برگردان به زبان ساده
بهر آن شد بنای نمرهٔ یک
که بگیرد مقام زجر و کتک
هوش مصنوعی: برای اینکه به مقام و نتیجهی خوبی دست پیدا کند، باید سختیها و تنبیهها را تحمل کند.
مجرمی کاو به کرده، خستو نیست
چارهاش غیر زور بازو نیست
هوش مصنوعی: مجرمی که از عمل خود پشیمان نیست، راهی جز قدرت و نیروی بازو برایش وجود ندارد.
سارقی کاو نمیکند اقرار
باید اقرار خواست با اصرار
هوش مصنوعی: اگر دزدی به خطاهای خود اعتراف نکند، باید با پافشاری و درخواست از او خواسته شود که اقرار کند.
جای اشکنجه و عذاب و کتک
افکنندش شبی به نمرهٔ یک
هوش مصنوعی: در شبهایی که مورد آزار و شکنجه قرار میگیرد، گاهی به او نمرهٔ یک میدهند، انگار که این وضعیت عذابآور را عادی میسازند.
چون شبی ماند اندر آن پستو
شود از شدت تعب خستو
هوش مصنوعی: یک شب در آن مخفیگاه میماند و به سبب شدت خستگی، دچار فرسودگی میشود.
دانی اکنون که اندر آنجا کیست
غیر آزاده مردم آنجا نیست
هوش مصنوعی: میدانی الان که در آن مکان چه کسی هست؟ جز انسانهای آزاد، کسی دیگر در آنجا نیست.
ور بود نیز مجرم و خونی
پس چندی شوند بیرونی
هوش مصنوعی: اگر کسی مجرم باشد و مرتکب جرمی شود، پس از مدتی او از جامعه کنار گذاشته میشود.
وان که آزاده است و با مسلک
دخمهٔ اوست حبس نمرهٔ یک
هوش مصنوعی: کسی که آزادمنش است و به روش خود پایبند است، در حقیقت در دام محبوبیت و شهرت گرفتار شده است.
نه مه و هفته بلکه سال به سال
جای دارد در آن سیاه مبال
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از عمیق بودن و ارزشمند بودن یک چیز مطرح شده است. گفته میشود که این چیز به قدری اهمیت دارد که نه تنها زیباییهای زودگذر، بلکه سالها و زمانهای طولانی را در خود جای میدهد. به نوعی، این نشاندهندهی یک عمق و پایداری است که فراتر از زیباییهای موقتی و سطحی است.
حالشان بدتر است ز اهل قبور
زان که جان میکنند زنده به گور
هوش مصنوعی: حالتان از کسانی که در گور هستند، بدتر است؛ زیرا آنها جان خود را میکشند و به زندگی در قبر ادامه میدهند.
همه عشاق مرگ و مرگ از ناز
نکند روی خود بدیشان باز
هوش مصنوعی: تمامی عاشقان در انتظار مرگ هستند و مرگ نیز با ناز و تکبر، روی خود را به آنها نشان نمیدهد.
دوزخی را که گفتهاند آنجاست
خاصه زین پس که موسم گرماست
هوش مصنوعی: دوزخی که گفتهاند جایی است بسیار سخت و عذابآور، بهویژه اکنون که فصل گرما فرارسیده است.
باید آنجا به صبر پردازد
تا خدا خود وسیلتی سازد
هوش مصنوعی: باید در آن مکان تحمل و صبر را پیشه کند تا خداوند راهی را برای او فراهم کند.
یا بیابد از آن به مرگ فرج
یا رهایش کنند کور و فلج
هوش مصنوعی: یا از آن درد و رنج به مرگ نجات یابد، یا اینکه او را بیدلیل رها کنند، در حالی که نابینا و بیمار است.
یا ز پای افتد و شود بیمار
مایهٔ دردسر شود ناچار
هوش مصنوعی: ممکن است کسی به طور ناگهانی بیفتد و بیمار شود، که در این صورت مشکلات و دشواریهایی برای او به وجود خواهد آمد و چارهای جز تحمل آن نیست.
ببرندش به سوی مارستان
زبردست علیم و همدستان
هوش مصنوعی: او را به مکان خطرناکی میبرند که پر از مکاران و دانایان شرور است.
هرکه نزد علیم گشت مقیم
به کجا میرود؟ خداست علیم
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار دانشمند و آگاه قرار میگیرد، به کجا میتواند برود؟ زیرا خداوند خود آگاه و دانا است.
