برگردان به زبان ساده
شریر، قاضی و رهزن، امین و دزد، عسس!
ازبن دیار بباید برون جهاند فرس؛
هوش مصنوعی: شخصیتهای بد و فسادکار، چه قاضی باشند و چه دزد و راهزن، همه باید از این سرزمین بروند تا دنیا از این مشکلات پاک شود.
فتاده کارکسان با جماعتی که بوند
همه عوان و همه خونی و همه ناکس!
هوش مصنوعی: کار کسانی که در جمعی هستند که همگی بیارزش و ناکارآمدند، به خطر افتاده است.
زمام جمله سپرده هوس به چنگ هوی
مهار جمله سپرده هوی به دست هوس!
هوش مصنوعی: تمام کنترل امور به دست تمایلات و خواستههای نفسانی سپرده شده است و در واقع، خودخواهی و هوسها بر همه چیز حاکم شدهاند.
.. .... ...... .................
که از نهیبش برخاست ناله از هرکس!
هوش مصنوعی: صدای رعدآسا و قوی او باعث شد که هر کسی از شدت ترس و شگفتی ناله کند.
به خانه اندر نادیده چهر مام و پدر
به مکتب اندر ناخوانده قل اعوذ و عبس
هوش مصنوعی: به خانه که میروم، چهرهی مادر و پدر را نمیبینم و وقتی به مدرسه میروم، بدون خواندن دعا و بدون هیچ علاقهای حاضر میشوم.
.. ... ...... ....... ... .... ... ..
چو قوم موسی درساخته به سیر وعدس
هوش مصنوعی: همانطور که قوم موسی به دنبال نعمتهای زندگی به سفر رفتند و از وعدههای الهی بهرهمند شدند.
.. .... ...... .... ... ... .... .. ..
که بر ویند و از ویند چون سگان مگس
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف حالتی از فرومایگی و حقارت اشاره شده است. میتوان گفت شخصیتی در حال زانو زدن و تسلیم در برابر کسانی است که همچون سگهای ولگرد به او آسیب میزنند و بدون احترام و کرامت به او برخورد میکنند. در حقیقت، این تصویر از ناتوانی و ذلت انسان در برابر دیگران ایجاد شده است.
مگر فریشته یاری کند وگرنه به دهر
نیند با سپه دیو، خیل مردم بس
هوش مصنوعی: جز با کمک فرشتگان، راهی نمیماند و در غیر این صورت، در این دنیا با سپاه دیو، جمعیت زیادی سرگردان خواهد بود.
ستادهاند به تاراج بندگان خدای
چنان که رزبان در باغ رز به وقت هرس
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افرادی در حال غارت و تصرف بندگان خدا هستند، درست مانند باغبان که در فصل هرس، گلهای باغ را میچیند و برداشت میکند.
نه از خداشان بیم و نه از بشرشان شرم
نعوذ بالله از این سگان هرزه مرس
هوش مصنوعی: این افراد نه از خدا میترسند و نه از آدمها شرم دارند. پناه بر خدا از این انسانهای بیاعتبار و بیتقوا.
ز خائنان و ز دزدان که بر سرکارند
شد این امین خزانه، شد آن امیر حرس
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در میان خیانتکاران و دزدان که در مقامهای بالا قرار دارند، امانتداران و افراد درستکار هم تبدیل به کسانی میشوند که به امور مالی و امنیتی رسیدگی میکنند. به عبارت دیگر، در شرایط فساد و ناامنی، افراد قابل اعتماد نمیتوانند در جایگاههای مهم قرار بگیرند و این موضوع نشاندهنده مشکل جدی در جامعه است.
نیند غافل از آزار مرد و زن یکدم
چنان پزشک زبردست از شمار مجس
هوش مصنوعی: همواره باید مراقب آزار و اذیت دیگران بود، مانند یک پزشک ماهر که همیشه در حال شمارش و دقت در کارش است.
