برگردان به زبان ساده
یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی
از که دوری و با که هم نفسی
هوش مصنوعی: لحظهای به خودت نگاهی بنداز و ببین که با چه کسی فاصله داری و با چه کسی نزدیک هستی.
ناز بر بلبلان بستان کن!
تو گلی، گل، نه خاری و نه خسی
هوش مصنوعی: تو که گل هستی و درخشان، چرا بر بلبلان باغ ناز میکنی؟ تو نه خاری هستی و نه چیزی بیارزش، بلکه زیبایی که باید دلبری کنی.
تا کی ای عندلیب عالم قدس!
مایل دام و عاشق قفسی؟
هوش مصنوعی: این بیت به بررسی حالتی میپردازد که فردی به زیباییهای عالم علاقهمند است ولی در زنجیر و قید محدودیتها گرفتار شده است. شاعر از پرندهای میپرسد که چرا هنوز در قفسی مانده و از آزادی خود بهرهمند نمیشود، انگار که از او میخواهد که برای عشق و زیباییهای دیگر، از محدودیتهای خود فراتر برود.
تو همایی، همای، چند کنی
گاه، جغدی و گاه، خرمگسی؟
هوش مصنوعی: تو همانند پرندهای، گاهی در اوج و شاداب میپرسی و گاهی همچون یک حشرهی بیارزش و بیخبر در میچری.
ای صبا! در دیار مهجوران
گر سر کوچهٔ بلا برسی
هوش مصنوعی: ای نسیم! اگر به دیار کسانی که از هم دورافتادهاند بروی، به سر کوچهی بلا و مشکلات برسی.
با بهائی بگو که با سگ نفس
تا به کی بهر هیچ در مرسی
هوش مصنوعی: با کسی که به تو ارزشی نمیدهد صحبت نکن و تنها به خاطر او خودت را اذیت نکن.