روزی آمد علیم در بر من
گفت خود را به ناخوشی میزن
هوش مصنوعی: روزی عالم بزرگواری پیش من آمد و گفت: خودت را به ناراحتی و بدحالی نزن.
تا به سوی مریضخانه شوی
همنشین با می و چغانه شوی
هوش مصنوعی: وقتی به بیمارستان میروی، همراه با شراب و خوشیها میشوی.
زان که آنجاست در ادارهٔ من
نانت آنجاست غرق در روغن
هوش مصنوعی: چون در سرای من نان تو وجود دارد، در آنجا غرق در چربی و چمک است.
گفتم اهل می و چغانه نیم
بنده باب مریضخانه نیم
هوش مصنوعی: گفتم که اهل شراب و خوشگذرانی نیستم، و بندهدار بیمارستان و درمانگاه هم نیستم.
تن من سالمست و حال درست
سکه بر یخ زدی گناه از تست
هوش مصنوعی: بدن من در سلامت است و حال خوبی دارم؛ تو بر یخ سکهای انداختهای و تقصیر از خودت است.
مجرمان نیز اندر آنجایند
بند بر دست و قید بر پایند
هوش مصنوعی: مجرمان نیز در آنجا وجود دارند و دست و پایشان به زنجیر کشیده شده است.
مجرمی گر نشد به فعل مقر
میکنندش شکنجههای مضر
هوش مصنوعی: اگر فردی به خاطر عمل خود مجرم شناخته نشود، به او شکنجههایی آسیبزننده تحمیل میکنند.
دستی از روی کتف پیچانند
دستی از پشت سر بگردانند
هوش مصنوعی: دستی از روی شانه رد میشود و دستی دیگر از پشت سر میچرخد.
ساق آن هر دو را نهند زکین
به یکی دستبند پولادین
هوش مصنوعی: آن دو ساق را با زنجیری از فولاد به هم میبندند.
استخوانهای ساق و بازو و کِتف
میخورد تاب ازین شکنجهٔ سفت
هوش مصنوعی: استخوانهای پا، دست و کتف از این فشار و زخمهای سخت به شدت دردی را تجربه میکنند.
عضلاتش به پیچ و تاو افتد
استخوانها به چاو چاو افتد
هوش مصنوعی: عضلاتش به حالت انقباض در میآید و استخوانها نیز به شدت به هم فشار میآورند.
رود از هوش و چون به هوش آید
از سر درد در خروش آید
هوش مصنوعی: رود وقتی که از گرما و درد بیخبر است، به آرامی جریان دارد، اما وقتی به حال خود آید و از دردش آگاه شود، شروع به سر و صدا و ناآرامی میکند.
سوی لا و نعم نمیپوبد
هرچه بایست گفت میگوید
هوش مصنوعی: هر چه لازم است بیان شود، به سمت بله و نه نمیرود و در نهایت به همین حقیقت میرسد.
کار پنهان برافتد از پرده
همچنین کارهای ناکرده
هوش مصنوعی: کارهای ناپاک و پنهانی بالاخره آشکار میشود، همچنین کارهایی که انجام نشدهاند نیز در نهایت به وضوح خواهند رسید.
کارهای نکرده گفته شود
همچون آن کردهها شنفته شود
هوش مصنوعی: اگر اعمالی که انجام نشدهاند بیان شوند، باید مانند کارهایی که انجام شدهاند، مورد توجه قرار گیرند.
ور کسی طاقتش شدید بود
داربستی بر آن مزید شود
هوش مصنوعی: اگر کسی تحملش به شدت افزایش یابد، برای او عاملی فراهم میشود که به آن کمک کند.
دستهای خمیده را به کمند
از یکی حلقهای بیاویزند
هوش مصنوعی: دستهای خمیده را با کمند بپیچید و حلقهای درست کنید.
پس کشندش به داربست فراز
طاقت گفتنش ندارم باز
هوش مصنوعی: او را بر داربستی بالا میکشند و میگوید که دیگر قدرت گفتن ندارد.
گاه با تازیانه و ترکه
میزنندش که افتد از حرکه
هوش مصنوعی: گاه با زبان تند و تیز یا انتقاد و تذکر او را متوجه اشتباهاتش میکنند تا از رفتار نادرستش دست بردارد.
ای بسا بی گنه که فرمان یافت
وین بلا را به مرگ درمان یافت
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که بیگناهی آنها دیده نمیشود و به دلیل این ناعدالتی، به مرگ دچار میشوند.