برگردان به زبان ساده
مرغکی بانگی زد و لختی بجست
سر بجنبانید و بر شاخی نشست
هوش مصنوعی: پرندهای زنگی زد و کمی پرواز کرد، سپس سرش را تکان داد و روی شاخهای نشسته است.
چون سلیمان بانگ آن مرغک شنود
گفت میدانید تا او را چه بود
هوش مصنوعی: وقتی سلیمان صدای آن پرنده را شنید، گفت شما میدانید که چه مشکلی برای او پیش آمده است.
میکندبرشاخ از دنیا گله
زار میگرید که چند از مشغله
هوش مصنوعی: بر روی درختی، گلهای دنیای ناهنجار را جمعآوری کرده و از دلمشغولیهای زندگی، به حال خود میگرید و ناله میکند که چرا باید اینگونه زندگی کرد.
کز همه دنیای عالم سوز من
نیم خرما خورده ام امروز من
هوش مصنوعی: امروز به خاطر درد و سوزی که از دنیا دارم، حتی خوردهای از خرما را هم نچشیدهام.
خاک بر دنیا که سودا میدهد
چون منی را نیم خرما میدهد
هوش مصنوعی: دنیا چه بیارزش است که برای شخصی مثل من تنها یک نیم خرما میدهد.
چون زدنیا نیم خرما میبسست
هرکه کرمان ملک خواهد ناکسست
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به مقام و سلطنتی دست یابد، نباید به چیزهای کوچک و ناچیز مثل نیم خرما دل ببندد.
هرکه او از دار دنیا پاک شد
نور مطلق گشت اگرچه خاک شد
هوش مصنوعی: هر کس که از این دنیا پاک و رها شود، به نور مطلق و جاودان تبدیل میشود، حتی اگر به خاک برگردد.
هرکه او دنیای دون را کم گرفت
همچو صبح از صدق خود عالم گرفت
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیا و مادیات فریبنده کمی داشته باشد، مانند سپیدهدم که با صداقت خود روشنایی میآورد، بر جهان آگاهی و بینش بیشتری پیدا میکند.