برگردان به زبان ساده
چه جرم است این بر آورده سر از دریای موج افگن؟
به کوه اندر دمان آتش به چرخ اندر کشان دامن
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن نیروی طبیعی و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از دریای پرموج و قدرت آن میگوید که برمیخیزد و به حرکت در میآید، در حالی که کوهها و آسمان نیز تحت تأثیر این نیروی طبیعی قرار دارند. این تصویر نشاندهندهی هماهنگی و تأثیر متقابل عناصر طبیعی است.
رخ گردون ز لون او به عنبر گشته آلوده
دل هامون ز اشگ او به گوهر گشته آبستن
هوش مصنوعی: چهره آسمان به رنگ او معطر و زیبا شده و دلهای ما از اشکهای او پر از گوهری شده و آمادهی تولد احساسات عمیق هستند.
گهی از میغ او گردد نهفته شاخ در لؤلؤ
گهی از سعی او گردد سرشته خاک از لادن
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر غم و رنج، شاخهای در دریا پنهان میشود، و گاهی تلاش او باعث میشود که خاک از گلها و زیباییها سرشته شود.
بنالد سخت بی علت بجوشد تند بی کینه
بخندد گرم بی شادی بگرید زار بی شیون
هوش مصنوعی: غمگین باشد بدون دلیل، به سرعت عصبانی شود بدون کینه و دشمنی، با گرما بخندد بدون شادی واقعی، و از روی درد و اندوه بگرید بدون اینکه فریاد بزند.
گهی باشد چو برطرف زمرد بیخته عنبر
گهی باشد چو در لوح خماهن ریخته چندن
هوش مصنوعی: زمانی ممکن است که مانند زمردی درخشان و جذاب باشی، و در زمانی دیگر مانند عطر خوشی در فضا پخش شوی؛ گاهی نیز ممکن است نوشتههایی روی لوحی نقش ببندد و زیباییهای مختلفی را به تصویر بکشد.
زمین آرای دود اندام گردون سای آتش دل
سیه دیدار گوهر پاش میناپوش دیباتن
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر دنیای زیبا و جذاب پرداخته میشود که به وسیلهی زیبایی و آرامشی که طبیعت و عشق به وجود میآورند، تجلی مییابد. در این تصویر، زمین به عنوان مظهر آرامش و زیبایی توصیف شده و عشق و جذابیت در آن احساس میشود. رنگ و جلاهای زیبا و لطیف به ویژه از طریق معانی همچون "دود" و "آتش دل" به تصویر کشیده شده است. در نهایت، زیبایی و دلربایی این دنیا همراه با لطافت و شگفتیهای آن به وضوح حس میشود.
ز لاله باغ را دارد پر از بیجاده گون رایت
ز سبزه راع را دارد پر از فیروزه گون خرمن
هوش مصنوعی: باغ پر از گلهای لاله است و رنگ و بوی آن دلانگیز است. سبزهها نیز به رنگ فیروزهای و زنده، دشت را آراستهاند.
گهی با مهر همخانه گهی با باد هم پیشه
گهی با چرخ هم زانو گهی با بحر هم برزن
هوش مصنوعی: گاهی در کنار عشق و محبت هستم، گاهی با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم میکنم، گاهی هم همراه با چرخ گردون و سرنوشت رفتار میکنم، و گاهی در کنار امواج دریا و چالشهای آن قرار میگیرم.
بشوید چهره نسرین بتابد طره سنبل
بسنبد دیده نرگس بدرد جامه بر گلشن
هوش مصنوعی: چهره نسرین را بشویید تا زیباییاش بدرخشد و تابش موهای سنبل را تماشا کنید، و نگاه نرگس را بر گلها بخوانید.
چو راه مردم ظالم هوا از جسم او انبه
چو رای خسرو عادل زمین از چشم او روشن
هوش مصنوعی: وقتی که انسان ظالمی در مسیر خود قرار میگیرد، به مانند حالتی است که روح او بر جسمش چیره شده است. اما فرد عادل میتواند به مانند نوری که زمین را روشن میکند، تأثیر مثبتی بر اطرافش بگذارد.
