برگردان به زبان ساده
نگه کن بدان زشتخو جانور
نهاده به زانوی خمیده سر
هوش مصنوعی: به اطراف خود نگاه کن، موجود زشت و بدهیاتی را میبینی که بر زانوی خمیدهاش سر گذاشته است.
سر و سینه کوتاه و زانو دراز
ز خبث اندر آن سینه بنهفته راز
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالت ظاهری و باطنی شخصی میپردازد. گفته میشود که فرد دارای سر و سینهای کوچک و زانوهایی بلند است، که این ویژگیها نمادین از درون او پردهبرداری میکند. در واقع، در این جسم ظاهری، رازهایی پنهان و منفی نهفته است که به شخصیت و ماهیت واقعی او اشاره دارد.
دراز و سرازیر وکج،دستو پاش
چو آب جدا گشته از آبپاش
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف حالتی میپردازد که فردی در وضعیتی دشوار و ناخوشایند قرار دارد. او ممکن است به عنوان مثال، در وضعیتی نامرتب و بینظم به نظر برسد و اعضای بدنش هم مانند آبی هستند که از آبپاش خارج شده و از هم جدا شدهاند. این تصویر به نوعی به احساس بیهدف بودن و رهایی از نظم و ترتیب اشاره دارد.
جدا از همه کوشش و علم و کار
جز از دام گستردن و از شکار
هوش مصنوعی: به جز تلاش و دانش و کار، هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد جز اینکه دام بگسترانیم و شکار کنیم.
نگه کن که او دام می گسترد
سر رشتهها سوی هم میبرد
هوش مصنوعی: بنگر که او دام میاندازد و رشتهها را به هم میپیوندد.
کنون نوبت تار گستردن است
ز بالا سوی زیر نخ بردن است
هوش مصنوعی: حالا وقت آن رسیده که تار را پهن کنیم و از بالا به سمت پایین نخ بکشیم.
به جهد و به سرعت ز بهر شکار
بهم بسته هفتاد و هشتاد تار
هوش مصنوعی: در تلاشی پرشتاب برای شکار، هفتاد و هشتاد رشته را به هم گره زدهاند.
سپس نوبت پود افکندن است
همه نیتش زود افکندن است
هوش مصنوعی: سپس نوبت به بافتن نخ میرسد و هدف از این کار، سریع و بیدرنگ بافتن است.
نگه کن که چون پود را نیک بست
به آب دهان و به پا و به دست
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه نخ را به خوبی با آب دهان و با پا و دست محکم میکنند.
بسان یکی بندباز دلیر
فرا رفت بالا، فرو جست زیر
هوش مصنوعی: همچون یک بندباز شجاع، به ارتفاعات بالا رفت و سپس به سرعت به پایین آمد.
در آن گوشهٔ کلبه از بهر صید
درآویخت ز اندیشه ، صد بند و قید
هوش مصنوعی: در گوشهٔ کلبه، به خاطر شکار، اندیشههایی به وجود آمده که در آنها صدها بند و قید وجود دارد.
وزآن پس به دالان تاریک خویش
فرو رفت در فکر باریک خویش
هوش مصنوعی: سپس به دالان تاریک خود رفت و در افکار عمیقش غرق شد.
صبورانه در گوشهٔ دامگاه
نشیند چو زاهد در آرامگاه
هوش مصنوعی: به آرامی و صبر در یک گوشه مینشیند، مانند زاهدی که در محل آرامش خود حضور دارد.
تو گویی مگر کرده او خدمتی
به خلق جهان باشدش منتی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او با انجام این کار، خدمت بزرگی به مردم جهان کرده و حالا برای این کار از کسی توقع قدردانی و تشکر دارد.
مگس بهر کسب خورش با نشاط
نگه کن که پرواز کرد از بساط
هوش مصنوعی: مگس را برای به دست آوردن خوردنی با نشاط و دقت نگاه کن، زیرا به خاطر شادمانی از یکنواختی میپرد.
سر و روی خود شستن آغاز کرد
پر و بال مالید و پرواز کرد
هوش مصنوعی: شستوشوی صورت و سرش را شروع کرد و بعد بالهایش را تمیز کرد و پرواز کرد.
به سعی و به کوشش به هرگوشهای
شود تا فراز آورد توشهای
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش، در هر نقطهای که بروی، میتوانی بار و توشهای برای خود جمعآوری کنی.
