برگردان به زبان ساده
نامزد غمی ز دهر ای دل سر گرفته هان
زیر میا نه خوش نشین چون غم تست بیکران
هوش مصنوعی: ای دل، غمِ دنیا تو را گرفت، پس چرا زیر بارِ می نروید؟ چرا خوش و شاد به نظر میرسی در حالی که غم تو بیپایان است؟
صدمه آه من ببین سوخته چنبر فلک
لؤلؤ روی من نگر ساخته گنج شایگان
هوش مصنوعی: نالههای من را ببین که چگونه آسمان را دچار آسیب کرده است. به مروارید روی من نگاه کن، که مانند گنجینهای ارزشمند ساخته شده است.
در طلب جفای من چرخ دو اسبه می دود
زرده شام زیر دست ابلق صبح زیر ران
هوش مصنوعی: در جستجوی بیمهری من، زمان مانند اسبی دوگانه میدود، زردی شام در زیر دستش و روشنی صبح در زیر پاهایش قرار دارد.
چیست به عهد من جهان صرعی سنگ در بغل؟
کیست به بخت من فلک مست خدنگ در کمان؟
هوش مصنوعی: چه چیزی در این دنیا به عهد و پیمان من وفا کرده است؟ کیست که به شانس و بخت من، آسمان به حال مست و بیقرار تیر اندازد؟
دهر ز بس که می خورد، آب به کاسه سرم
بر سر خوانش می خورم خون جگر به جای نان
هوش مصنوعی: دنیای پر از سختی و مشکلات است و من به خاطر این همه رنج، به جای نان، خون جگرم را نشان میدهم و میخورم.
بزم زمانه را منم ساخته دست، مجلسی
دیده پیاله رخ طبق خون می و سینه جرعه دان
هوش مصنوعی: من گردهمایی روزگار را خودم به وجود آوردهام، در این مجلس، جامی را میبینم که سرخرنگ است و به سینهای که جرعهای از آن را دانسته است، تعلق دارد.
طوبی خاطر مرا سایه نشین شود فلک
گر نکند چو سایه ام بسته چاه امتحان
هوش مصنوعی: اگر آسمان به من مانند سایهای درآید، خوب است؛ اما اگر چنین نکند، امتحان زندگی مانند چاهی خواهد بود که در آن گرفتار شدهام.
راست چو چشم سوزنم از دل تنگ تا مرا
گنبد بادریسه وش تافت به شکل ریسمان
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دل تنگم میسوزد، تا اینکه گنبد آسمان مانند ریسمانی به سمت من تابیده شود.
مرغ فراخ سینه ام دانه دل غذای من
کز دل دانه ای مرا تنگ تر آید آشیان
هوش مصنوعی: پرندهای که گسترده است، غذایش دانههای دل من است. اما برای من، این دانهها به قدری کموبیش هستند که جایگاهش برای من تنگتر از آن است که بتوانم در آن آرامش یابم.
خاص من است ملک دل لیک به خطه هوس
نقد سخن مراست بس لیک به سکه هوان
هوش مصنوعی: دل من تنها به خودم تعلق دارد، اما در دنیای آرزوها و تمایلات، کلام و سخن من ارزش زیادی دارد، هرچند که در میان بادها و ناپایداریها از بین میرود.
پرده چنگ شد جهان با من و من چو چنگ ازو
او همه پیچ در سخن من همه هیچ در زبان
هوش مصنوعی: دنیای من به مانند یک پردهی چنگ شده است و من هم مانند چنگی هستم که همه چیز را در سخنانم پیچیدهام، اما در واقع هیچ چیزی در زبانم وجود ندارد.
نی غلطم که در زبان هست مرا ز بهر دل
حرز ثنای پادشه سیحه مدیح پهلوان
هوش مصنوعی: من به خاطر دل و به منظور ستایش پادشاه و مدح پهلوان، در زبانم چیزی نمیگویم که اشتباه باشد.
