برگردان به زبان ساده
ماندهام در شکنج رنج و تعب
زین بلا وارهان مرا یارب
هوش مصنوعی: من در این مشکلات و رنجها گرفتار ماندهام، ای خدا، مرا از این مصیبت رها کن.
دلم آمد درین خرابه به جان
جانم آمد درین مغاک به لب
هوش مصنوعی: دلم برای این ویرانی و خرابی تنگ شده، چرا که جانم در این چاله عمیق به لبم رسیده است.
شد چنان سخت زندگی که مدام
شدهام از خدای مرگ طلب
هوش مصنوعی: زندگی به قدری دشوار شده که پیوسته از خدای مرگ درخواست کمک میکنم.
ای دریغا لباس علم و هنر
ای دریغا متاع فضل و ادب
هوش مصنوعی: آه، افسوس بر لباس دانش و هنر، آه، افسوس بر کالای فضیلت و ادب.
که شد آوردگاه طنز و فسوس
که شد آماجگاه رنج و تَعَب
هوش مصنوعی: جایی که بازیهای طنز آغاز میشود و در آنجا محل رنج و زحمت است.
آه غبنا و اندها که گذشت
عمر در راه مسلک و مذهب
هوش مصنوعی: ای کاش که افسوس نخورم، من که عمری را در مسیر اعتقادات و اصول خود گذراندهام.
وای دردا و حسرتا که نگشت
زندگی صرف مطعم و مشرب
هوش مصنوعی: آه و افسوس که زندگی فقط به خوردن و نوشیدن سپری شد.
غم فرزندگان و اهل و عیال
روز عیشم سیه نمود چو شب
هوش مصنوعی: غم و نگرانی فرزندان و خانوادهام، شادی و خوشیهای روزم را به تیرهگی شب تبدیل کرد.
با قناعت کجا توان دادن
پاسخ پنج بچهٔ مکتب
هوش مصنوعی: با قناعت نمیتوان به سوالات و نیازهای پنج بچه مکتب پاسخ داد.
بخت بدبین که با چنین حالی
پادشا هم نموده است غضب
هوش مصنوعی: سرنوشت نامساعد و بدبختی که حتی پادشاه را هم عصبی و ناراحت کرده است.
من کیم، چیستم، تنی لاغر
ناتوانتر ز تارهای قصب
هوش مصنوعی: من کیستم و چه موجودی هستم؟ فقط بدنی لاغر و ناتوان دارم که از تارهای نازک نی هم ضعیفتر است.
کیست گنجشک تا عقاب دلیر
به تعصب بر او زند مخلب
هوش مصنوعی: چه کسی جرات دارد که با عقابی دلیر و شجاع که به شدت بر او احساس تعلق دارد، رقابت کند؟
نه بلوچم من و نه کرد و نه ترک
نه رئیس لرم نه شیخ عرب
هوش مصنوعی: من نه بلوچ هستم، نه کردی که به آن تعلق داشته باشم، نه ترک، نه رئیس لری، و نه شیخی از عرب.
کیستم، شاعری قصیدهسرای
چیستم؟ کاتبی بهار لقب
هوش مصنوعی: من کیستم؟ شاعری هستم که قصیده مینویسم. مانند کاتبی که بهار را به تصویر میکشد.
چیست جرمم که اندرین زندان
درد باید کشید و گرم و کرب
هوش مصنوعی: هر چه گناه من بوده، چرا باید در این زندان سختی و درد را تحمل کنم و تحت فشار باشم؟
به یکی تنگنای مانده درون
چون به دیوار، در شده مثقب
هوش مصنوعی: در جایی که شخصی به شدت در تنگنا و فشار قرار دارد، احساس میکند که مانند دیواری سوراخ شده، در حال شکستگی و ناامیدی است.
تنگنایی سه گام در سه به دست
خوابگاهی دو گام درد و وجب
هوش مصنوعی: در یک فضای محدود، با سه قدم به جلو بروید و دو قدم در مسیر درد و مشکلات پیش بروید.
روز، محروم دیدن خورشید
شام، ممنوع رؤیتِ کوکب
هوش مصنوعی: روز، فرصتی برای دیدن خورشید نیست و شب، اجازهی مشاهدهی ستارهها هم وجود ندارد.
از یکی روزنک همی بینم
پارهای ز آسمان به روز و به شب
هوش مصنوعی: از یک شکاف کوچک، گاهگاهی قسمتی از آسمان را در روز و شب مشاهده میکنم.
شب نبینم همی از آن روزن
جز سرِ تیر و جز دُمِ عقرب
هوش مصنوعی: در شب، فقط از آن روزنه، سر تیر و دُم عقرب را میبینم.
تنگ سمجی چو خانهٔ خرگوش
گنده جایی چو آغل ثعلب
هوش مصنوعی: فضای کوچک و تنگی مانند خانهٔ خرگوش که به اندازهای بزرگ است که میتواند شبیه آغل روباه باشد.
چون یکی خنب اوفتاده ستان
همچو آهن بر او دری زخشب
هوش مصنوعی: وقتی یکی زمین افتاده، مانند آهنی است که بر روی چوبی قرار گرفته است.
پس پشتش یکی عفن مبرز
مردهریگ هزار دزد جلب
هوش مصنوعی: در نتیجه، پشت این فرد، جنسی به شدت ناخوشایند و بدبو وجود دارد که نشاندهندهی وجود هزاران دزد و نابکار است.
دزد آزاد و اهل خانه به بند
داوری کردنی است سخت عجب
هوش مصنوعی: دزد در آزادی به سر میبرد در حالی که کسانی که در خانه هستند و حق دارند، در حبس عدالت به سر میبرند. این وضعیت بسیار شگفتانگیز است.