طنینش چنان مینماید ز دور
که از پهنهٔ دشت، بانگ چگور
هوش مصنوعی: صدای او از دور به قدری واضح و پرطنین است که گویی از دوردستهای دشت به گوش میرسد.
به هرگوشهای از پی توشه گشت
بر آن گوشهٔ شوم ناگه گذشت
هوش مصنوعی: در هر گوشهای به دنبال تو میگشتم، ناگهان در آن مکان بدی با تو مواجه شدم.
زمام مگس را گرفت احتیاج
کشیدش به بنگاه کین و لجاج
هوش مصنوعی: مگس چون به نیازمندی افتاد، به جایی رفت که در آن کینه و لجاجت وجود داشت.
بر آن دیولاخ خطرخیز جای
که خف کرده آن افعی دیوپای
هوش مصنوعی: در آن مکان خطرناک و ناامن که آن افعی بزرگ پنهان شده است.
بر آن کنج تاریک و ناخوش مکان
کمینگاه سلطان جولاهکان
هوش مصنوعی: در آن گوشهی تیره و نامطبوع، پناهگاه پادشاهی که دستفروشان و بیکاران در آن جا هستند، قرار دارد.
نگر چون درافتاد مسکین مگس
در آن دام و آن درتنیده قفس
هوش مصنوعی: ببین چگونه مگس بیچاره در دام افتاده و در قفس گرفتار شده است.
مگس بهر روزی به تیمار جفت
شود روزی آن که آسوده خفت
هوش مصنوعی: مگس به دنبال جفت خود میگردد و روزی به خواب آسودهای خواهد رسید.
چو دزد، ازکمینگاه بیندکه صید
نگونسار گشت اندر آن بند و قید
هوش مصنوعی: همانطور که دزد از پناهگاه خود میبیند که شکارش در دام و بند افتاده، به تماشا مینشیند.
خرامان سوی صید خود بگذرد
چه حاجت که دیگر شتاب آورد
هوش مصنوعی: آن که به آرامی و با وقار به سوی شکارش میرود، نیازی به شتاب کردن ندارد.
بداند کزان اوستادانه فخ
مگس چه؟ که جان برنیارد ملخ
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فخر کردن و خود را بالا بردن در برابر یک شخص یا چیز کمارزش (مانند مگس) بیمعناست. زیرا در نهایت، ارزش واقعی به چیزهای بزرگتر و مهمتر (مانند جان ملخ) بستگی دارد. به عبارت دیگر، نباید به چیزهای ناچیز فخر کرد، بلکه باید به ارزشهای واقعی و عمیقتر توجه داشت.
بهآرامی از تارها بگذرد
بهصد خشم سوی مگس بنگرد
هوش مصنوعی: با احتیاط از تارها عبور کند و با خشم به مگس نگاه کند.
فریسه بلرزد به خود زان نگاه
خروشان و جوشان شود بی گناه
هوش مصنوعی: ببر از شدت خشم و قدرتش میلرزد و به شدت تحت تأثیر نگاه خروشان و خشمگین قرار میگیرد، در حالی که خود هیچ گناهی ندارد.
خروشیدنی زار و جوشیدنی
تلاشیدنی سخت وکوشیدنی
هوش مصنوعی: صدایی مملو از غم و ناله، تلاشی پر از جوش و خروش و کوششی عمیق و سخت.
بههر دم شود مرگ نزدیکتر
همان تار امّید باریکتر
هوش مصنوعی: با هر لحظه، مرگ به ما نزدیکتر میشود و امیدمان روز به روز کمرنگتر میشود.
رسد جانور تا به نزد اسیر
زمانی بر او بنگرد خیر خیر
هوش مصنوعی: یک جانور به نزد اسیر میآید و لحظاتی به او نگاه میکند. در این لحظه، تنها به خیر و نیکی فکر میکند.
پیاپی بدان دست و پای درشت
زند بر سر و مغز بیچاره مشت
هوش مصنوعی: او مدام با دست و پای بزرگش بر سر و مغز کسی که نمیتواند دفاع کند، ضربه میزند.
پس آنگه شود پهن و زشت و دژم
بچسبند ناگه شکم بر شکم
هوش مصنوعی: سپس بدن چاق و زشت و ناراحت میشود و ناگهان شکمها به هم چسبیده میشوند.
مگس نالهٔ الامان می کشد
حرامی ز جسمش روان می کشد
هوش مصنوعی: مگس با ناله و فریاد فریاد میزند که نجاتم بده، و در عین حال فردی شرور و فاسد از جسم او خون میکشد.
