برگردان به زبان ساده
بود آن دیوانه خون از دل چکان
زانک سنگ انداختندش کودکان
هوش مصنوعی: یک دیوانهی بختبرگشته، به خاطر اینکه بچهها به سویش سنگ پرتاب کردند، از دلش خون جاری شد.
رفت آخر تا به کنج گلخنی
بود اندر کنج گلخن روزنی
هوش مصنوعی: در نهایت او به یک گوشه تاریک و دورافتاده رفت که در آن، روزنهای وجود داشت.
شد از آن روزن تگرگی آشکار
بر سردیوانه آمد در نثار
هوش مصنوعی: از آن روزنه، بارانی شدید و آشکار بر سردی وارد شد و بر سر دیوانه افکنده شد.
چون تگرگ از سنگ مینشناخت باز
کرد بیهوده زبان خود دراز
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر این است که شخصی، در شرایطی مشابه تگرگ که بر سنگها میبارد و تأثیری نمیگذارد، تلاش میکند بیهوده و بدون فایده نظرات یا شکایتهایی را بیان کند. در واقع، تلاش او شبیه به چیزی است که در برابر موانع و مشکلات کوچک، نتیجهای ندارد و بیفایده است.
داد دیوانه بسی دشنام زشت
کز چه اندازند بر من سنگ و خشت
هوش مصنوعی: دیوانه به من ناسزاهای زشت زیادی میگوید، اما نمیدانم چرا بعضیها به من سنگ و خشت پرتاب میکنند.
تیره بود آن خانه افتادش گمان
کین مگر هم کودکانند این زمان
هوش مصنوعی: آن خانه تاریک و ناامید به نظر میرسید، گویی کسی در آنجا فکر میکرد که شاید هنوز بچهها در آنجا هستند.
تا که از جایی دری بگشاد باد
روشنی در خانهٔ گلخن فتاد
هوش مصنوعی: باد از دری به داخل آمد و روشنی را به خانهٔ گلخن آورد.
باز دانست او تگرگ اینجا ز سنگ
دل شدش از دادن دشنام تنگ
هوش مصنوعی: او متوجه شد که تگرگ در اینجا به سنگ تبدیل شده و دلش از شنیدن دشنامها بسیار آزار دیده و در تنگنا قرار گرفته است.
گفت یا رب تیره بود این گلخنم
سهو کردم، هرچ گفتم آن منم
هوش مصنوعی: ای خدا، آیا این منزل من با گناه و تیرگی آغشته شده است؟ من اشتباه کردم، هر چیزی که گفتم همان من هستم.
گر زند دیوانهٔ این شیوه لاف
تو مده از سرکشی با او مصاف
هوش مصنوعی: اگر دیوانهای به این شیوه افاده میکند، از سرکشی و درافتادن با او پرهیز کن.
آنک اینجا مست لا یعقل بود
بیقرار و بی کس و بی دل بود
هوش مصنوعی: در اینجا کسی را میبینی که بدون هیچ منطقی مست و سرگشته است و نه کسی را دارد و نه دل خوشی.
میگذارد عمر در ناکامیی
هر زمانش تازه بیآرامیی
هوش مصنوعی: عمر انسان در حال گذر است و هر لحظه که میگذرد، همراه با ناکامی و بیقراری جدیدی است که دوباره ایجاد میشود.
تو زفان از شیوهٔ او دور دار
عاشق و دیوانه را معذوردار
هوش مصنوعی: به زبان ساده، این بیت به این معناست که تو باید از شیوه و سبک او (عشق) فاصله بگیری و درک کنی که عاشقان و دیوانگان در این مسیر معذور و بیگناه هستند.
گر نظر در سر بینوران کنی
جمله آن بی شک ز معذوران کنی
هوش مصنوعی: اگر به چهرههای بینور و تاریک نگاه کنی، به یقین همه آنها از موانع و دلایل خاصی برخوردارند که میتوان آنها را معذور دانست.