رایض توسن زمان سایس فتنه زمین
مالک هشتمین فلک صاحب هفتمین قران
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف فردی میپردازد که در شرایط سخت و پرتنش زمان، به مانند سوارکار ماهری عمل میکند. او در مواجهه با فتنهها و ناپایداریهای زمین، بر میدان کنترل و حکمرانی تسلط دارد و در جایگاهی بسیار بلند قرار دارد که او را با آسمانها و ستارگان مرتبط میسازد. این شخص از توانایی و برتری خاصی برخوردار است که او را از دیگران متمایز میکند.
خسرو مشتری بقا کسری آسمان عطا
عیسی مریم آستین خضر سکندر آستان
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه خسرو بهگونهای است که انگار مانند مشتری در آسمان میدرخشد. سلطنت او همانند کسری است و نعمتهایی که دارد به برجستگی عیسی و مریم میباشد. او همانند خضر در راهنمایی و سکندر در قدرت و اقتدار است.
نصرت دین محمد آنک از قبل ثنای او
گشت جماد آب و گل ناطق کامل البیان
هوش مصنوعی: کمک به دین محمد، این است که پیش از این با ستایش پروردگار، جماد (اشیاء بیجان) و گل (عناصر طبیعی) نیز توانایی بیان کامل را پیدا کردهاند.
منشی حضرت قدر خوانده در اول الوجود
از پی نظم عالمش مهدی آخرالزمان
هوش مصنوعی: در آغاز آفرینش، منشی الهی روی نظم و ترتیب جهان دست به کار شد و در نهایت به مهدی، آخرین امام و نجاتدهنده، رسید.
تاج فرست و باج خواه اوست ز خسروان و بس
باج ز چین و کاشغر تاج سوی تکین و خان
هوش مصنوعی: فرستادن تاج و گرفتن مالیات از آن پادشاه و دیگر پادشاهان است، و تنها مالیات برای فردی خاص از چین و کاشغر نیست، بلکه برای تاجی که به دست یک فرد بزرگ میرسد و مایهی افتخار و ارج و قرب است.
مقطع چارمین فلک از شغب سه نوبتش
یاوگی است در بدر شب گم و روز ناتوان
هوش مصنوعی: در چهارمین مرحله از آسمان، بینظمی و هرج و مرج وجود دارد. شبها در تاریکی گمشده و روزها نیز ضعیف و ناتوان به نظر میرسند.
سینه کند به خنجرش ناف زمین هر آینه
خنده زند به پشتیش روز ظفر بر ارغوان
هوش مصنوعی: قلب زمین را با خنجرش میزمد و در عین حال به آن میخندد، زیرا روز پیروزی بر گلهای ارغوان در پیش است.
مردم دیده کش خرد خرد بزرگ بین نهد
گفته که سخنوریش اینت بزرگ خرده دان
هوش مصنوعی: مردم به تدریج درک میکنند که شخص باهوش و خردمند، صحبتهایش را به شکل قابل توجهی بیان میکند، هرچند که ممکن است محتوای آن به خودی خود کوچک به نظر برسد.
هست جهان به چار حد ترک درم خرید او
زر بهاش را فلک کرده ز شش جهت ضمان
هوش مصنوعی: جهان در چهار گوشهاش بر اساس معیاری مشخص شکل گرفته و خریدار این معیار کسی است که ارزشش را آسمان از شش سو تضمین کرده است.
بهر قلاده سگش کوکب مشرقی شود
همچو درست مغربی از افق فلک عیان
هوش مصنوعی: سگش برای قلادهاش مانند ستارهای از سمت شرق میدرخشد، همانطور که در افق آسمان، مغرب پیداست.
