برگردان به زبان ساده
قَدْ صَرَفْتَ الْعُمرَ فی قیلٍ وَ قال
یا نَدیمی قُمْ، فَقَدْ ضاقَ الْمجال
هوش مصنوعی: تو عمر خود را صرف گفتوگوهای بیمعنی کردهای، ای دوستانم، برخیز که زمان تنگ شده است.
وَ اسْقِنی تِلْکَ الْمدامَ السَّلْسَبیل
اِنَّها تَهْدی اِلیٰ خَیْرِ السَّبیل
هوش مصنوعی: مرا با آن می بنوشان که پاک و خوشگوار است، زیرا آن می رهی به بهترین راه.
وَ اخْلَعِ النَّعْلَیْنِ، یا هٰذا النَّدیم
اِنَّها نارٌ أَضائَتْ لِلْکَلیم
هوش مصنوعی: ای دوست، کفشهایت را درآور، چون اینجا آتش بزرگی درخشان است که برای کلامگویان روشن شده است.
هاتها صهباء من خمر الجنان
دَعْ کئوسا وَ اسْقِنیها بِالدّنان
هوش مصنوعی: مرا از شراب بهشتی بنوشان و جامها را کنار بگذار، فقط به من این نوشیدنی را بده.
ضاقَ وَقْت الْعُمرِ عَنْ آلاتِها
هاتها منْ غَیرِ عصر هاتها
هوش مصنوعی: زمان عمر آدمی محدود است، پس برای آنچه میخواهی و به آن نیاز داری، از بیوقتی و بیعصری چشمپوشی کن و به دنبال فرصتها باش.
قُمْ اَزِلْ عَنّی بِها رسمَ الْهموم
اِنَّ عُمری ضاعَ فی عِلْمِ الرّسوم
هوش مصنوعی: برخیز و مرا از این آثار غم و اندوه رها کن، زیرا که عمرم در فهم این نقوش و نشانهها تلف شده است.
قُلْ لِشَیْخٍ قَلْبُهُ مِنْها نفور
لا تَخَفْ، اللهُ تَوّابٌ غَفور
هوش مصنوعی: به فردی که دلش از چیزی ناراحت است بگو، نگران نباش، خداوند همیشه بخشنده و با رحمتی بزرگ است.
علْم رسمی سر به سر قیل است و قال
نه از او کیفیتی حاصل، نه حال
هوش مصنوعی: علمِ رسمی فقط جُر و بحث است و هیچ کیفیت یا حالتی از آن به دست نمیآید.
طبع را افسردگی بخشد مدام
مولوی باور ندارد این کلام
هوش مصنوعی: طبیعت را همواره ناراحتی میدهد، اما مولوی به این سخن اعتقادی ندارد.
وه! چه خوش میگفت در راه حجاز
آن عرب، شعری به آهنگ حجاز:
هوش مصنوعی: چه زیبا سخن میگفت آن عرب در راه حجاز، شعری به لحن حجاز.
کُلُّ مَنْ لَمْ یَعْشقِ الْوَجْهَ الْحَسَن
قَرِّبِ الْجُلَّ اِلَیْهِ وَ الرَّسَن
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق چهرهی زیبا نباشد، باید خود را به سمت او نزدیک کند و خود را به او بسپارد.
یعنی: «آن کس را که نبْوَد عشق یار
بهر او پالان و افساری بیار»
هوش مصنوعی: آن کسی که عشق محبوب را در دل ندارد، همچون اسبی است که نه زین دارد و نه افسار، بیهدف و سرگردان است.
گر کسی گوید که: از عمرت همین
هفت روزی مانده، وان گردد یقین
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که تنها هفت روز از عمرت باقی مانده است، این حرف به یقین تبدیل میشود.
تو در این یک هفته، مشغول کدام
علم خواهی گشت، ای مرد تمام؟
هوش مصنوعی: در این یک هفته، به کدام علم و دانش مشغول خواهی شد، ای مرد کامل؟
فلسفه یا نحو یا طب یا نجوم
هندسه یا رمل یا اعداد شوم
هوش مصنوعی: این شعر به این اشاره دارد که دانش و علوم مختلفی وجود دارند، از جمله فلسفه، دستور زبان، پزشکی، نجوم، هندسه، علم فال و حساب اعداد. هر یک از این علوم میتواند به نوعی به درک بهتر دنیا و زندگی کمک کند. شاعر از تنوع و گستردگی دانستههای بشری سخن میگوید.
علم نبود غیر علم عاشقی
مابقی تلبیس ابلیس شقی
هوش مصنوعی: علم واقعی فقط عشق به معشوق است، بقیه دانشها تنها تلاشی است برای فریب انسانها به وسیله شیطان بدبخت.
علم فقه و علم تفسیر و حدیث
هست از تلبیس ابلیس خبیث
هوش مصنوعی: علم فقه، تفسیر و حدیث ممکن است به گونهای از سوی ابلیس فریبدهنده تحریف شوند.
