برگردان به زبان ساده
دو چیز افزونی دهد، بر مردم افزونطلب
سرمایهٔ عقل و خرد، پیرایهٔ علم و ادب
هوش مصنوعی: دو چیز میتواند به انسانهای همیشه خواهان بیشتر، کمک کند: یکی سرمایه عقل و خرد و دیگری زینت و آراستگی علم و ادب.
علم است دیهیم علا، عقل است کنج اعتلا
العلم تاج للفتی، والعقل طوق من ذهب
هوش مصنوعی: علم مانند تاجی با ارزش است که بر سر فردی با فضیلت قرار دارد، و عقل همچون گردنبند طلاست که زینتبخش اوست.
هست ار ز میراث پدر، عقل غریزیت ای پسر
تکمیل آن واجب شمر، باری به عقل مکتسب
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است از پدر خود میراثی داشته باشی، اما ای پسر، لازم است که عقل و خرد خود را توسعه دهی و به آن توجه ویژهای داشته باشی.
عقل غریزی بیممد، بیورزش و تعلیم و جد
هرچند باشد مستعد، کردد به غفلت محتجب
هوش مصنوعی: عقل طبیعی و ذاتی انسان، بدون آموزش، تمرین و تلاش، حتی اگر در ابتدا پتانسیل و استعداد داشته باشد، در غفلت و پنهانی میماند.
عاقل فتد از کاهلی، در ورطهٔ لایعقلی
جاهل شود دانا، ولی با ورزش و جهد و تعب
هوش مصنوعی: انسانهای عاقل به خاطر بیتوجهی و تنبلی دچار بلا و ندانمکاری میشوند، در حالی که فرد جاهل میتواند با تلاش و زحمت و تمرین، به دانایی دست پیدا کند.
ورزش کند تن را قوی روح و خرد را مستوی
مر نفسها را معنوی، مر فکرها را منتخب
هوش مصنوعی: اگر انسان به ورزش بپردازد، بدنش قوی و روح و عقلش متعادل خواهد شد. همچنین نفسهای او معنوی و افکارش برگزیده و نیک خواهند شد.
*
*
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نوعی وابستگی یا عشق اشاره دارد، که در آن فرد به دیگری احساس نزدیکی میکند و احساس میکند که آن شخص برای او بسیار مهم است. این احساس ممکن است به شدت درونگرایانه و عمیق باشد، و گویی که زندگی فرد به وجود آن دیگری وابسته است.
در عیدگاه رومیان، مردی ضعیف و ناتوان
افتاد از بادی دمان برخاست غوغا و شغب
هوش مصنوعی: در روز عید رومیها، مردی ضعیف و ناتوان به زمین افتاد. با وزش بادی، ناگهان آشوب و هیاهویی به راه افتاد.
مرد از جماعت شد خجل، زان ناتوانی منفعل
بر ورزش تن داد دل، بگشاد بازو بست لب
هوش مصنوعی: مرد از جمع مردم خجالت کشید و به دلیل ناتوانیاش، تسلیم شد. با وجود این، دلش را قوی کرد و دستهایش را گشود و سکوت کرد.
چون عید شد سال دگرشد عیدگه پر شور و شر
مردم دوان در یکدگر، بهر تماشایی عجب
هوش مصنوعی: زمانی که عید فرامیرسد، دوباره جشن و شادی در میان مردم آغاز میشود. آنها با نشاط و شور و شوق به سمت یکدیگر میدوند تا این مراسم را تماشا کنند و از آن لذت ببرند.
گردونهای آمد دوان بر چار گامیش جوان
وز پی جوانی پهلوان، زیبا رخ و دیبا سلب
هوش مصنوعی: یک دوربین سریع و چابک بر چهار پایش جوانی را به تصویر میکشد و در پی آن، جوانی قهرمان با چهرهای زیبا و پوششی دلربا نمایان میشود.
بگرفت چرخ واپسین و افشرد زانو بر زمین
چون جسته شیری از کمین بر پشت نخجیر از غضب
هوش مصنوعی: آسمان به حالت عصبانی قوس کرده و بر زمین فشار میآورد، مانند شیری که از کمین خود بیرون میجهد و بر پشت شکارش مینشیند.
برکاشت اندر عیدگه مر گاومیشان را ز ره
پس داشت گردون را نگه با زور پولادین عصب
هوش مصنوعی: در زمان عید، گاوان مردم را برداشتند و گردون (آسمان) با قدرتی قوی مانند پولاد به آنها نظاره کرد.
زان پس به گردون شد سوار آن آزمودهٔ نغزکار
از انفعال سال پار، آورد عذری بلعجب
هوش مصنوعی: پس از آن، آن هنرمند با تجربه به آسمانها رفت و به خاطر مشکل عجیبی که در سال گذشته داشت، دلیلی جدید و شگفتآور آورد.