سحر نماست مصریش مصر گشاست هندیش
مصری کلک ملک ده، هندی تیغ جان ستان
هوش مصنوعی: سحر و جادوی او مانند آفتاب درخشان است و زیباییهایش دلها را میگشاید. او با ظرافت و هنری خاص، دنیای خود را به تصویر میکشد و به مانند شمشیری برنده، جانها را تحت تاثیر قرار میدهد.
از پی میم مملکت زان سر رمح چون الف
قله کوه قاف را کاف کد گه طعان
هوش مصنوعی: در پی حروفی که به معنای خاصی در این زبان اشاره دارند، باید بگوییم که مانند نوک نیزه، قلهی کوه قاف نیز در مفهوم استفاده میشود و به محل خاصی اشاره دارد.
سایه به هر که افگند ار همه ذره ای بود
قرصه آفتاب را بس نکند به سایبان
هوش مصنوعی: هر کس که در درختی قرار گیرد و سایهاش بر او بیفتد، حتی اگر فقط یک ذره از نور خورشید را بگیرد، نمیتواند سایهبان او را به اندازهای که آفتاب میتابد، به خوبی بپوشاند.
گاه سخن داوطلب از لب اوست جان و دل
وقت سخا گرفت کن از کف اوست بحر و کان
هوش مصنوعی: گاهی اوقات سخن از دل و جان او میآید، در لحظاتی که بخواهد و توان آن را داشته باشد. او مانند دریا و معادن، پر از نعمت و سخاوت است.
گنبد اطلس از فزع تا حریر چین شود
چون ز دل عدو کند تیغ به رنگ پرنیان
هوش مصنوعی: آسمان مانند گنبدی از ترس به حالت چروک در میآید و وقتی که دل دشمن تیر به رنگ ابریشم را احساس کند، این وضعیت تغییر میکند.
رست ز چاه حادثه یوسف دین به عون او
جست ز گرگ گرسنه میش به موسی شبان
هوش مصنوعی: یوسف به کمک خدا از چاه مشکلات نجات یافت، مانند اینکه میش از چنگال گرگ گرسنه به موسی شبان پناه میبرد.
ملک عراق را ز بد گشت لواش حارسی
بچه شیر را نمک داد ز خیل مور امان
هوش مصنوعی: ملک عراق با بدیهای خود، پسر حارث را به عنوان قربانی به کشتن داد و از جماعت مورها، رحم و امان طلبید.
عالم نقره دید کو باده کش است و سیم کش
بر سر خاک حکم او کرد چو آب، زر روان
هوش مصنوعی: عالمی را میبینم که در دنیای مادی غرق شده است و مشغول نوشیدن شراب و کار با نقره است. در بین خاک و زمین، دستور او بهسان آب و زر جاری است و توانسته بر شرایط حاکمیت کند.
کم زده بیش دست او بیش بهاییی بهار
آمده عشر جود او نقد خزانه خزان
هوش مصنوعی: کم به او دادهای و بیشتر از او گرفتهای؛ بهار با جود و سخاوتمندی او آمده است و چه بسا، ارزش بیشتری از خزانهٔ خزایران به دست آوردهای.
شعبده دان چربدست اوست که بیخ ملک را
کرد به برگ گندنا تازه چو شاخ ضیمران
هوش مصنوعی: ظاهراً شخصی ماهر و زیرک وجود دارد که توانسته با ترفندهای خود، اساس و بنیاد یک کشور را به اندازهای تغییر دهد که شبیه به درخت تازهرویی شده که در حال شکوفایی و باروری است.
ضلم چو سکه بر قفا، سیلی گرم می خورد
تا به طراز و سکه بر هست ز نام او نشان
هوش مصنوعی: ظلم مانند سکهای بر روی گردن است که ضربههای تندی به آن وارد میشود، تا زمانی که به شکلی مشخص و قابل شناسایی از او باقی بماند.
از پی پاس یک علم ساخت سه رمح و پرچمی
خود ز دو چوب هندوی ساخته اند پاسبان
هوش مصنوعی: برای حفاظت از یک علم، سه نیزه و پرچمی درست کردهاند که خود از دو چوب هندو ساخته شدهاند و نگهبان آن هستند.
