم اتابک باد از تو خرم و روشن
مه عمر شما ایمن ز رنج و آفت و نقصان
هوش مصنوعی: دل و چشمان اتابک با وجود تو شاد و روشن هستند. امیدوارم عمر شما از مشکلات، دردها و کمبودها مصون باشد.
تو زان پیر جوان دولت ممالک کرده مستخلص
وی از بخت جوان تو جهانرا دیده آبادان
هوش مصنوعی: تو به واسطهی آن پیر که دولتها را سر و سامان داده، از بخت جوانت، جهانی آباد و آباد دیدهای.
تو همچون نام خود پیوسته ملک آرا و دین پرور
مجیر از جان درین حضرت چو حسان گشته مدحت خوان
هوش مصنوعی: تو مانند نام خود همیشه زیبا و مملو از دین هستی و از جان پاک خود در این مقام همچون حسان، مدح و ستایش میکنی.
فلک تا چند خواهد گشت و عالم چند خواهد بود
دوامت باد ده چندین و عمرت باد صد چندان
هوش مصنوعی: زمان تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و جهان چه مدت پایدار خواهد ماند؟ ای کاش طول عمر تو چندین برابر باشد و زندگیات صد برابر افزونتر گردد.
رفیقت ز اختر میمون جلال و دولت باقی
نصیبت زایزد بیچون بقا و عمر جاویدان
هوش مصنوعی: دوستت از ستارههای خوشیمن برخوردار است و جلال و مقام او پایدار خواهد بود. نصیب تو نیز بیچون و چرا طول عمر و بقا خواهد بود.