گفتا منم آن ناتوان، کافتادم از باد دمان
دفع تعنت را میان، بستم به ورزش روز و شب
هوش مصنوعی: او میگوید که من ناتوان هستم و در اثر باد، در زمانی کوتاه به زمین افتادم. برای مقابله با سختیها و مشکلات، روز و شب تلاش کردهام.
این سعی و این زحمت مرا برهاند از آن رنج و بلا
عیش است بعد از ابتلا شادیست از بعدکرب
هوش مصنوعی: این تلاش و کوشش من را از رنج و سختی نجات میدهد، زندگی پس از تجربههای تلخ، خوشایند و شاداب است.
زان گفته مردان و زنان جستند از جا کف زنان
وان پهلوان و همگنان رفتند با ساز و طرب
هوش مصنوعی: به خاطر سخنان مردان و زنان، همه از جا برخاستند و با شادی و سرور، آن جوانمرد و همراهانش، به همراه ساز و آواز، رفتند.
*
*
هوش مصنوعی: به زیبایی میتوان گفت که عشق واقعی در دلها زنده است و هیچ کس نمیتواند آن را از بین ببرد.
چون غیرت انگیزد همی اسبابها خیزد همی
پیش امل ریزد همی از هر بن مویی سبب
هوش مصنوعی: وقتی غیرت و اراده انسان تحریک میشود، تمام شرایط و عوامل به حرکت درمیآیند و از هر جزئی، علت و دلیلی برای پیشرفت به وجود میآید.
غیرت به جز جنبش مدان کز وی حرارت شد عیان
بیرونز جنبشنیستجانزانشد روانجانرا لقب
هوش مصنوعی: غیرت فقط با اقدام و حرکت به نمایش در میآید و اگر حرارت و شوری در آن وجود داشته باشد، مشخص میشود. جان انسان هم از همین حرکت و فعالیت است که از آن لقب و ویژگی خاصی میگیرد.
جنبش کن ار مرد رهی وز ورزش جان اگهی
جان را ده از جنبش بهی تا وارهیاز تاب و تب
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقصد برسی، حرکت کن و از انرژی و فعالیت جانت آگاه باش. با این جنبش و تلاش، جانت را به خوشی و سرزندگی برسان تا از بیتابی و احساسات ناآرام فاصله بگیری.
ای تن ز ورزش بارور وز ورزش جان بیخبر
جانرا ز ورزش بخش فر کاین واجبست آن مستحب
هوش مصنوعی: ای بدن، از ورزش بهرهبردهای و از ورزش جان نیز بیخبر هستی. جانت را از ورزش جانی بهرهمند کن، زیرا این لازم است و آن دیگری مستحب، یعنی پسندیده است.
در ورزش تن بارها آسان شدت دشوارها
در ورزش جان خارها آرند از بهرت رطب
هوش مصنوعی: در ورزش بدنی، بارها با آسانی برطرف میشوند، اما در ورزش روحی، مشکلات سختی را به همراه دارد. از طرفی، تو میتوانی از میوههای خوب و خوشمزهتری بهرهمند شوی.
خواندی که افکند آن فلان سجاده بر آب روان
این ورزش جانست هان السعی فیه قد وجب
هوش مصنوعی: شما گفتید که آن شخص سجادهاش را بر روی آب روان انداخت. این کار نشاندهندهی تلاش در مسیر انجام کارهای معنوی و روحانی است، و باید بدانید که در این تلاش، مسئولیت و وظیفهای بر عهده شما قرار دارد.
شد بر پلنگ آن یک سرار اندرکفش پیچنده مار
آن مار تازانهٔ سوار، آن دد هیون مرد رب
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف جنگ و نبردی میپردازد که در آن پلنگی به دام افتاده و در کنار آن، ماری پیچیده است. این مار به مانند سوار بر روی پلنگ نشسته و نشاندهندهی خطر و تهدیدی است که در این وضعیت وجود دارد. این تصویر، فضای پرتنش و دشواری را به تصویر میکشد که در آن قهرمانی با موانع و دشمنان مواجه است.
این پیش جانها اندکست این از هزار آیت یکست
این بهر ارباب شکست از باغ معنی یک خشب
هوش مصنوعی: این دنیا برای روحها چیز کمی است و از هزاران نشانه، فقط یکی از آنهاست. این نشانه به خاطر اربابان درهمشکسته، مانند میوهای از باغ معناست.
