برگردان به زبان ساده
خاست اندر مصر قحطی ناگهان
خلق میمردند و میگفتند نان
هوش مصنوعی: در مصر ناگهان قحطی ایجاد شد و مردم به شدت در حال مرگ بودند و تنها به فکر نان بودند.
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
نیم زنده مرده را میخورده بود
در آن زمان (زمان قحطی) از شدت قحطی و گرسنگی، کار و زندگی مردم مختل شده و مردم از پا افتاده بودند و تنها عدهای در وضعیت نیمهزنده به سر میبردند و زندهماندگانِ نیمهجان، برای زنده ماندن از سر ناچاری و نبودِ غذا مرده خواری میکردند.
از قضا دیوانه ای چون آن بدید
خلق میمردند و نامد نان پدید
اتفاقاً دیوانهای آن وضعیت را دید؛ دید که مردم یکی پس از دیگری از گرسنگی جان می باختند و هیچ غذایی برای خوردن پیدا نمیشد. (نامد نان پدید = نانی پدید نیامد)
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
چون نداری رزق کمترآفرین
ای کسی که صاحب دنیا و دین هستی، اگر تو رزق و روزی نمیدهی (نداری!)، پس کمتر بیافرین.
هرک او گستاخ این درگه شود
عذر خواهد باز چون آگه شود
هرکس در پیشگاه خداوند چنین گستاخانه سخن بگوید، هنگامی که حقیقت را بفهمد و آگاه شود، دوباره از سخن خود پوزش خواهد خواست. (هرک = هریک، هرکس ـ درگه = درگاه،پیشگاهِ خداوند)
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست
اگر کسی در این درگاه سخنی ناراست یا خطا بگوید، وقتی حقیقت را دریابد، عذرخواهیِ خود را با شیرینی و خوشزبانی خواهد کرد، نه از روی اجبار. (ساده تر : ارزش توبه کردن در اختیاری بودن توبه و آگاه بودن است نه اجباری بودن آن)