برگردان به زبان ساده
خال مشکین بر گلستان می زنی
دل همی سوزی و بر جان می زنی
هوش مصنوعی: به صورت خیالی بر گلستان خال سیاه میزنی و دل را به آتش میکشی و بر جان تأثیر میگذاری.
بر بیاض برگ گل عمر مرا
هر زمان فال دگرسان می زنی
هوش مصنوعی: بر روی برگهی خالی گل، تو هر لحظه تقدیر جدیدی برای عمر من رقم میزنی.
صید خواهی کرد دلها را به زلف
زلف را بر یکدگر زان می زنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دلها را به دام زلف خود بیندازی، باید زلفهایت را به هم گره بزنی و با زیبایی خود آنها را جلب کنی.
زان دو لعل آتشین آبدار
آتش اندر آب حیوان می زنی
هوش مصنوعی: با آن دو لب سرخ و شیرین، مانند آتش در آب وجودت جانی میدهی.
از لبت یک بوسه نتوان زد به تیر
کز سر کین تیر مژگان می زنی
هوش مصنوعی: از لب تو نمیتوان بوسهای گرفت، زیرا که تیر کینهات با چشمانت هر لحظه به طرفم پرتاب میشود.
گفتهای ایمانت را راهی زنم
چون بکشتی الحق آسان می زنی
هوش مصنوعی: تو میگویی که ایمان تو را متزلزل کنم، اما واقعیت این است که این کار برای من بسیار آسان است.
در تو پیمان نیست صد عاشق بمرد
تا تو رای عهد و پیمان می زنی
هوش مصنوعی: هیچکدام از عاشقان به عشق تو زنده نماندند، زیرا تو دائم در حال شکستن عهدها و قولهایی هستی که دادهای.
دامن اندر خون زند عطار زانک
تو نفس با او ز هجران می زنی
هوش مصنوعی: عطار به خاطر دلنگرانیهایی که از دوری معشوق دارد، در خون و اندوه به سر میبرد، زیرا تو در لحظات جداییات در کنار او به یاد او نفس میکشی.