هست ز جمع خسروان خانه خدای مملکت
همچو مسیح از انبیا قله نشین آسمان
هوش مصنوعی: در میان بزرگان و شاهان، خداوند خانهای دارد که همچنان که مسیح از میان پیامبران در بلندیها قرار دارد، این ملک نیز در اوج شکوه و عظمت خود است.
از غم آنکه ریخت او خون ستمگران چو می
لاغر جان چو شیشه شد قالب چرخ شیشه سان
هوش مصنوعی: به خاطر غم آنکه خون ستمگران را ریخته، مانند می، جانش نیز لاغر و ضعیف شده است. مانند شیشه، در این دنیا به شدت شکننده و آسیبپذیر شده است.
ساخت ز چرخ و آفتاب از پی خود سپر کشی
زان چو سپر کش و سپر هست به صورت این و آن
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویرسازی از طبیعت و نشانههای آن پرداخته شده است. شاعر از چرخ و آفتاب سخن میگوید و به واقعیتی اشاره دارد که تمامی پدیدهها در زندگی و طبیعت به یکدیگر وابسته و متصل هستند. با استفاده از اصطلاحاتی مانند "سپر کشی" به تنوع و تن contradict اشاره میکند، و به این معنا میرسد که هر چیزی در دنیای اطراف ما به نوعی از یکدیگر تاثیر میپذیرد و در عین حال خویشتن را نشان میدهد. به طور کلی، این تصویر به ما یادآور میشود که هر جزئی در جهان با هم در ارتباط است و نقش خاص خود را ایفا میکند.
بهر کیایی درش شد شب دیلمی کله
کتف ز ماه در سپر کف ز شهاب بر سنان
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و مقام او، شب به دیلمی بدل شد. سر و دوش او مانند ماه در درون سپری درخشان است و تیرکهایش مانند شهاب میدرخشند.
دشمن جاهش ار شود همدم عود نایژه
عالم آبنوسیش دود بر آرد از میان
هوش مصنوعی: اگر دشمن هم در کنار و همدم او باشد، عطر خوش عود و بوی خوشی که از چوب گرانبهایش برمیآید، هیچکس نمیتواند از میان آن دود و بوی خوش کم کند.
وارث ملک چون شود دشمن او به زرق و زر
مفتی شهرکی شود مور و مگس به طیلسان؟
هوش مصنوعی: اگر وارث یک سرزمین، دشمن او شود، در آن صورت با پول و ثروت میتواند به راحتی مانند موریانه و مگس در یک شهر کوچک نفوذ کند و در نهایت به راحتی بر آن تسلط یابد.
مانده عدوی گاو دل از فزع بلارکش
چون سگ سقف مرده تن چون خر ساز بی روان
هوش مصنوعی: گاو دل از ترس بلارک به شدت وحشت زده است و مانند سگی که زیر سقف میخوابد و بیتحرک است، احساس رقت و ناراحتی میکند.
زرده شام رنگ او ز ابلق صبح بگذرد
گر افق فلک کند رای به حلبة الرهان
هوش مصنوعی: قوچ زرد رنگ او از رنگ بامداد عبور میکند، اگر آسمان تصمیم بگیرد که او را به میدان رقابت روانه کند.
نعل در آتش از سمش صخره قله احد
ریخته چون جو از رهش خرمن راه کهکشان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و تأثیرات شگرف تصویر میپردازد. نعل در آتش نماد سختی و تلاش است و سم نعل که بر روی سنگی سخت مانند قله احد میافتد، نشاندهندهٔ چالشها و موانع در زندگی است. در ادامه، بیان میشود که مانند جو که از راهی مشخص به جلو میرود، میتواند بر سختیها غلبه کند و به ارتفاعات بالایی دست یابد. در این متن، تصویری از استقامت و پیشرفت در کنار نمادهایی از طبیعت و عالم هستی به نمایش گذاشته شده است.
