برگردان به زبان ساده
خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
سود و سرمایهٔ دین بر سر بازار کنی
هوش مصنوعی: ای آقا، تا چه زمانی میخواهی فقط به حساب و کتاب پول و طلا مشغول باشی؟ چرا سرمایهگذاری نکرده و در بازار دین و معنویت سود نمیبری؟
شب عمرت بشد و صبح اجل نزدیک است
خویشتن را گه آن نیست که بیدار کنی
هوش مصنوعی: شب زندگیات به پایان رسیده و صبح مرگ در حال نزدیک شدن است. اکنون زمان بیدار کردن خودت نیست.
چیست این عجب و تفاخر به جهان ساکن باش
چند با صد من و من سیم و زر اظهار کنی
هوش مصنوعی: این چه شگفتی و خودپسندی است که نسبت به دنیای ناپایدار داری؟ کمی متواضعتر باش؛ با وجود آنکه از ثروت و مال بسیار برخورداری، نباید به آنها فخر بفروشی.
پنج روزی همه کامی ز جهان حاصل گیر
عاقبت هم سر پر کبر نگونسار کنی
هوش مصنوعی: پنج روز از زندگیات را با شادی و موفقیت سپری کن، اما در نهایت، اگر بخواهی با فخر و تکبر به آنچه که کسب کردهای نگاه کنی، به سقوط و شکست دچار خواهی شد.
آن نه کام است که ناکام بجا بگذری
وان نه برگ است که بر جان خودش بار کنی
هوش مصنوعی: اینکه به چیزی رضایت بدهی و از آن گذر کنی، مثل این نیست که از آن چیزی به دست نیاوری. همچنین، این امکان وجود ندارد که فقط با تکیه بر آن چیز، خودت را سنگین کنی و بار زندگیات را حمل کنی.
جمع تو بار گنه باشد و دیوان سیاه
نه هم آخر تو خوشی نام سیه بار کنی
هوش مصنوعی: دستهای از گناهان جمع شده است و در نهایت، به جای خوشی، سنگینی بار گناه بر دوش تو خواهد ماند.
چون همی دانی کت خانه لحد خواهد بود
خانه را نقش چرا بر در و دیوار کنی
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که سرانجام همه در قبر خواهند بود، پس چرا برای خانهات زینت و نقش و نگار میسازی؟
سهو کارا به تک خاک همی باید خفت
طاق و ایوان به چه تا گنبد دوار کنی
هوش مصنوعی: کسانی که در کار خود کوتاهی میکنند، باید بدانند که حتی در شرایط خواب و استراحت نیز نباید خود را در جایگاههای بزرگ و با شکوه ببینند، زیرا دنیا همیشه در حال تغییر و تحول است و باید در یک وضعیت متواضعانه باقی بمانند.
مرگ در پیش و حساب از پس و دوزخ در راه
به چه شادی خرفا خندهٔ بسیار کنی
هوش مصنوعی: مرگ در پیش روی توست و دیگر زمانی برای حساب و کتاب در کار نیست. جهنم نیز در انتظار است. با این حال، چطور میتوانی با وجود این همه خطر و تهدید، انقدر خوشحال و شاداب باشی؟
تو که بر روبه مسکین بدری پوست چو سگ
عنکبوتانه کجا پردهٔ احرار کنی
هوش مصنوعی: تو که بر روی آدمهای ضعیف و بیچاره مثل سگی که در تار عنکبوت گیر کرده، ظلم میکنی، چگونه میخواهی پردهپوشی کرده و آزادگان را حمایت کنی؟
این همه دانی و کارت همه بی وجه بود
خود ستم کم کن اگر منع ستمکار کنی
هوش مصنوعی: اگر به اندازه کافی آگاه هستی و همه چیز را میدانی، پس چرا کارهایت بیدلیل و بدون فایده است؟ بهتر است ظلم خود را کاهش دهی، اگر بتوانی از ظلم دیگران جلوگیری کنی.
به فصاحت ببری گوی ز میدان سخن
لیک خود را به ستم بیهده رهوار کنی
هوش مصنوعی: اگر در بیان و سخن گفتن مهارت و زیبایی داشته باشی، اما در عشق و احساسات خود بیپروا و بیفکری عمل کنی، در واقع خودت را به بیراهه میکشی.
خویش و همسایهٔ تو گرسنه وز پر طمعی
نفروشی به کسی غله در انبار کنی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این بیت، شاعر بر اهمیت محبت و نوعدوستی تأکید میکند و بیان میدارد که برای انسان مهم است که در زمانی که همسایه و نزدیکانش در فقر و گرسنگی به سر میبرند، از خودخواهی و طمع فاصله بگیرد و از انبار داراییهای خود بهرهمند نشود. در واقع، او به این نکته اشاره میکند که باید در شرایط سخت به یاری نیازمندان بشتابد و از جنبههای مادی زندگی فراتر رود.
جامه در تنگ و دلت تنگ و در اندیشهٔ آن
تا دگر ره ز کجا جامه و دستار کنی
هوش مصنوعی: وقتی لباسات تنگ است و دلات نیز تنگ است و در فکر اینی که کجا باید به دنبال لباس و دستار جدیدی باشی، نشان از نگرانی و گرفتاریات دارد.
بر ضعیفان نکنی رحم به یک قرص جوین
وانگه از ناز به مرغ و بره پروار کنی
هوش مصنوعی: اگر به ضعیفان رحم نکنی و به آنها کمکی نکنی، پس چگونه میتوانی از روی ناز و محبت به پرندگان و برههای چاق توجه و اهتمام داشته باشی؟
مستراحی است جهان و اهل جهان کناسند
به تعزز سزد ار در همه نظار کنی
هوش مصنوعی: جهان مانند یک مکان بینظم و شلوغ است و افراد آن با شیوهای خاص به زندگی خود ادامه میدهند. شایسته است که اگر در این وضعیت به تماشای همه چیز بنشینی، از خود عزت نفس و احترام نشان دهی.
نافه داری بر هر خشک دمانی مگشا
اول آن به که طلبکاری عطار کنی
هوش مصنوعی: برای هر کسی که در لحظات سخت و ناامید به دنبال راه حل است، بهتر است ابتدا خود را جستجو کند و اقدام به طلب از دیگران نکند.