برگردان به زبان ساده
یکی روز فرخنده از مهر ماه
مثال آمد از درگه پادشاه
هوش مصنوعی: یک روز خوش و مبارک از ماه مهر، پیامی از دربار پادشاه به میان آمد.
که برخیز و زی کاخ مرمر گرای
ره آستان ملک برگرای
هوش مصنوعی: برخیز و به سوی کاخی از مرمر برو، و به درگاه پادشاهی نزدیک شو.
پذیرفتم و سوی درگه شدم
پذیرفته نزد شهنشه شدم
هوش مصنوعی: من پذیرفتم و به درگاه تو آمدم و نزد پادشاه مورد قبول واقع شدم.
یکی کاخ دیدم سر اندک سماک
برآورده از مرمر تابناک
هوش مصنوعی: یک کاخی را دیدم که با دیوارهای مرمری درخشان ساخته شده و در قلهی آن، بخشی نمایان است.
هنرمندی اوستادان کار
نهاده بر او گنبدی پرنگار
هوش مصنوعی: تبحر و مهارت هنرمندانی که در این زمینه فعالیت میکنند، به اندازهای است که کارهای آنها به صورت گنبدی زیبا و پر از نقش و نگار بر فراز این عرصه قرار دارد.
به دهلیز و کاشانه و سرسرای
نگاریده ارژنگها زیر پای
هوش مصنوعی: در مسیر و خانه و سالنِ معشوق، رنگهای زیبا و فرحبخش زیر پاها گسترده شدهاند.
تو گفتی بهشتی است آراسته
چنان کرده صنعت که دل خواسته
هوش مصنوعی: تو فرمودی که بهشتی زیبا و خوشساخت است، آن چنان که هنرمند برای دل هر کسی خواسته، آن را آفریده است.
به هر مشکو از طاق و دیوار و در
همی جسته پیش هنر بر هنر
هوش مصنوعی: در هر گوشه از خانه، از دیوار و در، به دنبال زیبایی و هنر میگردم.
به هر گوشه گویا لبی سحرساز
سخن گفته درگوش دلها بهراز
هوش مصنوعی: در هر گوشهای به نظر میرسد که لبهای enchanting و جادویی در گوش دلها، رازهایی را به زبان میآورند.
از انبوه آیینه خودبین شدم
به خودبینی خویش بدبین شدم
هوش مصنوعی: از بین جمعیت آینهها، خود را به شدت مشاهده کردم و این باعث شد که نسبت به خودم دیدگاه منفی پیدا کنم.
چو رفتم بر اشکوب دوم فراز
بهرویم ز مینو دری گشت باز
هوش مصنوعی: وقتی به طبقه دوم رفتم، در جلوی من دری به سوی بهشت گشوده شد.
پرستندهای رهنمون آمدم
به تالار خاتم درون آمدم
هوش مصنوعی: من به یک راهنما پیوستم و وارد تالار پرزرق و برق خاتم شدم.
شهنشاه را دیدم آنجا بپای
بهتعظیم گشتم بهپیشش دوتای
هوش مصنوعی: در آن مکان شاه را دیدم و به احترام او به حالت تعظیم در آمدم.
شهم جای بنمود و بنشست نرم
پس از روزگارم بپرسید گرم
هوش مصنوعی: شیر در جایگاه خود قرار گرفت و آرام نشست. سپس پس از مدتی از حال و روز من جویا شد.
ز مهرش دلم فال فرخ گرفت
سخنها بپرسید و پاسخ گرفت
هوش مصنوعی: از محبت او دل من شاد و خوشحال شد، و در این حال سوالهایی پرسیدم و جوابهایی دریافت کردم.
پس آنگه به تاربخ ایران رسید
به دوران رزم دلیران رسید
هوش مصنوعی: سپس زمانهای فرارسید که ایران به دوران جنگجویان شجاع و دلیر رسید.
شهنشه بپرسید از اشکانیان
که کندند بنیاد یونانیان
هوش مصنوعی: پادشاه از اشکانیان پرسید که چه کسی بنیانگذاران یونانیان را نابود کرد.
ز پرتو نژادان آرش گهر
وزان پهلوانان پرخاشگر
هوش مصنوعی: از نور و آثار نسلهای نیک و از دلاوریهای قهرمانان قوی و سلطهجو.