رخنه کند به جفته ای طاق سپهر نیلگون
در شکند به صدمه ای قبه قصر اردوان
هوش مصنوعی: آسمان نیلگون در برابر آسیبپذیری خود، دچار فروریختگی میشود و این نشاندهنده ضعف و آسیبپذیری آن به حساب میآید، همانطور که قبه قصر اردوان از یک ضربه آسیب میبیند.
ساعد زهره از سمش رشگ بریست غصه خور
طره حور بر دمش شیفته ایست نشره خوان
هوش مصنوعی: ساعد زهره از سمش حسادت میبرد، و غصهای برای زیبایی موی حوریان دارد. در این حال، کسی که به او نگاه میکند، شیفته و مجذوب اوست.
در فگند به شیهه ای چون دم صور اولین
مصحف مشتری زبر زخمه زهره از بنان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف صدایی شبیه به جلوهای خاص اشاره میکند که مانند صدای صور (شیپور) نخستین است. صدای مسحورکنندهای که از کیهان به گوش میرسد و در آن الهام و زیبایی خاصی نهفته است. همچنین، اشارهای به سیاره مشتری و زهره دارد که با افکار و احساسات شاعر گره خورده است. این تصاویر به طور کلی به احساسات عمیق و شگفتی شاعر از جهان هستی اشاره میکند.
چرخ فراخ دایره حلقه تنگ اوست و بس
ماه نوش جناغ زین شکل مجره اش عنان
هوش مصنوعی: دوران و زندگی به یک دایره بزرگ شبیه است که تنها محدودیتهای آن به اندازه تنگی آن دایره است. زیبایی ماه در شب، تحت تأثیر این شکل و ساختار خاص قرار دارد و به نوعی وابسته است به آن.
زیر رواق نه فلک دیده نهفت نیم شب
دیده به پیک یک نظر سر حد هر دو قیروان
هوش مصنوعی: زیر سایهای بزرگ، نه آسمان را میبینم و نه در نیمهشب، با یک نگاه به درون، مرز هر دو عالم را درک میکنم.
هست به حومة الوغا شاه و سمند و موقعش
صرصر و قلزم و فلک، رستم و رخش و سیستان
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، شاه و اسبش حاضرند و موقعیت آنجا پر از طعمههای نبرد و چالشهاست. مانند رستم و اسبش رخش که نماد شجاعت و قدرت هستند، این مکان نیز فضایی است که جنگجوهای بزرگ و قهرمانان از آنجا برخاستهاند.
ای ز صدای مدح تو گوش زمانه پرطنین
وی ز شرار تیغ تو دیده فتنه پردخان
هوش مصنوعی: ای که صدای مدح تو در گوش زمانه طنین انداز است و از شدت تیغ تو چشم فتنه گران پر از آشوب و ناراحتی شده است.
مصحف کبریات را هست ز آسمان ورق
بند و ده آیت زرش کف خضیب و فرقدان
هوش مصنوعی: کتاب بزرگ آسمانی وجود دارد که صفحات آن از آسمان نازل شده است و ده آیه از آن مانند طلا و درخشان در صحنهای زیبا نمایانگر است.
گشت زرشگ خاتمت اشگ حسود لعل وش
کرد چو موم چرخ را مهر تو نرم و مهربان
هوش مصنوعی: اشک حسود مانند زرشکی است که به خاتم تو میچسبد و چرخ را با مهر و مهربانی تو نرم و لطیف میکند.
عقد جلال و مجد تو بسته فیض لم یزل
پایه جاه و قدر تو قبه صدر لامکان
هوش مصنوعی: پیمان بزرگی و شکوه تو به لطف دائمی بسته شده است، و مقام و اعتبار تو مانند گنبدی بر فراز جهانی که هیچ مکان خاصی ندارد، قرار دارد.