مصاف افروز دشمن سوز شاه نیمروز آنکو
درین ملکست کافی رأی وافی عهد صافی ظن
هوش مصنوعی: در این متن به توصیف یک شاه قدرتمند و بینظیر پرداخته شده است. او در میدان نبرد با دشمن میدرخشد و آتش دشمنی را خاموش میکند. این شاه در این سرزمین به عنوان حاکمی عادل و با بصیرت شناخته میشود که تصمیماتش به دور از شک و تردید است و همچنین وفاداری و صداقت در عهد و پیمانش نمایان است.
ملک بوالفضل نصربن خلف فرزانه تاج الدین
که برباید همی تاج از سر شاهان شیر اوژن
هوش مصنوعی: بوالفضل نصربن خلف، فرزانه و صاحب تاجالدین، به قدری قوی و تواناست که میتواند تاج را از سر پادشاهان دلیر برباید.
زمانه بد سگالش را همی گوید که لاتأمن
فرشته نیکخواهش را همی گوید که لاتحزن
هوش مصنوعی: دنیا به بدیهای خود اشاره میکند و میگوید به کسی که از او انتظار خوبی داری، اعتماد نکن. همچنین فرشته نیکوکار به تو دلداری میدهد و میگوید نگران نباش.
حسامش را دهد زهره به هدیه شیر گردن کش
سنانش را دهد مهره به رشوت مار دندان زن
هوش مصنوعی: زهره، حسام را به عنوان هدیهای به کسی میدهد و سنان، که شجاع و نیرومند است، مهرهای را به عنوان رشوه به مار، که نماد خیانت و خطر است، تقدیم میکند. این تصویرسازی نشاندهنده نوعی تبادل در شرایطی پرخطر و پراسترس است.
بنان گردد ز تحریر قیاس جود او عاجز
زبان گردد ز تقریر ثنای ذات او الکن
هوش مصنوعی: بنا کردن به بیان و نوشتن، از قدرت توصیف بخشندگی او ناتوان میشود و زبان از ستایش و ذکر صفات او درمانده میگردد.
چو تا ز درخش نگزیند بجز صحن فلک میدان
چو بازد گوی نپسندد بجز قوس قزح چوگان
هوش مصنوعی: وقتی که نور به زمین نمیتابد و تنها نور آسمان وجود دارد، جای دیگری برای بازی کردن نیست. همچنین، همچون اینکه گرگ نه تنها به میدانهای دیگر بیتوجه است، بلکه فقط به رنگینکمان وعدهاش را میدهد.
نماند از تیر و گرز او مگر بر روی رایت ها
عقاب نادریده دل هزبر ناشکسته تن
هوش مصنوعی: از تیر و لشگر او هیچ چیز باقی نمانده، جز عقابی که بر پرچمها نشسته و دلش از شجاعت و قدرت پر شده است، در حالی که جسمش هنوز نشکسته است.
جلال قدر او بحد صفات عدل او بی عد
عطای دست او بی مر سخای طبع او بی من
هوش مصنوعی: عظمت و مقام او به اندازه ویژگیهای عدل او است، بخششهای او بیپایان است و generosity او نیز بیحد و مرز.
هدف گشت آسمان گویی خدنگش را که اندر شب
نماید روی مه یکسر هدف کردار پر روزن
هوش مصنوعی: آسمان به نظر میرسد که تیرش را به سوی ماه در طول شب نشانه رفته است، مانند هدفی که در روشنایی روز دیده میشود.