زین وانمودنها برآ، زی نانمودنها گرا
کان کس که داندکیمیا، پنهان کند ز اهل طلب
هوش مصنوعی: از این حقهبازیها و تظاهر کردن دست بردار، زیرا کسی که حقیقت را میداند، آن را از دیگران پنهان میکند و به اهل جستجو نشان نمیدهد.
زان کیمیای مردمی کان هست اصل بیغمی
دریاب تا سطح زمی، پیشت شود کان ذهب
هوش مصنوعی: از آن جادوی انسانی که باعث بینداری و آرامش روح است، بهرهمند شو تا بتوانی بهجای گِل و خاک، طلا به دستانت بیفتد.
وانگه برآی از بیخ و بن وزکیش و آیین کهن
اصل و نسب بدرود کن، وز کف بنه جاه و حسب
هوش مصنوعی: سپس از ریشه و بنیاد خود برخیز و با چیزهایی که به آن وابستهای و آیینهای گذشته خود خداحافظی کن و از غرور مقام و نسب خود دل بکن.
با حکمت و عقل گزین، ماهیت اشیا ببین
چون چیره گشتی بر زمین زی آسمان بر کن قبب
هوش مصنوعی: با استفاده از دانایی و عقل، ماهیت واقعی اشیاء را درک کن. زمانی که بر زمین تسلط پیدا کردی، به آسمان فکر کن و جاهطلبیهای بزرگتری داشته باش.
چون بگذری از سبعها، وز ماوراء طبعها
بینی تلال و ربعها، زآثار یار منتخب
هوش مصنوعی: وقتی از موجودات وحشی و خطرناک بگذری و به فرای طبیعت برسی، در آنجا درخشش و زیباییهایی را میبینی که نشانی از معشوق منتخب دارد.
*
*
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بیانگر احساسات عمیق و تجربههای انسانی است. شاعر در آن به زیبایی و ظرافت احساسات، عشق یا دوستی اشاره دارد و میتواند به بحثهای عمیقتری از زندگی، ارتباطات و تأثیرات آنها بر روح و روان انسان پرداخته باشد. در واقع، این بیت به ما یادآوری میکند که احساسات و ارتباطات انسانی چه نقشی در زندگی ما دارند.
درکش بهار اینجا عنان، کز حملهٔ رویینتنان
چون رستمت زاری کنان بینم همه تن پرثقب
هوش مصنوعی: بهار اینجا نمایان است، زیرا از حملهٔ جنگجویان بیرحم، مانندیرشد زاری میکنم و همه جا را پر از زخم و جراحت میبینم.
برگرد زی اصل سخن عذر آور از فصل سخن
تا خود گه وصل سخن از وصل برخوانی خطب
هوش مصنوعی: به اصل موضوع برگرد و از توضیحات اضافی پرهیز کن، زیرا تنها در لحظه اتصال به سخن میتوانی درک صحیحی از آن داشته باشی.
مخلوق را بینی مصر، اندر ضلال مستمر
نه تن ز ورزش مقتدر، نه جان ز تمرین منقلب
هوش مصنوعی: انسانها را در این جهان میبینی که دائما در گمراهی و سردرگمی به سر میبرند. نه اینکه فقط جسم آنها تحت تاثیر قدرتهای بیرونی قرار بگیرد، بلکه روح و جان آنها نیز بر اثر تمرین و تجارب مختلف دچار تغییر و تحول نمیشود.
نابوده یکساعت مقیم، اندر صراط مستقیم
امات غیرتشان عقیم، آباء همتشان عزب
هوش مصنوعی: یک ساعت در مسیر درست زندگی کردن، بهتر از آن است که عمر طولانی داشته باشیم بدون هدف و تلاش. کسانی که غیرت و همت کافی ندارند، نمیتوانند به جایی برسند و نیاکانشان نیز در این زمینه موفق نبودهاند.
اینجا وفا و شرم کو، یک یار با آذرم کو
یک شعله آه گرم کو، کز وی شود جان ملتهب
هوش مصنوعی: در اینجا چه وفا و شرمی وجود دارد؟ کجا میتوانم یاری وفادار و آتشینی پیدا کنم که جانم را به تپش درآورد؟
قومی پلید وکینهجو، تردامن و بیآبرو
جمله قبیح و زشت خو یکسر وقیح و بیادب
هوش مصنوعی: ضرورتا، جامعهای که در آن افراد با کینه و نفرت زندگی میکنند، افرادی بینوا و نادان هستند. تمام رفتارهایشان ناپسند و زشت است و ادب و وقار از آنان دور است.
بدفطرت و ناکس همه از بد نکرده بس همه
مدخولشان ازپس همه پیش اوفتاده زین سبب
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افراد بیفطرت و ناپاک، به خاطر کارهای بدی که انجام دادهاند، همواره در وضعیتی نامساعد قرار دارند و به همین دلیل به دنبال جبران و پیشرفت هستند اما در نهایت به آنچه که خواستهاند نمیرسند و همیشه در مذمت و نگران پیشرفت دیگران هستند.
