برگردان به زبان ساده
به یک ایما، همان که میدانی
برد از ما همان که میدانی
هوش مصنوعی: با یک اشاره، همان چیزی که میدانی، از ما برداشت. همان چیزی که در ذهن توست.
عارضت از بهار خط، چمن است
چمنآرا همان که میدانی
هوش مصنوعی: چهرهی زیبایت مانند بهار است و همان کسی که میشناسی، به زیبایی آن چمن مینخشد.
شمع، تو: ما، همین که میبینی
سرو، تو، ما همان که میدانی
هوش مصنوعی: تو مانند شمعی هستی و ما نیز همانند تو. ما همان کسانی هستیم که تو به خوبی میشناسی.
رخت امشب ز حسن روز افزون
ماه و، فردا همان که میدانی
هوش مصنوعی: امشب زیباییهای ماه در حال افزایش است و فردا هم همان چیزی خواهد بود که تو میدانی.
یوسف من، تو بردی از من دل؛
وز زلیخا همان که میدانی
هوش مصنوعی: عزیز من، تو قلبم را از من گرفتی؛ و تو هم میدانی که زلیخا چه احساسی داشت.
از پس پرده گر نماید صبح
روی زیبا همان که میدانی
هوش مصنوعی: اگر صبحگاه چهرهی زیبا را نشان دهد، همانی است که تو میدانی و میشناسی.
آیدش بر فراز بام سپهر
به تماشا همان که میدانی
هوش مصنوعی: کسی که شاهد زیباییها و جذابیتهای آسمان است، همان کسی است که تو به خوبی او را میشناسی.
بر سر نعشم آمدند آذر
همه، الا همان که میدانی
هوش مصنوعی: در هنگام تشییع جنازهام همه آمدند جز کسی که تو از او خبر داری.