برگردان به زبان ساده
منم و گوشهای و سودایی
تن من جایی و دلم جایی
هوش مصنوعی: من در یک گوشه نشستهام و در درونم دلی پر از آرزو و خیال دارم؛ بدنی در اینجا دارم، اما دلم در جایی دیگر پر از اشتیاق و فکر است.
هر زمانم به عالمی میلی
هر دمم سوی شیوهای رایی
هوش مصنوعی: هر بار که تمایل به دنیایی دارم، هر لحظه به سوی روشی جدید کشیده میشوم.
مانده در انقلاب چون گردون
گاه شیبی و گاه بالایی
هوش مصنوعی: در زندگی، انسانها همیشه با نوسانات و تغییرات مواجه هستند؛ گاهی در وضعیت خوبی قرار دارند و گاهی در شرایط سخت. مانند چرخش یک گردونه که به گاه بالاتر و گاه پایینتر میرود، ما نیز در فراز و نشیبهای زندگی قرار داریم.
ساکن گوشهٔ جهان ز جهان
همچو من نیست هیچ تنهایی
هوش مصنوعی: در گوشهای از دنیا، هیچکس نیست که مانند من اینقدر تنها باشد.
ای عجب گرچه ماندهام تنها
ماندهام در میان غوغایی
هوش مصنوعی: چقدر عجیب است که با وجود این همه شلوغی، من در تنهایی خودم ماندهام.
رهزن من بسی شدند که من
راه گم کردهام به صحرایی
هوش مصنوعی: ناگاه در مسیر زندگیام، افراد زیادی به عنوان مانع و دزد، در سر راهم قرار گرفتهاند؛ زیرا من در بیابان سردرگم و گم شدهام.
کارم اکنون ز دست من بگذشت
که در افتادهام به دریایی
هوش مصنوعی: کار من دیگر از کنترل من خارج شده است، زیرا به دریا افتادهام.
نیست غرقه شدن درین دریا
کار هر نازکی و رعنایی
هوش مصنوعی: غرق شدن در این دریا کار هر کسی نیست و فقط افراد خاصی از پس آن برمیآیند.
من سرگشته عمر خام طمع
میپزم بر کناره سودایی
هوش مصنوعی: من در زندگیام دچار سردرگمی هستم و در حالت ناآرامی و بیهدفی، به آرزوها و خواستههایم فکر میکنم.
مانده امروز با دلی پر خون
منتظر بر امید فردایی
هوش مصنوعی: امروز با دلی غمگین و پر از درد، منتظرم تا روزی بهتر بیاید.
الغیاث الغیاث زانکه ندید
کس چو عطار هیچ شیدایی
هوش مصنوعی: ای نجات، ای نجات! چون اینکه هیچ فرد شیدایی جز عطار را ندیدم.