برگردان به زبان ساده
چون ز عهد مسیح پیغمبر
شدصدوشصتوهشتسالبسر
هوش مصنوعی: از زمان عیسی مسیح، پیغمبر، تا به امروز، ششصد و شصت و هشت سال گذشته است.
پادشاهی به چین قرار گرفت
که ازو باید اعتبار گرفت
هوش مصنوعی: در چین شاهی به قدرت رسید که باید به او احترام گذاشت.
سستمغزی و «لینگتی» نامش
در حرم بسته دائم احرامش
هوش مصنوعی: این فرد بیخبر و ناتوان به گونهای است که همیشه در حال نماز و عبادت است، اما در واقع از درک عمیق و معنای واقعی دور است. او ظاهری مذهبی دارد، اما فهم درستی از امور ندارد.
بود سرگرم خفت و خیززنان
خادمان را سپرده بود عنان
هوش مصنوعی: خواب و بیداری او را به چنگال خادمان سپرده بود، که هدایت او را در دست دارند.
تاجری بهر او خری آورد
عشق خر شاه را مسخر کرد
هوش مصنوعی: یک تاجر به خاطر عشق، اسبی را خرید و این اسب او را به شاه و دولتش وابسته کرد.
داد فرمان به گردکردن خر
ریش گاوی و خرخری بنگر
هوش مصنوعی: دستوری صادر شد تا خرهایی که ریشهای گاوی دارند و نیز خرهای دیگر را جمع کنند.
اسبها از سطبلها راندند
جای آنها حمار بنشاندند
هوش مصنوعی: اسبها را از آخور بیرون کردند و جایشان را به الاغها دادند.
قصر و ایوانها پر از خر شد
نزلها بهرشان مقرر شد
هوش مصنوعی: کاخها و سالنها پر از خر و پر از شلوغی شد و اقامتگاهها برای آنها هم تعیین شد.
خر به عرادهها همی بستند
خرسواری شکوه دانستند
هوش مصنوعی: خرها را به بارکشها بستند و آنها از بزرگی و عظمت خود آگاهی یافتند.
شه به هر سو که عزم فرمودی
شاه و موکب سوار خر بودی
هوش مصنوعی: هر جا که پادشاه قصد رفتن داشته باشد، تمامی اشراف و همراهانش هم به دنبال او خواهند رفت، حتی اگر بر روی خر سوار شوند.
قیمت اسبها تنزل یافت
خر مقام براق و دلدل یافت
هوش مصنوعی: قیمت اسبها کاهش پیدا کرده و در عوض، الاغها مقام و ارزش بیشتری پیدا کردهاند.
خلق تقلید پادشا کردند
جل و افسار خر طلاکردند
هوش مصنوعی: مردم به تقلید رفتارهای پادشاه پرداختند و کنترل و قدرت را در دست خود گرفتند، بهگونهای که همه چیز را به طلا و زینت تبدیل کردند.
همه عرادهها به خر بستند
به خران نعل سیم وزربستند
هوش مصنوعی: همه وسایل نقلیه را به خرها بستند و بر روی خرها نعلهای نقرهای و طلایی قرار دادند.
رابضان سربسر فقیر شدند
لیک خربندگان امیر شدند
هوش مصنوعی: در روزگارهای سخت، نیازمندان و فقیران به شدت تحت فشار قرار گرفتند، اما افرادی که به ثروت و دارایی دست یافته بودند، بر جویندگان خود را برتر و محترمتر احساس کردند.
چون توجه نشد ز اسب، دگر
اسب معدوم شد به دولت خر
هوش مصنوعی: زمانی که اسب به خاطر نادیده گرفتن و بیتوجهی از دست رفت، دیگر اسب وجود نداشت و به جای آن، وضعیت به خر تغییر پیدا کرد.
کار در دست خادم و خواجه
شاه سرگرم نرخر و ماچه
هوش مصنوعی: کار در دستان خدمتکار و ارباب مشغول است، مانند نرخر و ماچه که درگیر کار خود هستند.
هرچه خر بد به شهر آوردند
اسبها را به روستا بردند
هوش مصنوعی: هرچقدر که چیزهای بد و بیکیفیت به شهر وارد میشود، چیزهای خوب و با ارزش را به روستا میفرستند.
مردم روستا سوار شدند
صاحب فر و اقتدار شدند
هوش مصنوعی: مردم روستا بر مرکب سوار شدند و احساس قدرت و بزرگی کردند.
چون که خود را بر اسبها دیدند
راه یاغی گری بسیجیدند
هوش مصنوعی: زمانی که خود را بر اسبها مشاهده کردند، برای شورش و طغیان آماده شدند.
لشگری گرد شد از آن مردان
نامشان دستهٔ کُله زردان
هوش مصنوعی: گروهی از مردان تشکیل شد که نامشان به زردکلاهها معروف است.
گشت معروف در همه کشور
«لینگتی» هست پادشاهی خر
هوش مصنوعی: همه جا معروف شده که در کشور «لینگتی»، پادشاهی از نوعی خاص است که به خر تشبیه شده است.
حمله بردند بر شه و سپهش
عاقبت پست شد سر و کله اش
هوش مصنوعی: بر سپاه و پادشاه حمله کردند و در نهایت، مقام و جایگاه او به شدت سقوط کرد و از بین رفت.
گشت سرگشته پادشاه خران
ملکش افتاد درکف دگران
هوش مصنوعی: پادشاهی که خود را گم کرده بود، حالا دیگر سرزمینش به دست دیگران افتاده است.
خواه در روم گیر خواه به چین
خرخری را نتیجه نیست جز این
هوش مصنوعی: خواه در روم باشی یا در چین، هیچ فرقی ندارد، نتیجهگیری همان است و به یک چیز ختم میشود.