هست ز بزم عشرتت در دل کاسه فلک
ماه و شفق برمته عکس شراب و ظل خوان
هوش مصنوعی: در دل کاسه آسمان، ماه و سپیدهدم به خاطر خوشیهای جشن عشق تو بازتابی از شراب و سایه سفره را به تصویر کشیدهاند.
در ندب شهنشهی هفده تویی عدو یکی
دست تمامیش ببر گوشه رقعه برفشان
هوش مصنوعی: در فضا و شرایطی که شاهان و بزرگان حاکم هستند، تو به عنوان دشمنی مطرح هستی که تمام نقشهها و تدبیرهای خود را در گوشهای پنهان کردهای و به نوعی به یخزدگی و سکون دچار شدهای.
بر سر چرخ سای تو کس نرسید جز کله
وز دل رمز دان تو هیچ نرست جز گمان
هوش مصنوعی: هیچکس به سوی چرخ سرنوشت تو نرسید، جز خودت. و از دل حقیقتهای درون تو، جز گمان و حدس چیزی برنخاست.
قاهر کامران تویی وز قبل ثنای تو
خطه نظم و نثر را هست مجیر قهرمان
هوش مصنوعی: تو ای صاحب قدرت و کامیابی، که از پیشینیان تو در مدح و ستایش، قلم و شعر را تحت تأثیر قرار دادهای و جانشین قهرمانانی هستی که بر سرزمین نظم و نثر حکومت میکنند.
ماند ممالک سخن زیر نگین طبع او
همچو سجل خسروی در کف شاه کامران
هوش مصنوعی: کشورهای سخن و ادب مانند نگینی در دست او، مثل نوشتهای از یک پادشاه بزرگ در دست یک فرمانروا هستند.
همت کس به گرد او در نرسد به شاعری
بر سر قبه فلک کس نشود به نردبان
هوش مصنوعی: هیچکس به پای او نمیرسد و در فضیلت او نمیتواند به شاعری دست یابد. هیچکس هم توانایی ندارد به قلهی آسمان برسد و به نعمتهای او دست پیدا کند.
هست ز جام فکرتش قابل فیض جرعه بر
هست به خوان خاطرش وارد غیب میهمان
هوش مصنوعی: خودش به قدری فکر میکند که میتواند از آن، بهرهای عمیق بگیرد. به یاد او، در دلش چیزی تازه و فراموشنشدنی به وجود میآید که نشان از مهماننوازی در دنیای ناشناخته دارد.
ژاژ بنظم کرده را همسر سحر او منه
لاشه سالخورده را همتک رخش او مدان
هوش مصنوعی: این مصرع به این معناست که از ذهن خلاق و آثار ادبی کسی که به نظم و شعر پرداخته، نباید انتظار داشته باشیم که کارهای قدیمی و بیفایده را دوباره زنده کند یا ارزش بدهد. در واقع، او نباید تلاش کند تا چیزهای از سر گذشته و فرسوده را دوباره احیا کند.
ای ز کمال لطف تو بادیه بوستان شده
باد به شکل بادیه پیش عدوت بوستان
هوش مصنوعی: ای که به خاطر مهربانیهای تو، بیابان مانند گلستان شده است، و این بیابان به شکل باغی در برابر دشمنان تو قرار گرفته است.
گرچه نگاهبان در، زحمت خلق کرده ای
باد همیشه بر دلت رحمت حق نگاهبان
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو برای دیگران زحمت میکشی، همیشه باد رحمت الهی بر دلت میوزد و تو را حفظ میکند.
شاه سکندر آیتی وز پی حفظ مملکت
همچو خضر کرامتت باد حیات جاودان
هوش مصنوعی: سکندر شاه، نشانهای از قدرت و حراست کشور دارد. امیدواریم که مانند خضر، همیشه زنده و برقرار بمانی.