به شه عرضه کردم همه نامشان
وز آثار و آغاز و انجامشان
هوش مصنوعی: من تمامی نامها و آثار و سرنوشتهایشان را به او ارائه دادم.
سخن گفتم از پرتو و پرتوی
که شد در لغت پهلو و پهلوی
هوش مصنوعی: من درباره نور و روشنایی سخن گفتم و از معنای کلمهای که به انسان نزدیک و همپلو اشاره دارد.
ز ارشک سخن کردم و مهرداد
که مردانه بنیاد شاهی نهاد
هوش مصنوعی: من از ارشک و مهرداد سخن میگویم، افرادی که بهطور شجاعانه اساس سلطنت را بنا کردند.
براندند از ایران سلوکیه را
سپس ره ببستند رومیه را
هوش مصنوعی: سلوکیه از ایران بیرون رانده شد و سپس راه روم هم بسته شد.
زکار «کراسوس» و آن لشکرش
که ازکینه ببرید «سورن» سرش
هوش مصنوعی: این بیت به ماجرای ''کراسوس'' و سپاهش اشاره دارد که از روی کینه و حس انتقام، به جنگ ''سورن'' رفتند. ''کراسوس'' فرماندهی بود که به دنبال تسلط و قدرت بود و این حرکت او به دلیل دشمنی و حقدی بود که نسبت به ''سورن'' داشت.
ز رزم «تراژان» و رومی گروه
که ایرانیان آمدندی ستوه
هوش مصنوعی: در نبرد «تراژان» و گروهی از رومیان، ایرانیان به شدت تحت فشار و خسته شدند.
پس از مرگ دارا، به ایرانزمین
نماند آن که اسبی کشد زبر زین
هوش مصنوعی: پس از مرگ دارا، در ایران کسی نماند که بتواند اسبی را بر زین سوار کند.
ز یونیان کار ما گشت زار
فکندند درکاخ دارا شرار
هوش مصنوعی: کار ما از سوی یونانیان به وضعی دشوار و خراب درآمد و در کاخ دارا آتش افکنید.
بکشتند سی تن شه و شهربان
نماندند از زند و استا نشان
هوش مصنوعی: سی نفر از سپاهیان شاه کشته شدند و دیگر از زندگی و قدرت خبری نیست.
در ایوانها آتش افروختند
کتب خانههای مغان سوختند
هوش مصنوعی: در بستر زندگی، مردم به شور و شوق و آتش شادی پرداختند و در این بین، خانههای کسانی که پیرو آیینهای باستانی بودند، ویران و نابود شدند.
ز سوریه تا مرز پنجاب و چین
کشیدند یکسر به زیر نگین
هوش مصنوعی: از سوریه تا مرزهای پنجاب و چین، همه جا را زیر سلطه و فرمانروایی خود درآوردند.
گرفتند از مرد دوریش باج
کشیدند یکسر به زیر نگین
هوش مصنوعی: مردی را به خاطر دوریاش از خود گرفتند و تمام نیرو و انرژیاش را تحت فشار قرار دادند تا به خواستههایشان برسند.
گرفتند از مرد دوریش باج
نهفرهنگ ماند و نهتخت و نهتاج
هوش مصنوعی: از مردی که دوریاش را گرفتند، هیچ چیز باقی نماند؛ نه فرهنگش، نه تخت سلطنتش و نه تاجش.
که ناگه ز مشرق دمید آفتاب
سر بخت ایران برآمد ز خواب
هوش مصنوعی: ناگهان خورشید از سمت شرق طلوع کرد و بخت ایران پس از خواب طولانی بیدار شد.
ز پهلو نژادان زهگیر شست
یکی مرد جنگی به زین برنشست
هوش مصنوعی: از میان نژادهای قهرمان و جنگجو، یکی از آنها بر زین نشسته و آماده است تا به میدان جنگ برود.
مهین ارشک شیردل مهرداد
به کین کیان دست مردی گشاد
هوش مصنوعی: مهین ارشک، که دلی قوی و شجاع دارد، در برابر دشمنان دست به عمل میزند و در خشم و جنگ برای حفظ تاج و تخت ابران میکوشد.