چو لختی مکد زان تن زنده خون
رها سازدش بسته و سرنگون
هوش مصنوعی: وقتی برای مدتی از آن جسم زنده غافل شویم، خون از آن جدا میشود و آن را به زمین میریزد.
رها سازدش تا به وقت دگر
دمادم ازو خون مکد جانور
هوش مصنوعی: اجازه بده آن را رها کند تا در زمان دیگری، بیوقفه از او خون نگیرد و جانش را آسیب نرساند.
مکد قطره قطره ز خون شکار
که عیشش پیاپی بود خوشگوار
هوش مصنوعی: با احتیاط و آرامی خون شکار را نریز، زیرا او لذتها و خوشیهای زیاد و پیوستهای را تجربه کرده است.
به مرگش نبخشد ز سختی رفاه
در اشکنجه بگذاردش دیرگاه
هوش مصنوعی: در لحظاتی که زندگی بر او سخت میگذرد، حتی مرگ هم نمیتواند او را از این سختیها رهایی بخشد و او را به آرامش برساند. او در برابر شکنجهها و مشکلات، مدت زیادی را تحمل میکند.
گرش خون بجایست کی غم بود
بباید که رامش دمادم بود
هوش مصنوعی: اگر خون هم به جای اشک بریزد، باز هم غم و اندوهی نیست؛ بلکه باید همیشه شاد و سرمست بود.
ندانم کی این غم به پایان رسد
کی این درد بیحد به درمان رسد
هوش مصنوعی: نمیدانم کی این اندوه تمام میشود و کی این درد بیپایان درمان مییابد.
که تا ذره ای در مگس هست قوت
شود بهرهٔ بدکنش عنکبوت
هوش مصنوعی: اگر در مگس حتی یک ذره قدرت باشد، آن وقت عنکبوت از بدیهایش بهرهمند خواهد شد.
وزان پس کز اوکام دل برد سیر
فشاندش چون پرکاهی به زیر
هوش مصنوعی: پس از آنکه دلش از او دور شد، او را مانند پرکاهی به زیر انداخت.
رود همره باد نعش مگس
سرانجامهر چیز باد است و بس!
هوش مصنوعی: همه چیز در این دنیا به مرور زمان از بین میرود و در نهایت همه چیز به باد و فراموشی سپرده میشود. حتی بزرگترین و مهمترین موجودات نیز در نهایت به سرنوشت مگس دچار میشوند.
چو صیاد فارغ شد ازکار خویش
شود، وارسی گیرد از تار خوبش
هوش مصنوعی: وقتی صیاد از کار خود فارغ میشود، شروع به بررسی توری که برای شکار کشیده بود میکند.
بههرگوشهتاری که گردیدهسست
بیاراید و سازدش چون نخست
هوش مصنوعی: در هر گوشهای که تار به هم پیچیده و به هم ریخته شده، آن را زیبا کن و مانند روز اولش بساز.
سپسخوشدل و شاد وگردنفراز
شود نرم نرمک به کاشانه باز
هوش مصنوعی: سپس با دل خوش و شاداب، آرام آرام به خانهاش بازمیگردد.
بودراضیاز صنعت و کار خویش
زگیتی، وزان گرم بازار خویش
هوش مصنوعی: او از کار و هنرش راضی است و از زندگی و مشغلههای خود در دنیا خوشنود است.
بود خرم از نظم و آیین دهر
که یابد از او مرد هشیار بهر
هوش مصنوعی: زندگی با نظم و قوانین خود شاداب است و تنها انسانهای آگاه میتوانند از آن بهره ببرند.
ز نظم جهانست مسرور و شاد
ز قانون و آزادی و عدل و داد
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی او از نظم و ترتیبی است که در جهان حاکم است و از قوانین، آزادی و عدالت قدردانی میکند.
که هشیار مردم تواند مدام
ز حرص افکند نوع خود را به دام
هوش مصنوعی: افراد زیرک و آگاه میتوانند همواره از حرص و طمع خود جلوگیری کنند و مانع شوند که نوع بشر به مشکلات دچار شود.
مثل عنکبوت است و اعیان اساس
یکی دیدهای خواهم اعیانشناس
هوش مصنوعی: مثل عنکبوت، بنیاد و اساس همه چیز را به هم متصل کرده است. من میخواهم کسی را ببینم که به عمق و حقیقت این اتصالها واقف باشد.