برگردان به زبان ساده
خود شنیدی حدیث عوج عناق
وان سهمناک مردم عملاق
هوش مصنوعی: شنیدی دربارهی کج بودن گردن شتر، و اینکه چگونه از تو به مردم بزرگ آسیب رسیده است؟
مردم پسر شجاعتی بودند
فوق عادت جماعتی بودند
هوش مصنوعی: مردم دارای دلیری و شجاعت بودند که فراتر از حد معمول جامعه است.
قدشان چون چنارهای کهن
سر و گردن چو برجی از آهن
هوش مصنوعی: قد آنها مانند درختان چنار کهن است و گردنشان مانند برج آهنی است.
هرچه امد به پیش میخوردند
وآنچه آمد بهدست میبردند
هوش مصنوعی: هر چیزی که به سمت آنها میآمد را قبول میکردند و هر چیزی که به دستشان میرسید را میگرفتند.
تنهٔ گنده و شجاعت و زور
کرده بود آن گروه را مغرور
هوش مصنوعی: قدرت و شجاعت گروهی، آنها را متکبر و مغرور کرده بود.
اعتنائی به کس نمی کردند
یکدم از جور بس نمی کردند
هوش مصنوعی: آنها به هیچکس توجهی نمیکردند و لحظهای از ستم و ظلم دست برنمیداشتند.
چون به دلشان ستم قرار گرفت
عقل از آن مردمان کنار گرفت
هوش مصنوعی: وقتی دل آنها پر از ستم و فشار شد، عقل و اندیشه از آنها دور شد.
دید کایشان تهی ز فایدهاند
همه بیرون ز عقل و قاعدهاند
هوش مصنوعی: او دید که آنها از نظر فایده و سود تهی هستند و همه اقدامهایشان خارج از چارچوب عقل و منطق است.
رفت نزدیک موسی عمران
گفت از این قوم داد من بستان
هوش مصنوعی: این شخص به نزد موسی، پسر عمران رفت و از او خواست که از این قوم (قوم او) حق و حقوقش را بستاند.
لاجرم بر چنان گروه دلیر
گشت مشتی جهود مفلس، چیر
هوش مصنوعی: بیتردید، گروهی از مردم شجاع و دلیر به دست چند یهودی فقیر و ضعیف گرفتار شدند.
باغبان کاو به باغ گل کارد
علف هرزه را برون آرد
هوش مصنوعی: باغبانی که در باغ گلها کار میکند، علفهای هرز را از آنجا خارج میکند.
وان درختی که نیستش ثمری
افکنندش به تیشه یا تبری
هوش مصنوعی: آن درختی که ثمری ندارد، به وسیله تیشه یا تبر از بین میروند.
علف هرزه و درخت نرک
در گلستان نمی کشند سرک
هوش مصنوعی: علف هرز و درخت نرک در باغ گل نمیتوانند خودشان را نشان دهند و سر برآورند.
چون که بودند ظلم کار و پلید
باغبان بیخشان ز باغ برید
هوش مصنوعی: وقتی که ظلم و ناپاکی حاکم شود، باغبان خوب و سالم، درختان باغ را قطع میکند.
تو هم ای سفلهٔ خر مغرور
که شدی متکی به قوت وزور
هوش مصنوعی: تو هم ای آدم حقیر و مغرور که به قدرت و زور خود تکیه کردی، قدر خود را نمیدانی.
مر مرا چه که زر چه داری تو
نیکنامی نگر چه داری تو
هوش مصنوعی: به من چه مربوط است که تو ثروتمند هستی، به ویژگیهای خوب و نام نیکت توجه کن.
شومی نفس خویشتن بینت
مرد وزن می کنند نفرینت
هوش مصنوعی: بدیهای نفس خود را مشاهده کن، زیرا مردان و زنان به خاطر آن تو را لعنت میکنند.
ترسم از شومی تو آخر کار
شود این مملکت به مرگ دچار
هوش مصنوعی: میترسم که بدیهای تو باعث شود این سرزمین به ورطهی نابودی بیفتد.
کاین مثل سخت شهرهٔ دهر است
جهل یکتن، بلای یک شهر است
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جهل و نادانی یک فرد میتواند عواقب منفی و زیانآوری برای همه جامعه داشته باشد. اگر فردی نادان باشد، تأثیرات منفی آن میتواند بر روی کل شهر و حتی کل جامعه بگذارد، به گونهای که جهل او مانند یک بلای عمومی در بین مردم منتشر میشود.
پادشه چون نمود نادانی
رویند کشوری به ویرانی
هوش مصنوعی: وقتی پادشاهی نادان باشد، سرنوشت کشور به ویرانی و نابودی میانجامد.