برگردان به زبان ساده
به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
که از غیرت دهم جان بشنوم از غیر چون نامش
هوش مصنوعی: باد صبا به من میگوید کاش پیامی که به خاطر غیرت جانم را میگیرد، از کسی دیگر بشنوم، چون نامش را نمیدانم.
خدا را ای رقیب امشب ز افسونی که میدانی
بگو شاید بخوانم تا کنم با خویشتن رامش
هوش مصنوعی: ای رقیب، امشب از آن جادویی که میدانی برایم بگو، شاید بتوانم با آن خود را آرام کنم.
من از شوق گرفتاری گشودم بال و پر همدم
تو پنداری که میخواهی رهایی یابم از دامش
هوش مصنوعی: از روی شوق و عشق، اسیر شدن را پذیرفتهام و به محبوبم بال و پر دادهام. تو چنین میپنداری که من میخواهم از این عشق و اسارت رها شوم.
ره عشقی که من در پیش دارم نیست پایانش
که گمگشته است در هر گام خضری در بیابانش
هوش مصنوعی: طی کردن راه عشق من هیچ پایانی ندارد، چون در هر قدمی که برمیدارم، نشانهای از زندگی و سرسبزی در بیابان آن گم شده است.
به گردن گیرم از وی روز محشر خون خلقی را
که ترسم دست غیری آشنا گردد به دامانش
هوش مصنوعی: من در روز قیامت مسئولیت خون انسانهایی را به دوش میکشم؛ چرا که میترسم که فردی غیر آشنا به کمک او بیفتد و به او آسیب برساند.