برگردان به زبان ساده
جهان سر بسر از فراز و نشیب
یکی کارخانهاست با رنگ و زیب
هوش مصنوعی: دنیا به طور کلی مانند یک کارگاه است که پر از تغییرات و نوسانات است و همچنین زیبا و رنگارنگ میباشد.
که در نوبهاران بجنبد ز جای
نگرداند این چرخ را جز خدای
هوش مصنوعی: در بهار اگر حرکتی رخ دهد و چرخ فلک به دور خود نچرخد، تنها به اراده خداوند این امر ممکن است.
بسی کارگر اندر آن کارگاه
بکوشند بیمزد و بی دادخواه
هوش مصنوعی: در آن کارگاه بسیاری از کارگران سخت تلاش میکنند، اما هیچ پاداشی نمیگیرند و کسی هم صدای اعتراضشان را نمیشنود.
یکی بسّدین حله آرایدا
دگر زُمردین خیمه پیرایدا
هوش مصنوعی: یکی در حلهای زیبا به خود آراسته، دیگری نیز با زینتهای نفیس به خیمهاش آراسته است.
بر آن کارگر قوم بیدادرس
بسوزد دل ابر در هر نفس
هوش مصنوعی: دل ابر در هر لحظه برای آن کارگر بیپناه و نادیده دلسوخته میشود.
از آن سوختن آتشی برجهد
بههر لحظه بانگی قوی دردهد
هوش مصنوعی: آتشی از آن سو میسوزد و هر لحظه صدای بلندی از خود صادر میکند.
ز بالا همی برخروشد به خشم
یکی سیل کرده روان از دو چشم
هوش مصنوعی: از بالا، یک سیل خشمگین به راه میافتد و از دو چشم جاری میشود.
بیاید دمان از بر کوهسار
غریونده چون مردم سوگوار
هوش مصنوعی: بیا که زمان، بر فراز کوهها، همانند مردم محزون و عزادار، صدا برآورد.
رخ زرد خیری بشوید به آب
به زخم گل سرخ ریزدگلاب
هوش مصنوعی: چهرهی زرد کسی به کمک آب شسته میشود و به جای آن، گلابی از گل سرخ بر زخمها میریزد.
نهالان بیارند پیشش نماز
گلان سر به پایش بسایند باز
هوش مصنوعی: در حضور او، جوانههای گل به خاک میافتند و سر و پایش را بوسه میزنند.
بر آن رنجبر قوم گرید به درد
برآرد ز دل هر زمان باد سرد
هوش مصنوعی: آدمی که در زحمت و مشقت است، بر درد و غم خود گریه میکند و هر زمان که باد سردی میوزد، احساس درد و رنجش را بیشتر میکند.
یکی شورش سخت پیدا شود
زمانه پرآشوب و غوغا شود
هوش مصنوعی: زمانی فرا میرسد که هرج و مرج و آشوب در دنیا بیداد خواهد کرد.
به تک لاله خونین علامت به چنگ
شقایق به بر صدرهٔ سرخ رنگ
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی و شکوه لالهی سرخ که نماد شجاعت و عشق است اشاره شده است. لالهی خونین به عنوان نشان و نشانهای از احساسات عمیق و رنج و آرزوها در کنار شقایق، که خود نمادی از زیبایی و زندگی است، به تصویر کشیده میشود. در کل، این تصویرگری به احساسات انسانی و ارتباط عاطفی عمیق با طبیعت و رنگها اشاره دارد.
به دوش بنفشه ردای کبود
به فرق سمنبر ز الماس، خود
هوش مصنوعی: بنفشه بر دوش دارد ردای آبی، و بر سر سمنبر، از الماس ساخته شده است.
چو خورشید رخشنده بیند به خاک
برافروزدش خاطر تابناک
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید درخشان خود را بر روی زمین ببیند، دلش به شادی میتپد و روشناییاش افزایش مییابد.
بر انگیزد اندر زمان باد را
که بنشاند آن شور و فریاد را
هوش مصنوعی: زمانی که باد جوانهها را به حرکت در میآورد، میتواند آن شور و هیجان را نیز آرام کند.
