برگردان به زبان ساده
هر زمان لاف وفایی می زنی
آتشی در مبتلایی می زنی
هوش مصنوعی: هر بار که از صداقت و وفاداری صحبت میکنی، به کسی که در درد و رنج است آسیب میزنی.
چون که جانی داری اندر مردگی
لاف نیکویی ز جایی می زنی
هوش مصنوعی: وقتی که زندگی و روحی در وجودت هست، نباید از جایی که تنها در مرگ به نیکی میبالد، صحبت کنی.
بوالعجب مرغی که کس آگاه نیست
تا تو پر بر چه هوایی می زنی
هوش مصنوعی: عجب است که این پرنده هیچکس نمیداند که برای پرواز به کجا میخواهد برود.
ماهرویی و ازین رو ای پسر
مهر و مه را پشت پایی می زنی
هوش مصنوعی: تو با زیباییات به گونهای هستی که میتوانی خورشید و ماه را به نادیده گرفتن واداری.
گفتهای کار تو را رایی زنم
من بمردم تا تو رایی می زنی
هوش مصنوعی: تو گفتهای که نظر تو را جدی میگیرم، اما من به خاطر تو از زندگی و این دنیا گذشتهام.
میزنم بر آتش عشق آب چشم
تا چرا راه چو مایی می زنی
هوش مصنوعی: من بر آتش عشق اشک میریزم تا ببینم چرا تو اینگونه راهت را میکنی.
بسکه کردم آشنا در خون دل
تا همه بر آشنایی می زنی
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و آشناییای که با دل خودم برای دیگران فراهم کردهام، حالا همه به من بیتوجهی و بیاحترامی میکنند.
زخمه بر ابریشم عطار زن
گر به صد زاری نوایی می زنی
هوش مصنوعی: اگر بر روی ابریشم زینت میزدی، گرچه با صد ناله و زاری باشد، همچنان صدای زیبا و دلنشینی تولید میکنی.