برگردان به زبان ساده
گر با تو بگویم غم افزون شدهٔ من
خونین شودت دل ز غم خون شدهٔ من
هوش مصنوعی: اگر با تو صحبت کنم، غم من بیشتر میشود و دل تو از درد من به درد خواهد آمد.
زان روی که چون زلف تو تیره است و پریشان
تو دانی و بس حال دگرگون شدهٔ من
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه موهایت مانند زلفی تار و نامنظم است، حال من به گونهای دگرگون شده که فقط تو از آن باخبر هستی.
خاکی شدهام تا چو قدم رنجه کنی تو
با خاک ببینی تن هامون شدهٔ من
هوش مصنوعی: من به خاک تبدیل شدهام تا وقتی که تو با محبت پا میگذاری، بتوانی وجود من را در خاک ببینی و حس کنی.
بیم است که ذرات جهان جمله بسوزد
زین آتش از سینه به گردون شدهٔ من
هوش مصنوعی: ترس این است که ذرات جهان به خاطر این آتش که از دل من به آسمان میرود، بسوزند.
دی گفتهام ای جان سر زلف تو چه چیز است
گو دام تو ای مرغ همایون شدهٔ من
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده به محبوبش میگوید که موهای پیچیده و زیباى او چه چیز شگفتانگیزی است و از او میخواهد که بهنوعی در دام عشق او بیفتد، زیرا او کسی است که در زندگیاش مثل پرندهای آزاد و شاداب، به آن زیبایی جذاب جذب شدهاست.
پرسیدهام ای لیلی من آن که ای تو
گو آن تو ای عاشق مجنون شدهٔ من
هوش مصنوعی: از تو پرسیدم، ای لیلی، آیا آن کسی که تو میگویی، همان کسی است که من به خاطر عشقش دیوانه شدهام؟
گفتم که دهانت چو الف هیچ ندارد
گفتی بنگر طرهٔ چون نون شدهٔ من
هوش مصنوعی: گفتم که دهان تو مانند حرف "الف" هیچ isn’t. تو گفتی به موهای باریکم که مانند حرف "نون" شده است، نگاه کن.
آن روز مبادا که بدین چشم ببینم
هندو بچهای را به شبیخون شدهٔ من
هوش مصنوعی: روزی نباشد که با این چشم ببینم هندو پسری را که مورد حمله شبانهٔ من قرار گرفته است.
جانا به خدا بخش دلم را که گزیده است
مقبول تو را این دل مفتون شدهٔ من
هوش مصنوعی: ای جانا، به خدا دل من را به تو ببخش که این دل مجنون و شیدا، تنها تو را برگزیده است.
خون دل عطار چه ریزی که نیابی
هم طبع سخن پرور موزون شدهٔ من
هوش مصنوعی: خون دل عطار به قدری رقیق است که حتی اگر بخواهی هم نمیتوانی به کلام موزون و لطیف او دست پیدا کنی.