برگردان به زبان ساده
چند باشم در انتظار تو من
فتنهٔ روی چون نگار تو من
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر باید در انتظار تو بمانم، در حالی که زیبایی و جذابیت تو من را به شدت مشغول کرده است.
خشکلب مانده نعل در آتش
تشنهٔ لعل آبدار تو من
هوش مصنوعی: من در انتظار و آرزوی لبهای آبدار و شیرین تو، دچار تشنگی و نیاز شدهام و به مانند نعل داغ در آتش، احساس خشکلبی میکنم.
وقت آمد که بر میان بندم
کمر از زلف مشکبار تو من
هوش مصنوعی: وقتی فرا رسد که برای تو از زیباییها و جذابیتهای تو آماده شوم و کمربند در میان ببندم.
برقع از روی برفکن تا جان
پایکوبان کنم نثار تو من
هوش مصنوعی: پردهای که بر روی چهرهات کشیدهای را کنار بزن تا بتوانم با تمام وجود و عشق، جانم را فدای تو کنم.
گر جهان آمده است با روزی
سر نهم مست در کنار تو من
هوش مصنوعی: اگر چه دنیا ممکن است با سرنوشت و روزی خود به ما روی آورد، ولی من در کنار تو خوشحالم و سرمست هستم.
گرچه آوردهای به جان کارم
تا به جان در شدم به کار تو من
هوش مصنوعی: هرچند که به جانم زحمت آوردهای، اما من به خاطر تو و برای انجام کارهای تو، به جان خودم مشغول شدم.
بر من از صد هزار عزت بیش
آنکه باشم ذلیل و خوار تو من
هوش مصنوعی: برای من ارزش و شرافتی که دارم، از صد هزار عزت بیشتر است، حتی اگر ذلیل و خوار تو باشم.
شد قرارم که چند خواهد بود
چشم بر راه بیقرار تو من
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم تا وقتی که به تو نرسم، چشم به راه و بیقراری خودم را ادامه دهم.
تیره شد روز من چرا نکنم
دیده روشن به روزگار تو من
هوش مصنوعی: چرا روز من تاریک شده است؟ چرا من چشمم را به روشنی روزگار تو نمیدوزم؟
ترک کار فرید از آن گفتم
تا شوم فرد و یار غار تو من
هوش مصنوعی: من به خاطر آن کار فرید را رها کردم تا بتوانم فردی شوم و دوست همیشگی تو باشم.