ایا در پایه تختت زمانه ساخته مأوی
و یا در سایه تختت ستاره یافته مأمن
هوش مصنوعی: آیا در زیر پایهٔ تخت سلطنت تو، زمانه خانهای برای خود ساخته یا در سایهٔ آن، ستارهها پناهگاهی یافتهاند؟
بدانگه کز سجستان سوی غزنی برد آن لشگر
همه با دولت خسرو همه با صولت بهمن
هوش مصنوعی: در آن زمان که لشکر از سجستان به سمت غزنی حرکت کرد، همه آنها با قدرت و عظمت خسرو و با نیروی بهمن همراه بودند.
ملک تأیید بدر آیین، فلک تأثیر کوه آلت
نهنگ آسیب ببر آفت پلنگ آشوب شیرافگن
هوش مصنوعی: در این بیت به تأثیر قدرتهای کیهانی و طبیعی بر زندگی انسان اشاره شده است. در آن به نقش برجسته آسمان و تأثیرات مختصری از زمین و حیوانات اشاره میشود. به نوعی میتوان گفت که اینجا بیانگر تعارضات و تأثیرات ناشی از نیروهای مختلف در دنیا و چالشهایی است که موجودات در زندگی روزمره با آنها مواجه هستند.
دلیرانی که از گردون به نوک رمح سیاره
ربودندی چو گنجشکان به منقار از زمین ارزن
هوش مصنوعی: شجاعانی که مانند گنجشکها با منقارشان از زمین دانه برمیدارند، ستارهها را با نوک نیزههایشان از آسمان به پایین میکشند.
مخالف چون برون آمد به میدان با چنان لشکر
چو شیران عرین پر دل چو دیوان لعین پر فن
هوش مصنوعی: وقتی دشمن با لشکری بزرگ و دلیر مانند شیرها به میدان میآید، نشاندهندهی قدرت و شجاعت اوست. این لشکر همچون دیوانی با قدرت و مهارتهای فراوان به مبارزه میپردازد.
در آورده به پیش صف چو گردون زنده پیلانی
که گردون شان بوقت کین نیارد گشت پیرامن
هوش مصنوعی: به صف مقدم آمدهاند، مانند دایرهای که در آن، فیلهای زنده ایستادهاند. این دایره در زمان جنگ نمیتواند تغییر شکل بدهد و پیرامونش ثابت مانده است.
چو کوه زفت شخص آورد چو غول گست حیلت گر
چو باد تیز دریا بر چو تیر تند هامون کن
هوش مصنوعی: اگر شخصی مانند کوهی ضخیم و قوی باشد، مانند غولی میتواند ترفندها را به کار گیرد. همچنین اگر مانند باد تند باشد، میتواند دریا را مانند تیری تند و سریع به حرکت درآورد.
چو ضرغام قوی جوشان چو عفریت حرون کوشان
چو تمساح روان هایل چو ثعبان سیه ریمن
هوش مصنوعی: به مانند شیر قوی و خشمگین، و مانند دیوی خروشان، همچون تمساحی که در آب به سرعت حرکت میکند، و مانند ماری سیاه و خطرناک که به آرامی در جستجوی طعمه است.
سپاهی از نهاد دیو و تو در جنگشان رستم
گروهی بر نهاد خوک و تو در حربشان بیژن
هوش مصنوعی: دیوها سپاهی را تشکیل دادهاند و تویی مانند رستم که در جنگ آنها قرار داری، و گروهی دیگر مانند بیژن در نبرد با خوکها.
قضا در تیغ سیمابی نهاده ریزه مرجان
اجل بر درع زنگاری فشانده خرده روین
هوش مصنوعی: سرنوشت در تیغی نقرهای قرار گرفته و دانههای مرجان نشان از پایان عمر بر زرهای زنگزده پاشیده شده است.
چو خواب اندر سر مردان گزیده تیغ تو مرقد
چو وهم اندر دل گردان گرفته تیغ تو مسکن
هوش مصنوعی: خواب سنگین و عمیق مردان را به یاد میآورد که مانند خنجر در دلشان فرو رفته است. تصورات و خیالاتشان نیز تحت تأثیر همین خنجر هستند و جایی برای سکون و آرامش ندارند.