نشان شکوه بدی و به محبس افتادی
کس ار کشیدی باری یکی بلند نفس
هوش مصنوعی: هرگاه که بدی را نشان دهی، مثل این است که خود را به قفس انداختهای. اگر کسی بار سنگینی را بر دوش بکشد، باید نفس عمیق بکشد و بلند بشود.
کسان به محبس ایمنترند تا به سرای
اگرچه زنده به گورند مردم محبس
هوش مصنوعی: افرادی که در زندان قرار دارند، از زندگی در خانهای ناامن احساس امنیت بیشتری میکنند، حتی اگر زندگی آنها به مرگ تدریجی شبیه باشد.
مرا ز محبس این سفلگان حکایتهاست
که کرده پایم روی زمین زندان مس
هوش مصنوعی: من از زندگی این افراد پایینرده داستانها و سرگذشتهایی دارم که مرا به یاد آسیبهایی میاندازد که در زندان مسی گرفتار شدهام.
درون زندان دیدم نکرده جرم بسی
زگنده پیرکهن تا به کودک نورس
هوش مصنوعی: در زندان مشاهده کردم که افراد زیادی بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند، در حبس هستند؛ از پیرمردان کهنسال تا کودکان تازهنفس.
یکی اسیر، که گفت ای اجل نجاتم ده
یکی به بند، که گفت ای خدا به دادم رس
هوش مصنوعی: یکی در دام اسیری است و به مرگ میگوید که مرا نجات بده، و دیگری در بند و زنجیر است و به خداوند میگوید که به فریادم برس.
یکی به حبس، که از شهرخود به میر بلد
عریضه کرد و بنالید از عوان و عسس
هوش مصنوعی: شخصی به دلیل مشکلاتش در شهر خود به حبس افتاده و نامهای به رئیس مِیر نوشته و از سختیها و ظلمهایی که از طرف مأموران و نگهبانان متحمل شده، شکایت کرده است.
یکی به ایران باز آمده ز کشور روس
یکی از ایران کرده گذر به رود ارس
هوش مصنوعی: کسی از کشور روسیه به ایران بازگشته و در مسیر خود به رود ارس عبور کرده است.
یکی نوشته کتابی به تاجر دهلی
یکی گرفته جوابی ز عامل مدرس
هوش مصنوعی: یک نفر کتابی برای تاجری در دهلی نوشته و دیگری از مسئول مدرسه پاسخی دریافت کرده است.
یکی شکایت کردست کز چه روی امسال
مرکبات گران است وگوجهها نارس
هوش مصنوعی: شخصی از این موضوع شکایت میکند که چرا امسال میوههای مرکبات قیمت بالایی دارد و گوجهفرنگیها هنوز نرسیدهاند.
یکی به محضر جمعی سروده با میرآب
که باد لعنت بر خولی و سنان عنس
هوش مصنوعی: شخصی در جمعی با میرآب صحبت کرده و درباره خولی و سنان عنس که از شخصیتهای منفی و سرزنشبرانگیز تاریخ هستند، بدگویی کرده و لعنت را بر آنها میفرستد.
یکی به عهد مدرس به نزد او رفته است
شده است با وی همره ز خانه تا مدرس
هوش مصنوعی: شخصی به نزد مدرس رفته و از خانه تا مدرس همراه او شده است.
گناه بنده هم از این قبل گناهان بود
بگویم ار ندهی نسبت گزافه ز پس
هوش مصنوعی: بنده به خاطر گناهانش مجبور به بیان این مسئله است و اگر تو به او اختیار ندهی، او نمیتواند چیزی را به طور بیمورد نسبت دهد.
به هشت سال ازین پیش شعله نامی داد
به من سلامی و دادم سلام او واپس
هوش مصنوعی: هشت سال پیش، شعله نامی به من سلامی داد و من هم جوابش را دادم.
به سالها پس از آن، شعله اشتراکی شد
وزو به چند رفیق جوان فتاد قبس
هوش مصنوعی: سالها بعد، شعلهای از اشتیاق یا علاقه به وجود آمد و این شعله به چند دوست جوان منتقل شد.