زان نگردد بر تو هرگز کشف راز
گر بود شاگرد تو صد فخر راز
هوش مصنوعی: هرگز راز تو فاش نخواهد شد، حتی اگر شاگرد تو هزاران بار خود را مفتخر بداند.
هر که نبود مبتلای ماهرو
اسم او از لوح انسانی بشو
هوش مصنوعی: هر کسی که گرفتار عشق و زیبایی ماهرو نباشد، نامش از میان انسانها محو خواهد شد.
دل که خالی باشد از مهر بتان
لتّهٔ حیض به خون آغشته دان
هوش مصنوعی: اگر قلبی از عشق معشوقان خالی باشد، مانند لایهای از خون آغشته به ناپاکی است.
سینهٔ خالی ز مهر گلرخان
کهنه انبانی بود پر استخوان
هوش مصنوعی: سینهای که پر از عشق به زیبایانی است، مانند کیسهای پر از استخوانهای قدیمی است.
سینه، گر خالی ز معشوقی بوَد
سینه نبوَد، کهنه صندوقی بوَد
هوش مصنوعی: اگر سینه از عشق محبوب خالی باشد، دیگر سینه نیست و همچون یک صندوق قدیمی خواهد بود.
تا به کی افغان و اشک بیشمار؟
از خدا و مصطفی شرمی بدار
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید ناله و گریه کرد؟ از خدا و پیامبر شرمسار باش.
از هیولا، تا به کی این گفتگوی؟
رو به معنی آر و از صورت مگوی
هوش مصنوعی: با فرض اینکه تا کجا میتوان با موجودات بیصورت صحبت کرد؟ رو به معنای واقعی بگیرید و از ظواهر و اشکال حرف نزنید.
دل که فارغ شد ز مهر آن نگار
سنگ استنجای شیطانش شمار
هوش مصنوعی: زمانی که دل از عشق آن معشوق بیرحم رها شود، مانند سنگی است که هیچ ارزش و احساسی ندارد و سرانجام، در حضور شیطان قرار میگیرد.
این علوم و این خیالات و صُوَر
فضلهٔ شیطان بوَد بر آن حجر
هوش مصنوعی: این دانشها و این افکار و تصورات، زایدهٔ افکار منفی و شیطانی است.
تو، بغیر از علم عشق ار دل نهی
سنگ استنجا به شیطان میدهی
هوش مصنوعی: اگر غیر از عشق، دانش و علم را در دل خود نگهداری، در واقع به شیطان اجازه میدهی که بر تو تسلط پیدا کند.
شرم بادت، زانکه داری، ای دغل!
سنگ استنجای شیطان در بغل
هوش مصنوعی: شرم کن، زیرا که تو دغل هستی! تو در آغوش خود سنگی داری که مربوط به شیطان است.
لوح دل، از فضلهٔ شیطان بشوی
ای مُدرّس! درس عشقی هم بگوی
هوش مصنوعی: ای معلم! دل را از آلودگیهای شیطانی پاک کن و در کنار آن، درسی از عشق هم به ما آموزش بده.
چند و چند از حکمت یونانیان؟
حکمت ایمانیان را هم بدان
هوش مصنوعی: تا کی به حکمت یونانیان بپردازیم؟ بیایید به داناییهای ایمانیان نیز توجه کنیم.
چند زین فقه و کلام بیاصول
مغز را خالی کنی، ای بوالفضول
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی با مباحث بیپایه و اساس، ذهن خود را پر کنی، ای پرحرف؟
صرف شد عمرت به بحث نحو و صرف
از اصول عشق هم خوان یک دو حرف
هوش مصنوعی: عمر تو در بحثهای زبانی و دستور زبان گذشته است و از اصول عشق، حتی یک یا دو حرف هم نخواندهای.
دل منوّر کن به انوار جَلیّْ
چند باشی کاسهلیس بوعلی؟
هوش مصنوعی: دل خود را با روشناییهای واضح پر کن، تا تو چند بار به کاسهلیس بوعلی تبدیل شوی؟
سروَر عالم، شه دنیا و دین
سُؤْر مؤمن را شفا گفت ای حزین
هوش مصنوعی: رهبر عالم و دنیای دین به مؤمن دردمند گفت که با الطافش از مشکلات و رنجها رهایی خواهد یافت.
سؤر رسطالیس و سؤر بوعلی
کی شفا گفته نبیِّ منجلی؟
هوش مصنوعی: میزان و کیفیت دانش و روشهای دانشمندان بزرگ همچون رسطالیس و بوعلی سینا چگونه است که به منبع الهام و علم نبیاکرم نسبت داده شده است؟
سینهٔ خود را برو صد چاک کن
دل از این آلودگیها پاک کن
هوش مصنوعی: سینهات را با صد زخم باز کن و دل خود را از این ناپاکیها خالی کن.