رود باد و گوید که خورشید گفت:
که فرّ بزرگی نشاید نهفت
هوش مصنوعی: باد در حال حرکت است و میگوید که خورشید فرمود: بزرگترین عظمتها را هم نباید پنهان کرد.
فری زین مهین جنبش و جوشتان
نخواهیم کردن فراموشتان
هوش مصنوعی: ما از جنبش و تحرک این زمین و عالم فریاد نمیزنیم، زیرا فراموش کردیم که شما را به یاد بیاوریم.
چو ابر این ببیند سبکسر شود
بههر لحظه غوغاش کمتر شود
هوش مصنوعی: وقتی ابر این وضعیت را ببیند، بیمقدمه و بیفکری آرام میشود و هر لحظه از شدت هیجان او کاسته میشود.
دو چشم ازگرستن ببندد همی
به صد شادکامی بخندد همی
هوش مصنوعی: دو چشم، از شدت گرسنگی میبندد و با وجود این، به زندگی شاد و خوشحال میخندد.
رود ابر و باد از قفایش دوان
کند روی،خورشید روشنروان
هوش مصنوعی: ابر و باد به سرعت از دامن این کوه بالا میروند و باعث میشوند که نور خورشید با درخشش تابان خود، دنیا را روشن کند.
نوازش کندشان چو دانا پزشگ
کند خشک از دیدگانشان سرشگ
هوش مصنوعی: چشمهایشان را به همانگونه که یک پزشک با درایت به درمان میپردازد، نوازش و آرامش میبخشد و اشکهای خشکیدهشان را به جریان میاندازد.
کند گرم دلشان همه یکسره
دهدشان زر ناب و سیم سره
هوش مصنوعی: دلهایشان را گرم میکند و تماماً به آنها طلا و نقره باارزش میدهد.
دگر ره پی کار و کوشش روند
زمانی ز شغل و عمل نغنوند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که به دنبال کار و تلاش هستند، زمانی به اهداف خود میرسند که از شغل و فعالیت خود به خوبی استفاده کنند و به آن اهمیت دهند.
چنین تاگشاید مه تیر رخت
کمان گردد از بار، پشت درخت
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف زیبایی و شگفتیهای طبیعت میپردازد، به طوری که میتوان تصویر کرد که نور ماه مانند یک تیر از کمان درخشان است و در پشت درختان به طرز دلنشینی نمایان میشود. زیبایی و ظرافتی که در این تصویر نهفته است، احساس شگفتی را در دل بیننده ایجاد میکند.
شود گرد محصول هر کارگر
کند عرضه هر کارگاهی هنر
هوش مصنوعی: محصول هر کارگر به همت و تلاش او بستگی دارد و هر کارگاهی با هنر و مهارتش، هنر و کیفیت کار را به نمایش میگذارد.
رخ سیب سرخ و رخ نار زرد
نه آن یک ز شادی نه این یک ز درد
هوش مصنوعی: چهرهی سفید و خوشرنگ سیب قرمز و چهرهی زرد رنگ نارنج به این معنا نیست که یکی از خوشحالی و دیگری از ناراحتی میباشد.
به مرداد و شهریور و مهرماه
فروشند کالای این کارگاه
هوش مصنوعی: در ماههای مرداد، شهریور و مهر، محصولات این کارگاه به فروش میرسند.
ز انجیر و از نار غرقه به خون
ز امرود و از آلوی گونه گون
هوش مصنوعی: از انجیر و نار، غرق در خون، و از امرود و آلو با رنگهای مختلف.
چه از سبز بارو چه از سرخبار
بههر سو بهم چیده بینی هزار
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کناری، چه در فضای سبز و چه در فضای قرمز، میتوانی هزاران رنگ و حالت متفاوت را مشاهده کنی که به طرز زیبایی کنار هم قرار گرفتهاند.
فروشندگان از صغیر وکبیر
شوند و رسد نوبت تاک پیر
هوش مصنوعی: فروشندگان از هر سن و سالی به بازار میآیند و روزی هم نوبت به فروش تاکهای پیر میرسد.
بخم کرده بالا و دیده پر آب
به دستاندرش عقدی از لعل ناب
هوش مصنوعی: او سرش را بالا برده و با چشمانی پر از اشک بهدستدارانش دُرّی از لعل (سنگ قیمتی) تقدیم کرده است.
