برگردان به زبان ساده
هست مروی در احادیث حسن
از حسین بن علی، کان ممتحن
هوش مصنوعی: در احادیث خوب آمده است که حسین بن علی، مورد آزمایش و امتحان قرار گرفته است.
در زمین کربلا میشد شهید
در میان خاک و خون، خوش میطپید
هوش مصنوعی: در زمین کربلا، شهیدان در میان خاک و خون، با شوق و شادی در حال جانفشانی بودند.
آمد از سلطان معشوقان ندا
کای براه دوست کرده جان فدا!
هوش مصنوعی: خبر آمد که از سوی محبوبان، ندا و پیغامی شده که ای کسی که در راه دوست جان خود را فدای او کردهای!
داده در راه وفا فرزند و زن
کشته ی تیغ جفا، از عشق من
هوش مصنوعی: در راه وفاداری، بخاطر عشق من، فرزندان و همسران را به دست بیرحمی و ظلم کشتهاند.
آرزویت چیست؟ یک یک بر شمار
تا گذارم آرزویت در کنار
هوش مصنوعی: آرزویت چیست؟ آنها را یکی یکی بیان کن تا بتوانم آرزوهایت را در کنار هم قرار دهم.
گفت: میخواهم ز تو هفتاد جان
تا کنم یک یک نثارت در زمان!
هوش مصنوعی: او گفت: میخواهم از تو هفتاد جان بگیرم تا هر یک را در زمان به تو تقدیم کنم!
باز آمد حضرت روح الامین
این پیام آورد از عرش برین
هوش مصنوعی: فرشتهای بزرگ و مهم دوباره برگشته و پیامی از آسمان به همراه آورده است.
کای جهانت در وفا داری خجل
کرده این نامه بنام خود سجل
هوش مصنوعی: ای کسانی که در وفا و صداقت جهانی دارید، این نامه به نام شما نوشته شده و به شما نسبت میدهد، و شما را شرمنده میکند.
گر وفا کردی بوعد از صادقی است
این شهادت منتهای عاشقی است
هوش مصنوعی: اگر به وعدهات وفا کنی، این بیانگر صداقت توست و نشاندهنده اوج عاشقیات میباشد.
حد معشوقی است بالاتر از این
را ز نتوان گفت پیداتر از این
هوش مصنوعی: عشق و محبت به معشوق حد و مرز خاصی دارد و نمیتوان فراتر از آن چیزی را بیان کرد یا تصور کرد. هرچه در وصف معشوق بگوییم، این احساسات و تعاریف باز هم ناکافی و کم هستند.
چون شنید این حرف، شاه دین حسین؛
گفت: این خون بر رخ من باد زین
هوش مصنوعی: وقتی حسین این حرف را شنید، گفت: این خون، بر چهره من ننگ است.
داشتی چون میل با این مشت خاک
دادم او را و گرفتم جان پاک
هوش مصنوعی: من با تمام وجودم و با دل خاضع، تلاشی کردم تا او را از این دنیای مادی دور کنم و روح پاک او را از این خاک ناساز جدا سازم.
حمد لله، ثم حمدلله که دوست
دید کش جان دادنم در راه اوست
هوش مصنوعی: خدا را شکر که دیدن دوست برای من ارزشمندتر از جان دادن در راه اوست.
بس کن آذر، این زبان دیگر است
این زبان را گوش دیگر در خور است
هوش مصنوعی: کافی است، ای آذر، این جا سخن دیگری است؛ این سخن نیاز به گوش دیگری دارد.
صبح شد، ای شمع آتش دم مسوز
دم فروکش، آشکارا گشت روز!
هوش مصنوعی: صبح شده است، ای شمع، آتش را خاموش کن. دیگر روز روشن شده و نیازی به نور تو نیست!
تنگ شد دل، ناله را تأثیر ده
نغمه کم کن، رنگ را تغییر ده
هوش مصنوعی: دل بسیار ناراحت و گرفته است، پس بهتر است کمتر ناله کنیم و به جای آن به صدا و آهنگ زندگی تنوع ببخشیم و احساسات خود را تغییر دهیم.
جان هر کس، محرم این راز نیست
گوش هر کس، لایق این ساز نیست
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند به رازها و اسرار دل دیگران پی ببرد و همه نمیتوانند به زیباییهای زندگی و هنر گوش بسپارند.
بویی از خون شهیدان صبح و شام
میخورد در راه عشقم، بر مشام
هوش مصنوعی: عشق من هر روز و شب با عطر خون شهیدان همراه است و این عطری برایم بسیار دلنشین و محبوب است.
داغ ها دارم، بدل از ماهها
خیزدم از سینه هر شب آهها
هوش مصنوعی: من در دل داغها و غمهای فراوانی زندگی میکنم و هر شب از عمق وجودم آههای دردناک و حسرتبار برمیآید.
دردها دارم گمان از رشکها
ریزدم از دیده هر شب اشکها
هوش مصنوعی: من دردهای زیادی دارم و به خاطر حسرتها، هر شب از چشمانم اشک میریزم.
از فلک دارم بسینه سوزها
آه ازین شبها، فغان زین روزها!
هوش مصنوعی: از آسمان تحمل دردها و سوزشهای قلبی را دارم، آه از شبهای سختی که میگذرانم و ناله از روزهایی که پر از رنج و غصهام.
جانم، از این محنت و اندوه کاست؛
روز امیدی، شب وصلی کجاست؟!
هوش مصنوعی: عزیزم، از این سختی و غم کم کن؛ کجاست روز امید و شب وصال؟