برگردان به زبان ساده
گیرم بعجز دامنت و جان سپارمت
شاید که گامی از پی نعش خود آرمت
هوش مصنوعی: بگذار دستت را بگیرم و جانم را در راهت فدای تو کنم، شاید بتوانم گامی در مسیر زندگیم به سوی تو بردارم.
گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمی روم
کز دل نیایدم برقیبان گذارمت
هوش مصنوعی: اگر عشق و حسادت مرا نابود کند، از این کوچه نمیروم، چون نمیتوانم از دل خود بر دوستانم بگذرم.
هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛
نامحرمی و، محرم خود میشمارمت!
هوش مصنوعی: هر چیزی که به تو گفتم، از رقبای خود شنیدم که برایم دردناک است؛ خود را نامحرم میدانم، ولی تو را محرم خود میشمارم.
تیغم زنی و، دم نزنم؛ آه چون کنم؟!
دانم که دشمن منی و دوست دارمت!
هوش مصنوعی: تو چنان ضربهای به من میزنی که من حتی کلمهای نمیتوانم بگویم؛ حالا من چه کار کنم؟ میدانم که تو دشمن منی، اما با این حال تو را دوست دارم!
آذر ز حیله یار بدل بردن آمده است
امشب بپاسبانی دل می گمارمت
هوش مصنوعی: امشب آذر به خاطر نیرنگ یار آمده تا دل را محافظت کند، پس برای این کار تو را به خدمت میگمارم.