همانا که از لعل بایستهتر
ز در و ز یاقوت شایستهتر
هوش مصنوعی: راستش این است که از لعل زیباتر و از یاقوت مناسبتر وجود دارد.
اگر لعل صد خاصیت داشتی
خردمندش انگور پنداشتی
هوش مصنوعی: اگر سنگ قیمتی مانند لعل ویژگیهای زیادی داشت، عاقل آن را به جای دیگر نمیگرفت و به انگور تشبیه نمیکرد.
درآید سپس آبی زردپوش
یکی نرم پشمینهچوخا بهدوش
هوش مصنوعی: سپس یکی با لباس زرد و نرمی از پشم، آمده و چوقا به دوش دارد.
نهان کرده یکپایو سر برده پیش
ز بیم خزان گرد گشته به خویش
هوش مصنوعی: کسی در خفا و پنهانی، بخشی از خود را در جایی مخفی کرده و به دلیل ترس از فصل سرد، به خود دراز کرده و گردیده است.
درآیند پس باد رنگ و ترنج
دو دیده پرآب و دو رخ پر شکنج
هوش مصنوعی: باد به همراه خود زیبایی و تغییرات را میآورد و دو چشم پرآب و دو چهره پر از چین و چروک را به نمایش میگذارد.
رخان زرد و تبخاله بر گرد لب
گرانوار و سنگینسر از تاب تب
هوش مصنوعی: چهرهاش زرد و بیمارگونه است و لبهایش سنگین و درهم است، گویی اثر تب بر او سنگینی میکند.
کجا بنگرد ابر آبان مهی
به روی ترنج و به چهر بهی
هوش مصنوعی: کجا ابر بارانی میتواند بر روی میوه ترنج و چهره زیبا نگاه کند؟
بگوید به باد اینت بیداد مهر
بر این زرد رویان تفتیده چهر
هوش مصنوعی: بگو به باد که این ظلم تو باعث رنج و عذاب کسانی است که چهرهاشان در اثر گرمای شدید و آفتاب سوخته شده است.
که تا ما برفتیم بیرون ز دشت
برین کارگرپیشگان چون گذشت
هوش مصنوعی: وقتی ما از این دشت خارج شدیم، کارگران و کسانی که در اینجا مشغول کار بودند، همچنان در حال عبور و مرور بودند.
شود باد همداستان ابر را
به دشنه زند گردن صبر را
هوش مصنوعی: باد به کمک ابر میآید و با دشنهای که در دست دارد، صبر را به بریدن وادار میکند.
خروشان ز بالا شود سوی پست
پس پشت اوابر چون پیل مست
هوش مصنوعی: جریان آب به شدت از بالا به سمت پایین حرکت میکند، و پشت اوابر (پوششهای باران) مانند یک فیل سرمست به سمت پایین روان است.
دگر ره بپوشد رخ ازبیم، شید
شود چهرهٔ آسمان ناپدید
هوش مصنوعی: در آینده، چهره آسمان به خاطر ترس از بین خواهد رفت و با این حال، روشنی و شادابی به وجود میآید.
به یغما رود جمله کالای مهر
چکد اشک حسرت ز چشم سپهر
هوش مصنوعی: تمامی داراییهای عشق از بین میرود و آسمان از چشمانش اشک حسرت میریزد.
پریشان شود روزگار چمن
دی آید یکی درع رویین به تن
هوش مصنوعی: اگر روزگار چمن آشفته و ناامن شود، روزی یک شخص با لباس زرهی وارد میشود.
ز بیداد دی باغ گردد خراب
شود زرد رخسارهٔ آفتاب
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و ستم، باغ خشک و خراب میشود و چهرهٔ آفتاب نیز زرد و بیروح میگردد.
جهان ای پسر نیست جای درنگ
اگر قیصر روس، اگر شاه زنگ
هوش مصنوعی: دنیا، پسرم، جای توقف و معطلی نیست؛ حتی اگر قیصر روس باشد یا شاه زنگ.
نپاید همی برکس این ساز و برگ
جوانیاست، پیریاستو آنگاه مرگ
هوش مصنوعی: این دنیا و جوانی ماندگار نیست و به سرعت به پیری و سپس مرگ میانجامد.