برگردان به زبان ساده
پس آنجا یکی دیر دیدم رفیع
مصور در آن نقشهای بدیع
هوش مصنوعی: در آنجا یک معبد زیبا و باشکوه را دیدم که طراحیهای هنری و منحصر بهفردی در آن وجود داشت.
بلورین قنادیلش افزون ز حصر
چو رخشان کواکب، درین هفت قصر
هوش مصنوعی: چراغهای بلورین او فراتر از حبس و محدودیت درخشانتر از ستارهها در این هفت قصر است.
در آن تحفه ی هفت اقلیم وقف
گذشته شب آواز اسقف ز اسقف
هوش مصنوعی: در آن هدیهای از هفت سرزمین، یادگاری از شب گذشته است که صدای اسقف در آن به گوش میرسد.
ز رهبان و قسیس در وی هزار
دل و تن، ز پرهیز زار و نزار
هوش مصنوعی: از زاهدان و کشیشان در او هزار دل و تن وجود دارد، از پرهیزکاریهای زشت و ضعیف.
دگر شوی نادیده بس دختران
ز خود روی پوشیده چون اختران
هوش مصنوعی: تو باید همچون ستارهها با وقار و حیا، خود را از دیگران پنهان کنی تا زیباییات بیشتر جلوه کند و دیگران را به خود جذب نمایی.
سیه جامه از موزه تا طیلسان
چو در چشم دونان رخ مفلسان
هوش مصنوعی: شخصی با لباس سیاه از موزه تا دامنش قدم میزند، در حالی که در نگاه نادانان، چهرهاش مانند چهره فقرا به نظر میرسد.
چو دامان مریم دل و دیده پاک
ز بیشرمی دیگران شرمناک
هوش مصنوعی: چون دامن مریم، دل و چشم پاک است، از بیشرمی دیگران خجالتزده است.
خنازیر، آنجا گله در گله
چو اندر منی گوسفندان یله
هوش مصنوعی: در آن جا، خنازیر به شکل دستهدسته در حال حرکت هستند، مانند گوسفندانی که آزادانه و بدون سرپرست در کنار هم به چرا مشغولند.
شبانگه که خوردی بناقوس زنگ
زدودی ز آیینه ی چرخ زنگ
هوش مصنوعی: در شب هنگام که خواب را در آغوش میگیری، صدای زنگی از آسمان به گوش میرسد که همچون صدای آینهای در آسمان پیچیده است.
زن و مرد ترسا، ز پیر و جوان
که از خوابشان بود تن بی روان
هوش مصنوعی: زنان و مردان پیرو دین ترسایی، چه پیر و چه جوان، به حالتی هستند که از خواب غفلت بیدار نشدهاند و وجودشان بدون روح و درک واقعی زندگی است.
شده از دم عیسوی زنده باز
بآهنگ ناقوسشان اهتزاز
هوش مصنوعی: با نفسی که از عیسی (ع) باشد، دوباره زنده شدهام و اکنون با نغمهی ناقوسها به جنبش درآمدهام.
بسر افسر، از کاکل عنبرین
بکف ساغر، از باده ی اندرین
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف یک دختر زیبا میپردازد که با کلاهی از موهای خوشبو و عطرآگین زینت دارد. او در دست خود لیوانی از شراب را نگه داشته و مشغول لذتبردن از آن است. به طور کلی، توصیف کننده یک صحنه شاد و پر از زیبایی و خوشی است.
بدست دگر، شمع خورشید تاب
سیه نرگس مست، خالی ز خواب
هوش مصنوعی: در دست دیگری، شمعی که نور خورشید را پخش میکند، در حالی که سیاهنرگس مست و بیدار است، خواب را از دست داده است.
روان هر خرامنده سرو سهی
ز سرو سهی کرده بستر تهی
هوش مصنوعی: هر روحی که به ناز و زیبایی میرقصید، جایی برای استراحت در کنار سرو بلند و خوش قامت ندارد.
ز دیبای زرکش، ببر رنگ رنگ
ز یاقوت ریزان، شکر تنگ تنگ
هوش مصنوعی: از پارچهای رنگارنگ و زیبا که به طلای زرد شبیه است، به زیبایی و ریزهکاری همچون یاقوت، شکر را به شکلی دلبرانه میآمیزند.
ز سر رفته از تاب می هوششان
صلیب سر زلف بر دوششان
هوش مصنوعی: از شدت شوق و مستی، عقل و هوششان را از دست دادهاند و زلفهایشان مثل صلیب بر دوششان آویزان است.
بگردن چو مرغوله ی شامیان
فرو هشته زنارها تا میان
هوش مصنوعی: به گردن مانند زنجیرهای چرب و نرم شرقی، زنجیرها را بینداز تا به وسط بیاید.
همه عود در مجمر و گل بجیب
دماغ از خلل خالی و دل ز عیب
هوش مصنوعی: همهی بخور در مِجمر و گل به بینی، از عیوب خالی و دل هم پاک است.
همه شب در آن دیر سر کرده سیر
چو سیر کواکب درین کهنه دیر
هوش مصنوعی: هر شب در آن مکان مقدس سرگرم گشت و گذار هستم، مانند گردش ستارهها در این معبد قدیمی.
بر آورده در ذکر باری خروش
هم آوازشان چون حواری سروش
هوش مصنوعی: در ذکر خداوند صدای بلندی برپا شده است و آنها مانند حواریون پیامبر در کنار یکدیگر همصدا هستند.
کشیشی مگر داد چون ابلهان
به بیگانه راه از کشیشان نهان
هوش مصنوعی: کشیشی گویی به بیگانهای هشدار میدهد، اما در چه وضعی؟ مانند ابلهها عمل میکند و این اطلاعات را از کشیشان پنهان میسازد.
بناگاه بیگانگان ریختند
بشیر آبی از حیله آمیختند
هوش مصنوعی: ناگهان دشمنان به شهر حمله کردند و نقشههایی را تحت پوشش آب و به شیوهای فریبنده طراحی کردند.
مسیحا ز کید یهودان عهد
از آن دیر بردار افراشت مهد
هوش مصنوعی: مسیحا به خاطر نیرنگ و حیلههای یهودیان، به سوی آن دیر (مکانی مقدس) آمد و مهد خود را بر افراشت.
وز آنجا، چو مهر فرونده چهر
سراپرده زد بر چهارم سپهر
هوش مصنوعی: و از آنجا که خورشید در حال غروب است، چهرهاش به مانند سایهای بر چهارسوی آسمان میافتد.
فتادند ناقوسها بیدرنگ
ز هر گوشی افتاده آوازه سنگ
هوش مصنوعی: ناقوسها به سرعت از هر جا به صدا درآمدند و صدای سنگ از همه جا شنیده شد.
ز دور فلک، کو بود بیمدار
تهی شد ز دیار و ویران دیار
هوش مصنوعی: از دور دست آسمان، کسی که دلش پر از ترس و اضطراب بود، از سرزمین خود رفته و آن سرزمین را ویران و خالی از سکنه یافته است.