برگردان به زبان ساده
زنده کی از برت ای جان جهان برخیزم؟!
مگر آن دم که سپارم بتو جان برخیزم!
هوش مصنوعی: ای جان جهان، آیا زمانی میتوانم از کنار تو برخیزم؟ تنها هنگامی که جانم را به تو تقدیم کنم، میتوانم از تو دور شوم!
وعده ی خلوت خاصم، چو دهی در مجلس؛
آن قدر باش که از خلق نهان برخیزم!
هوش مصنوعی: اگر قرار است که در جمعی حاضر باشی و وعدهی دیداری در خلوت خاصی به من بدهی، باید به اندازهای در آن جمع حضور داشته باشی که من بتوانم به دور از چشم دیگران و به راحتی از آن جمع خارج شوم.
غیر من نیست میان توو اغیار حجاب؛
آه از آن روز که منهم ز میان برخیزم
هوش مصنوعی: جز من کسی در میان تو و دیگران حجاب نیست؛ آه آن روز که من هم از میان بروم.
رنجشم از تو بحدی است که در خلوت خاص
صد رهم گر بنشانند، همان برخیزم!
هوش مصنوعی: من آنقدر از تو ناراحت هستم که حتی اگر به دورترین و خصوصیترین مکانها بروم و صد بار هم بنشینم، باز هم نمیتوانم فراموش کنم و برمیخیزم.
غمی از پیریم آذر نه که در پای خمی؛
شب چو آسوده شوم، صبح جوان برخیزم
هوش مصنوعی: غم ناشی از پیری را احساس نمیکنم، بلکه به خاطر خمیدگی پاهایم است؛ وقتی شب استراحت میکنم، صبح دوباره جوانی خود را به دست میآورم.