بدین گناه شدم پنج ماه زندانی
سپس به شهر صفاهان فتادم از محبس
هوش مصنوعی: من به خاطر یک خطا پنج ماه در زندان بودم و سپس از آنجا به شهر اصفهان منتقل شدم.
کنون اسیر و غریبم به شهر اصفاهان
جدا ز من زن و فرزند چون ز غژم، تگس
هوش مصنوعی: اکنون در شهر اصفهان به شدت احساس تنهایی و غربت میکنم و از خانوادهام دور هستم، مانند کسی که از زنی و فرزندی جدا شده است و در حسرت آنها به سر میبرد.
همی بنالم هر دم به یاد یار و دیار
سری به زیر پر اندر، چو مرغ تنگنفس
هوش مصنوعی: هر لحظه به یاد دوست و وطنم ناله میکنم. مانند پرندهای که در قفس اسیر است، سرم را زیر بال میگذارم و احساس تنگنا میکنم.
به هر طرف نگرانم در آرزوی نجات
چو مردگمشده در آرزوی بانگ جرس
هوش مصنوعی: من در هر سو نگران و دلنگران هستم و مانند کسی که گم شده، در جستجوی راهی برای نجات هستم؛ همانطور که مردی مرده آرزوی صدای زنگ کاروان را دارد.
نه پرسشم را پاسخ، نه نالشم راگوش
سپهرگوبی کر است و روزگار اخرس
هوش مصنوعی: نه کسی به پرسش من پاسخ میدهد و نه به نالههای من توجهی میشود. انگار آسمان و زمان بیحس و کر شدهاند.
سپهر، تلخی بارد به جان من گوبی
که پر شرنگ است این آبگینهٔ املس
هوش مصنوعی: آسمان بر من تلخی میبارد، گویی این شفافیتی که دارم، پر از زهر است.
به عمر خویش نشاندیم بیخ فضل و ادب
ولی دربغ که حنظل دمید ازین مغرس
هوش مصنوعی: ما در طول زندگیمان تلاش کردیم که ارزشهای اخلاقی و دانایی را در خود پرورش دهیم، اما نتیجهای که به دست آمد، تلخی و ناخوشی بود.
زمانه بر تن ما شوخکن پلاس افکند
به جرم آنکه دریدیم جامهٔ اطلس
هوش مصنوعی: زمانه بر ما دست انداخته و ما را به خاطر اینکه به مقام و ثروت خود افتخار کردیم مورد تمسخر قرار داده است.
*
* *
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عشق و زیبایی میتواند حتی در دلهای سخت و غیرقابل نفوذ نیز نفوذ کند و احساسات را تحت تأثیر قرار دهد. عشق توانایی شگفتانگیزی دارد که میتواند دل را نرم کند و به زندگی رنگی تازه ببخشد.
همیشه تا که بود جعد زنگیان پرتاب
هماره تا که بود انف چینیان افطس
هوش مصنوعی: این عبارت به زیبایی و جذابیت ظاهری اشاره دارد. همیشه وجود موی فر و حالتهای زیبا مانند فرهای زنگی باعث جذب توجه و تحسین میشود، همچنان که زیبایی چهرههای معصوم و خوشصورت نیز دل را میرباید. زیباییهای ظاهری همواره مورد توجه و تحسین قرار میگیرند.
همیشه تاکه بود مار همقرین با مور
هماره تا که بود خار همنشین با خس
هوش مصنوعی: همواره تا زمانی که وجود دارد، ماری در کنار موری زندگی میکند و همیشه تا وقتی که خاری در کنار علف است، دو موجود به هم پیوند دارند.
تن شریر به خاک و سرش به نوک سنان
بنای ظلمش ویران و رایتش منکس
هوش مصنوعی: تن بدکردار به خاک افتاده و سرش به نوک نیزهها، بنای ظلمش ویران شده و پرچمش به زمین افتاده است.