برگردان به زبان ساده
جانا بسوخت جان من از آرزوی تو
دردم ز حد گذشت ز سودای روی تو
هوش مصنوعی: عزیزم، جان من به خاطر آرزوی تو به شدت رنج میکشد. درد من از حد فراتر رفته و عشق به چهره تو به شدت مرا آزار میدهد.
چندین حجاب و بنده به ره بر گرفتهای
تا هیچ خلق پی نبرد راه کوی تو
هوش مصنوعی: در بسیاری از موانع و حجابها قرار دادهای تا کسی نتواند راهی به سوی تو پیدا کند.
چون مشک در حجاب شدی در میان جان
تا ناقصان عشق نیابند بوی تو
هوش مصنوعی: وقتی که مانند مشک در پرده و حجاب قرار میگیری، روح و جانت از دیگران پنهان میشود تا کسانی که به عشق ناقصاند، نتوانند بوی تو را استشمام کنند.
گشتی چو گنج زیر طلسم جهان نهان
تا جز تو هیچکس نبرد ره به سوی تو
هوش مصنوعی: اگر مانند گنجی در زیر طلسمهای جهان پنهان شدهای، تنها تویی که میتوانی به سوی من راه پیدا کنی و هیچ کس دیگر نمیتواند.
در غایت علوی تو ارواح پست شد
کو دیدهای که در نظر آرد علوی تو
هوش مصنوعی: هرچه در مرتبهی عالی انسانی و روحانی بیند، باید به چیزهای پست و ناپسند توجهی نداشته باشد، زیرا آنها را در مقایسه با علو و بلندای شخصیتش نخواهد دید.
در وادی غم تو دل مستمند ما
خالی نبود یک نفس از جستجوی تو
هوش مصنوعی: در دل غمهای ما هرگز لحظهای از جستجوی تو خالی نبوده و همیشه در این مسیر به دنبال تو بودهایم.
بسیار جست و جوی تو کردم که عاقبت
عمرم رسید و مینرسد گفت و گوی تو
هوش مصنوعی: مدت زیادی به دنبال تو بودهام، اما نهایتا عمرم به پایان رسید و هنوز به گفتگو با تو نرسیدم.
از بس که انتظار تو کردم به روز و شب
عطار را بسوخت دل از آرزوی تو
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مدت زیادی به انتظار تو نشستم، دل عطار از آرزوی تو سوخته و در آتش اشتیاق پاسخی ندارد.