شده ز ارواح گمراهان هوا چون حلقه خاتم
شده ز اجسام بدخواهان زمین چون چشمه سوزن
هوش مصنوعی: هوا به زودی مثل حلقهای از ارواح گمراهان درمیآید و زمین نیز مانند سوزنی از اجسام بدخواه پر میشود.
اجل با حربه قاطع بلا با باره سابق
زمین در حله احمر زمان در کله ادکن
هوش مصنوعی: مرگ با سلاحی قوی در حال نزدیک شدن است و دوران جدیدی در زندگی ما آغاز شده است که چالشها و مشکلات خاص خود را به همراه دارد.
تو در قلب سپه گویی بزیر ران در آورده
تک او تیز چون صرصر رگ او سخت چون آهن
هوش مصنوعی: تو در دل سپاه همچون بزی هستی که پایش را زیر دامان رانده و نسبت به دشمنان تیز و تند عمل میکند. او همزمان دارای قدرت و استحکامی چون آهن است.
ز نصرت بر تنت درقه ز قدرت بر کفت خنجر
ز دولت بر سرت مغفر ز حشمت بر تنت جوشن
هوش مصنوعی: از پیروزی، بر بدنت زرهی است، از قدرت، بر دستت خنجری دارد، از سلطنت، بر سرت کلاهی است و از عظمت، بر بدنت لباس جنگی پوشیدهای.
چنان رفت از کمان تو سوی خصمان همی ناوک
که گاه رجم سیاره ز گردون سوی آهرمن
هوش مصنوعی: چنانکه تیر تو با دقت و سرعت به سوی دشمنان پرتاب میشود، گویی گاهی ستارهها از آسمان به سمت موجودات شر و زشت فرستاده میشوند.
چو شد رای همایونت قوی با رایت عالی
شد آثار ظفر ظاهر، شد انوار قدر روشن
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و تصمیم تو قوی باشد و پرچم بلند و باعظمت تو در اهتزاز باشد، آثار پیروزی نمایان میشود و نور قدر و ارزش تو روشن میگردد.
نگشت از فر تو خسته از بن خونخوارگان یک دل
نشد از زخم تو رسته از آن بیچارگان یک تن
هوش مصنوعی: خسته نشدم از زیبایی تو و از زخمهایی که به دل دارم؛ حتی یکی از آن بیچارگان هم نتوانست از درد تو رهایی یابد.
زهی رسم بدیع تو عروس ملک را زیور
خهی رای رفیع تو چراغ فتح را روغن
هوش مصنوعی: عزیزم، زیبایی و نوآوری تو مثل زیور عروس است و تو مثل روغن چراغی هستی که روشنایی پیروزی را تامین میکند.
درین بقعت پدید آمد که ناورد از بنی آدم
ز اهل سیستان هرگز به مردی ایزد ذوالمن
هوش مصنوعی: در این سرزمین، مردی از تبار آدم نمایان شد که به راستی از مردان بزرگ و با فضیلت اهل سیستان است.
هراسانند پیوسته ز پیکان تو مهر و مه
تن آسانند همواره زاحسان تو مرد و زن
هوش مصنوعی: همیشه از تیرهای تو وحشت دارند، در حالی که خورشید و ماه از راحتی و آسودگی تو بهرهمندند. مردان و زنان همواره از زیبایی تو در حیرتاند.
از آن خصمت چو پرویزن ز دیده خون همی ریزد
که از تیرت دماغ او مشبک شد چو پرویزن
هوش مصنوعی: وقتی که از دشمن تو مانند پرویز (شاه ساسانی) اشک میریزد، این نشان میدهد که تیر تو باعث شده که او به شدت آسیب ببیند و حالش خراب شود.