زین سفلگان محتشم بیدولتان محترم
در زحمتم اندر عجم چون بوالعلا اندر عرب
هوش مصنوعی: من در میان مردم حقیر و بیمقدار بهسر میبرم و در عذابی هستم، همانطور که بوالعلا در میان عربها احساس درد و رنج میکرد.
زین بیهنر حساد من، گیرد خموشی داد من
کز آسمان فریاد من بگذشت و خاموش است لب
هوش مصنوعی: از حسادت بیفایدهام ، صدای من که از آسمان میگذرد، بیجواب و ساکت مانده است.
با حاسد ار پنجه زنی آن مرده را زنده کنی
در آتش ار چوب افکنی افزون شود او را لهب
هوش مصنوعی: اگر با حسود درگیر شوی، حتی اگر بخواهی او را از بین ببری و دوباره جان ببخشی، خودت نیز در درد و آتش او گرفتار خواهی شد و برای او فقط آتش بیشتری فراهم کردهای.
به کز لهیب خوی بد، بدخوی خاکستر شود
خود خویش را خامش کند زآتش چو برگیری حطب
هوش مصنوعی: وقتی سرشت بد خود را تحت تأثیر آتش خشم و کینه قرار دهی، سرانجام از این آتش خاکستر میشوی و باید یاد بگیری که احساسات منفیات را کنار بگذاری. اگر بخواهی از این آتش دور شوی و به آرامش برسی، باید عوامل مخرب را از زندگیات دور کنی.
ذوق آورد آثار من، لذت دهد گفتار من
مستی دهد اشعار من، مانندهٔ آب عنب
هوش مصنوعی: آثار من شادیآفرین است و سخنانم لذتبخش. اشعار من مانند شراب، باعث سرخوشی و شادابی میشود.
در رنجم از چندین هنر، مانند طاوسان نر
تن فدیهٔ مقبول پر، جان برخی رنگین ذنب
هوش مصنوعی: من در رنج و عذاب هستم از هنرهای مختلف، مانند طاووسها که برای جلب توجه و پسند دیگران، خود را به نمایش میگذارند. برخی از این هنرها مثل دم رنگین طاووس، جذاب و زیبا هستند.
زین همرهان مفتری چون یوسفم من متفری
هستم ازین گرگان بری کز آهوان دارم نسب
هوش مصنوعی: من با این همراهان دروغگو مانند یوسف هستم و از این گرگها دوری میکنم، زیرا نسب من به آهوان میرسد.
با سفله نستیزم همی وز دون بپرهیزم همی
زین قوم بگریزم همی چون مصطفی از بولهب
هوش مصنوعی: من با افراد پست و بیارزش سر و کار ندارم؛ از آنها دوری میکنم و از این جمعیت فرار میکنم، همانطور که پیامبر اسلام از ابولهب دوری کرد.
اصل تناسب شد یقین زیراک در هر سرزمین
هست آنمناسب جاگزین واننامناسب مرتهب
هوش مصنوعی: تناسب و هماهنگی در هر مکانی وجود دارد، بهطوریکه در هر سرزمین، چیزهایی که مناسب هستند در جای خود قرار میگیرند و چیزهایی که نامناسباند، دور و جدا میشوند.
در جایگاه طوطیان، ننهد نعامه آشیان
وانجا که خسبد ماکیان، کبک دری ننهد خشب
هوش مصنوعی: در جایی که طوطیها زندگی میکنند، پرندههایی چون نعمت و خوشبختی جا نمیگیرند و در جایی که ماکیان استراحت میکنند، کبک دری نمیتواند آرام بگیرد.
بازیدهام شطرنج تو، هستم به هر بازی جلو
فخر است و استبقا گرو عز است و استغنا ندب
هوش مصنوعی: من به تماشای بازی شطرنج تو نشستهام و در هر بازی که میکنم، احساس برتری و استقلال دارم. این بازی برای من نشانهای از عزت و بینیازی است.
زین رو هیاهوها شود انگیخته غوغا شود
بر قصد من برپا شود هنگامه و جنگ و جلب
هوش مصنوعی: به همین خاطر، هیاهو و شلوغی به پا میشود، و برای هدف من، شور و جنگ و جلب توجه به وجود میآید.
مستفعلن، مستفعلن، مستفعلن، مستفعلن
«یاربچهبودآنتیرگیوآنراهدور و نیمشب»
هوش مصنوعی: ای پروردگار، آن تیرگی و آن راه دور در نیمه شب چه بود؟