برگردان به زبان ساده
پس ره نمرهٔ دو پیمودم
زان که خود راه را بلد بودم
هوش مصنوعی: بنابراین من راهی را که باید طی میکردم را پیش گرفتم، زیرا خودم در شناختن مسیر تجربه و آگاهی داشتم.
ایستادم به پیش آن درگاه
چه دری، لا اله الا الله!
هوش مصنوعی: من در مقابل آن درگاه ایستادم و با تمام وجود میگویم، جز خدا هیچ معبودی نیست!
دخمهای تنگ و سوبهسوی و نمور
واندر آن دخمه چند زندهبهگور
هوش مصنوعی: در یک اتاقک کوچک و تاریک، چند نفر که زندانی شدهاند و انگار به نوعی زندگی مردهای دارند، در حال زندگی هستند.
هر یکی در کریچهای دلتنگ
بسته بر رویشان دری چون سنگ
هوش مصنوعی: هر کسی در گوشهای از دلش ناامید و غمگین است، و بر روی آنها دربی مانند سنگ بسته شده است.
داشت دهلیزی و بر آن دهلیز
بود بسته دری ز آهن نیز
هوش مصنوعی: در جایی یک راهرو وجود داشت و در انتهای آن، درب آهنی بستهای بود.
به درون رفتم از همان در، من
که بدم رفته بار دیگر، من
هوش مصنوعی: من از همان در وارد شدم، همان در که قبلاً به خاطر بدیهایم از آن خارج شده بودم.
گرد برگشتم از یکی رهرو
پیش سمجی که بود مسکن نو
هوش مصنوعی: من از یک مسافر برگشتم به سمت جایی که منزل تازهای در آن جا وجود داشت.
بر در نمرهٔ یک استادم
وان قلاوور را فرستادم
هوش مصنوعی: من پیغام را به استاد «نمره یک» فرستادم تا به او خبر دهم که آن قلاوور (نوعی خوراک) را به او تحویل دادهام.
تا بگوید ز خانهام باری
بستر آرند و فرش و ناهاری
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع انتظار و آرزوی مهمانان در خانه اشاره دارد. شاعر از این میگوید که دوست دارد برای مهمانانش راحتی و آسایش فراهم کند؛ از جمله فرش، بستر و غذای مناسب. به نوعی احساس میکند که باید برای پذیرایی از دیگران آماده باشد.
پس نگه کردم اندر آن دالان
دیدم آنجا گروهی از یاران
هوش مصنوعی: به دنبال نگاهی به آن راهرو، متوجه شدم که در آنجا جمعی از دوستان حضور دارند.
هریک استاده گوشهای خسته
چند تن در به رویشان بسته
هوش مصنوعی: هر کسی در گوشهای مشغول به کار است و چند نفر در حالی که به آنها توجهی نمیشود، در مشکلات و سختیها به سر میبرند.
میر مخصوص کلهر و خسرو
چندی از دوستان کهنه و نو
هوش مصنوعی: نفر خاصی که از منطقه کلهر آمده و همچنین خسرو، با تعدادی از دوستان قدیمی و جدیدش در حال گفتگو و تعامل است.
شده هر یک به دیگری مأنوس
پنج شش سال هر یکی محبوس
هوش مصنوعی: هر یک از آنها پنج یا شش سال با دیگری آشنا و صمیمی شده است و در این مدت هر کدام در دنیای خود محبوس و گرفتار هستند.
میرکلهر نمود از سختی
ناله، وز روزگار بدبختی
هوش مصنوعی: میرکلهر از مشکلات و سختیهایی که در زندگی داشته است، ناله و شکایت کرده و از روزگار بد و بداقبالی خود سخن میگوید.
گفت شش سال بودم اندر بند
چار دیگر بر او برافزودند
هوش مصنوعی: او گفت که شش سال در بند رنج و مشکلات بوده و حالا بر دشواریهایش افزوده شده است.
چون شود مرد لشگری قاضی
شود انسان ز قاضیان راضی
هوش مصنوعی: زمانی که یک مرد در میدان جنگ به مقام قضاوت میرسد، انسانها از تصمیمات او راضی خواهند بود.
کلبهٔ عهد پیش را دیدم
خوردم آنجا ناهار و خوابیدم
هوش مصنوعی: در کلبهای که نماد خاطرات گذشتهام است، کمی استراحت کردم و ناهاری خوردم آنجا.
ظاهراً تازه همتی کردند
وان قفس را مرمتی کردند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عزم و ارادهای تازه شکل گرفته و آن گاهی به قفس، به نوعی بازسازی و بهبود دادهاند.
پاک و بی گرد و آب و جارو بود
مبرزش نیز پاک و بیبو بود
هوش مصنوعی: این شعر به تمیزی و پاکیزگی اشاره دارد. در آن به وضوح بیان شده که هم خود فرد و هم آنچه که به او اختصاص دارد از هر نوع آلودگی و بویی دور هستند. این نشاندهندهی یک حالت خالص و ساده است که در آن هیچگونه ناپاکی وجود ندارد.
هان و هان تا مگر نپنداری
که اطاقیست خوب و گچکاری
هوش مصنوعی: به خودت بیاندیش که مبادا تصور کنی که اینجا فقط یک اتاق زیبا و با گچکاریهای عالی است.
عرض و طولش چو تنگنای عدم
سه قدم طول بود در دو قدم
هوش مصنوعی: اندازه و ابعادش مانند کمبود وجود است، سه قدم طول دارد در حالی که فقط دو قدم عرض دارد.
بهتر از زنده در چنین مرقد
آن که مرده است و خفته زیر لحد
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان زنده در چنین شرایطی نباشد، تا اینکه مردهای در آرامگاه بخوابد.
نبود کار مرده جنبیدن
نیست محتاج خوردن و ریدن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی کسی مرده باشد، حرکت و فعالیتی ندارد و به هیچ چیز نیاز ندارد، نه به غذا و نه به چیز دیگر.
هست، تا هست آدمی زنده
گاه جنبنده گاه ریزنده
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان وجود دارد، زندگی و حرکت و رشد نیز ادامه دارد.
عادت آدمی است آمیزش
خور و خفتار و جنبش و خیزش
هوش مصنوعی: آدمی به طور طبیعی به ترکیب خوردن و خوابیدن و فعالیت و تحرک عادت دارد.
این همه در یکی کریچهٔ تنگ
گفتنش نیز هست مایهٔ ننگ
هوش مصنوعی: این همه در یکی جمع شده، به قدری که حتی بیان آن نیز باعث شرمندگی است.
با بشر هیچ کس نکرده چنین
حیوان نیز نیست درخور این
هوش مصنوعی: هیچکس با انسانها به این گونه رفتار نکرده و حتی حیوانات هم شایستهی چنین برخوردی نیستند.
بود اندر زمانههای قدیم
گاهگاهی چنین عذاب الیم
هوش مصنوعی: در دورانهای گذشته هر از گاهی سختی و عذابهایی رخ میداد.
لیک در دورهٔ تمدن و دین
با بشر کس نکرده است چنین
هوش مصنوعی: اما در عصر تمدن و مذهب، هیچکس با انسان چنین نکرده است.
تازه این جایگاه احرار است
وای از آنجا که جای اشرار است
هوش مصنوعی: این مکان مخصوص افراد نیک و پاک است و چه بدتر از جایی که متعلق به بدکاران و زشتسیرتان باشد.