سزد ناهید، دست بخت مسعود ترا یاره
شود خورشید فرق پای میمون ترا گر زن
هوش مصنوعی: شایسته است که ناهید (سیاره زهره) دست خوشبختی مسعود تو باشد، و خورشید بر فرق پای میمون تو بتابد اگر تو بخواهی.
خداوندا! اگر هستم بذات از خدمتت غایب
ز جور عالم جافی ز دور گنبد توسن
هوش مصنوعی: خداوند! اگرچه به طور ذاتی از خدمتت دور هستم، اما از ظلم و مشکلات جهان به دور هستم و در سایهی وجود تو احساس آرامش میکنم.
مرا حرزست پیوسته ثنای تو به هر موضع
برآوردست همواره دعای تو به هر مسکن
هوش مصنوعی: ستایش تو همیشه برای من همچون سپری است که در هر جا از من محافظت میکند و دعای تو همواره در هر مکان برای من وجود دارد.
کنون نزدت فرستادم عروسی چون شکر کورا
معالی هست پیرایه، معانی هست پیراهن
هوش مصنوعی: اکنون به تو خبر خوشی میدهم که مانند عروسی شیرین و زیباست. چیزهای باارزش و معانی عمیق به آن رنگ و شکوه بخشیدهاند.
زمانه از شرف او را عصا به بسته بر جبهت
ستاره از لطف او را قلاده کرده در گردن
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر مقام و منزلت او به مانند عصایی در دستانش درآمده و ستارهها به خاطر لطف او به گردن او زینتافزوده شدهاند.
گر او را بهره ای باشد ز اقبال قبول تو
شود خار مرادش گل، شود زهر مرامش من
هوش مصنوعی: اگر او از خوشبختی بهرهمند باشد، برای او آنچه که به نظر ایستاده و دشوار میآید، به آسانی به گل تبدیل میشود و آنچه که نیتش زهرآگین است، به من سرایت میکند.
اگر چه مادحان داری ز من بهتر فراوانی
یقین دانم که بد گویند پیشت شرح حال من
هوش مصنوعی: اگر چه کسانی که به تو میگویند خوبند و از من بهتر صحبت میکنند، اما مطمئنم که در خلوت به بدی از من یاد میکنند.
نوای خوش نوا آید ز سوی حضرت عالی
مرا ناگه چو موسی را ز سوی وادی ایمن
هوش مصنوعی: صدای دلانگیزی از سمت شما به گوشم میرسد، گویی که ناگهان من هم مثل موسی از سرزمین امن و آرامی ندا میشنوم.
الا تا از زمین لاله بروید در مه نیسان
الا تا از هوا ژاله ببارد در مه بهمن
هوش مصنوعی: تا زمانی که از زمین گلهای لاله سر برآورند در ماه نیسان و تا وقتی که قطرات باران از آسمان در ماه بهمن بریزند، بگذارید امید نوید زندگی و زیبایی را به ما بدهد.
ز مهرت باد چون لاله ز خنده چهره ناصح
ز بیمت باد چون ژاله ز گریه دیده دشمن
هوش مصنوعی: از محبت تو چون گل لاله سرشار از خندهام، و از ترس تو مانند شبنم، اشکهایم از چشمانم سرازیر میشود.
قدر را عزم تو قدوه، قضا را جزم تو عمده
اجل را رزم تو قانون جهان را بزم تو گلشن
هوش مصنوعی: عزم تو در تعیین سرنوشت بسیار نیرومند است، تصمیماتت در برابر تقدیر بسیار مؤثرند. عمر و زمان به تلاش تو وابسته است و برگزیدگی تو در زندگی باعث رونق و خوشبختی در جهان میشود.
به نعل کره ختلی حصار دشمنان بسپر
به نوک نیزه خطی سپاه دشمنان بشکن
هوش مصنوعی: به دشمنان خود اجازه نده و از آنها فاصله بگیر. به جای اینکه خود را در معرض خطر قرار بدهی، سعی کن با تدبیر و هوش از آنها دور بمانی و به خط خودیها بازگردی.