ز نو جوش زد چشمهٔ زندگی
درآمد به بُن دورهٔ بندگی
هوش مصنوعی: از دل دوباره، چشمهای از زندگی جاری شد و به پایان دورهٔ بندگی رسید.
ز بیگانه شد شهر ایران تهی
فروزنده شد فر شاهنشهی
هوش مصنوعی: شهر ایران از وجود بیگانگان خالی شد و درخشش و عظمت پادشاهی دوباره به آن بازگشت.
کیانی کمان را زه افکنده شد
ز نو آرشی تیر پرنده شد
هوش مصنوعی: شاه کیانی کمانش را به تازگی زه کرد و تیرش همچون پرندهای به پرواز درآمد.
سپرکوب شد گرز گرشاسبی
سرانداز شد تیغ لهراسبی
هوش مصنوعی: گرز گرشاسپ، که نماد قدرت و جنگجویی است، با شدت بر سر دشمن فرود آمد و در این بین، تیغ لهراسبی که نمایانگر تیزی و برندگی است، به خوبی آماده و در حال آمادهباش قرار گرفت.
فلک بویهٔ کین دارا گرفت
ز یونانیان آشتی وا گرفت
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر کینهای که از یونانیان داشت، توافق و صلح را بر هم زد.
سپاه سکندر درِین رستخیز
یکی گور بگرفت و دیگر گریز
هوش مصنوعی: سپاه سکندر در این نبرد، یکی از سربازان را در خاک دفن کرد و دیگری را به فرار واداشت.
ز شهر هرات تا در تیسفون
زمین شد ز یونان سپه لعل گون
هوش مصنوعی: از شهر هرات تا دروازه تیسفون، زمین پر از سپاهیان لعل گون و سرخ رنگ بود که از یونان آمده بودند.
بجستند از آن رزمگاه درشت
به انطاکی و شام دادند پشت
هوش مصنوعی: آنها از میدان جنگ سخت فرار کردند و به سمت انطاکیه و شام پناه بردند.
پس آنگه به بلخ گزین تاختند
وزان بیخ یونان برانداختند
هوش مصنوعی: سپس به بلخ رفتند و از آنجا ریشهای از یونان را برانداختند.
ز پنجاب تا مرز چین و تتار
به یونانیان مانده بد یادگار
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به تأثیرات فرهنگی و تاریخی دارد که از مناطق مختلف جهان به جا مانده و به ویژه به یونانیان نسبت داده میشود. از سرزمینهای دوری چون پنجاب تا مرزهای چین و سرزمینهای تتاری، آثار و یادگاریهایی از تمدنها و فرهنگهای مختلف باقی مانده است که نشانهای از ارتباطات و تأثیرات فرهنگی میان این مناطق است.
ز خود پادشاهان برانگیختند
به فرهنگ یونان درآویختند
هوش مصنوعی: از میان خود، پادشاهانی را برانگیختند و به دانش و فرهنگ یونانی روی آوردند.
شده نامشان دولت باختر
زده سکهٔ پادشاهی به زر
هوش مصنوعی: نام آنها به عنوان دولت باختر بر سر زبانها افتاده و نشان پادشاهی آنها به طلا زده شده است.
براندند اشکانیان بیدرنگ
گرفتند آن پادشاهی به چنگ
هوش مصنوعی: اشکانیان به سرعت از صحنه کنار رفتند و آن سلطنت را به تصرف خود درآوردند.
بسی رزمهای گران ساختند
ز بیگانه مشرق بپرداختند
هوش مصنوعی: در این ابیات اشاره شده که جنگهای سخت و زیادی به خاطر دشمنان در شرق انجام شده است.
پسآنگه بهخوارزم و دشت خزر
بجستند بر خیل ترکان ظفر
هوش مصنوعی: سپس به خوارزم و دشت خزر رفتند و بر گروه ترکها پیروزی جستند.
به سالی سه آمد به زیر نگین
ز آشور تا مرز کشمیر و چین
هوش مصنوعی: در هر سال سه بار، از سرزمین آشور تا مرزهای کشمیر و چین، به زیر نگین میآید.
ز جوشنشکافان صحرانورد
برآمد ز خوارزم و قپچاق گرد
هوش مصنوعی: از میان مبارزان با زره، یک جنگجو از سرزمین خوارزم و قپچاق به میدان نبرد وارد شد.