برگردان به زبان ساده
نگر به زلف و بنا گوش آن بت کشمیر
یکی ز ساده پرند و یکی ز سوده عبیر
هوش مصنوعی: به زیبایی موی این معشوق هندی نگاه کن، یکی از پیچ و تابهایش به سادگی شبیه پرندهای است و دیگری همچون عطر خوشی است که در فضا پخش شده.
دو پیشه دارد بر جان و دل دو طرهٔ او
یکی گذارد بند و یکی نهد زنجیر
هوش مصنوعی: موهای او دو خاصیت دارند که بر جان و دل من تأثیر میگذارند: یکی مرا به شدت میبندد و دیگری همچون زنجیری اطراف وجودم را محاصره میکند.
شگفتم آید زان دل در آن بر سمین
یکی به طبع حدید و یکی به لطف حریر
هوش مصنوعی: من شگفتزدهام از آن دل که در بر دارد دو چیز؛ یکی از آهنی خشن و دیگر از حریر نازک و لطیف.
برمن آمد آراسته به هم رخ و زلف
یکی چو لیله مظلم یکی چو بدر منیر
هوش مصنوعی: دستیار من با چهرهای دلفریب و موهایی زیبا نزد من آمد؛ مانند لیلی که در تاریکی است و مانند ماه روشن و درخشان.
بگفت چند بهم بر، من و تو بنشینیم
یکی به رنج دچار و یکی به عشق اسیر
هوش مصنوعی: بیایید کنار هم بنشینیم، یکی از ما در رنج و سختی است و دیگری در گرفتار عشق.
جواب دادم زان کم نژند شد دل و جان
یکی ز گیتی ریمن یکی ز چرخ اثیر
هوش مصنوعی: به خودم پاسخ دادم، و این باعث شد که دل و جانم بیتفاوت نباشند؛ یکی از این دو حالت به خاطر دنیا و جاذبههای آن و دیگری به خاطر آسمان و عناصر اولیه است.
ز رنج سیم و زر ایدون شده است چشم و رخم
یکی به گونهٔ سیم و یکی به رنگ زریر
هوش مصنوعی: چشم و صورتم از زحمت و سختی به دو رنگ متفاوت درآمده است؛ یکی مانند نقره و دیگری مانند طلا.
بگفت سوی چمن شو که سیم و زرگیری
یکی ز چهرهٔ نسرین یکی ز دیدهٔ تیر
هوش مصنوعی: به سمت باغ برو، چرا که در آنجا دو نوع زیبایی وجود دارد؛ یکی از گل نسرین و دیگری از نگاه تیر.
به باغ و بستان بینی نگارخانهٔ چین
یکی پر از تمثال و یکی پر از تصویر
هوش مصنوعی: در باغ و پارکها، میتوانی یک گالری زیبا دید که یکی مملو از عکسها و دیگری پر از نقاشیهاست.
نهاده معجزهٔ خویش، موسی و داود
یکی به شاخ درخت و یکی به روی غدیر
هوش مصنوعی: درختی بر درختان عظمت با معجزهای که مظهر قدرت خداوند است، وجود دارد که یکی از شخصیتهایش موسی و دیگری داود است. یکی از این دو بر شاخ درخت قرار دارد و دیگری کنار آبهای زلال و آرام دریا، در حال که هر دو نمایانگر عظمت و اثرگذاری خدای بزرگ هستند.
سرشگ ابر بهاری به آبگیر درون
یکی است حلقهنگار و یکی است حلقهپذیر
هوش مصنوعی: باران بهاری و آبگیر در یکجا جمع میشوند و هر دو به یکدیگر وابسته هستند؛ همچنان که زیبایی و جاذبه در یک حلقه به هم پیوستهاند و فشردهاند.
برد شقیق و گل سرخ را به باغ و به راغ
یکی ز مرجان تاج و یکی ز عود سریر
هوش مصنوعی: شکوفههای شقایق و گلهای سرخ را به باغ و دشتی میبرند، یکی از تاج مرجان و دیگری از چوب عود به عنوان تخت و صندلی استفاده میشود.
همی بنالد رعد و همی بتابد برق
یکی چو جان مخالف یکی چو تیغ امیر
هوش مصنوعی: رعد به شدت ناله میکند و برق درخشان میتابد؛ یکی مانند جان است که در مقابل دیگری قرار دارد و دیگری مانند شمشیری از امیر است.