برگردان به زبان ساده
مفشان سر زلف خویش سرمست
دستی بر نه که رفتم از دست
هوش مصنوعی: زلفهایت را به هیچکس نده که تحت تأثیر آن، از کنترل خویش خارج شدهام.
دریاب مرا که طاقتم نیست
انصاف بده که جای آن هست
هوش مصنوعی: به من کمک کن، چون دیگر توان تحمل این وضعیت را ندارم. لطفاً به من انصاف بده و حقم را بده.
تا نرگس مست تو بدیدم
از نرگس مست تو شدم مست
هوش مصنوعی: وقتی نرگس زیبای تو را دیدم، اثر زیباییات باعث شد که من هم به شادی و مستی بروم.
ای ساقی ماهروی برخیز
کان آتش تیز توبه بنشست
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، برخیز و بگذار که این آتش تند و سوزان توبه و پشیمانی بخوابد.
در ده می کهنه ای مسلمان
کین کافر کهنه توبه بشکست
هوش مصنوعی: در ده قدیمی، مسلمان دیگری وجود دارد که کافر قدیمی توبهاش را شکسته است.
در بتکده رفت و دست بگشاد
زنار چهار گوشه بربست
هوش مصنوعی: او به کافهی شراب رفت و در حالی که به دور خودش زنجیری از چرم بست، دستش را باز کرد.
دردی بستد بخورد و بفتاد
وز ننگ وجود خویشتن رست
هوش مصنوعی: دردی به او دست داد و از پا درآمد و از شرم وجود خود رها شد.
عطار درو نظاره میکرد
تا زین قفس فنا برون جست
هوش مصنوعی: عطار به دقت تماشا میکرد تا ببیند چه زمانی موجودی از این قفس زوال و فنا خارج میشود.