برگردان به زبان ساده
زهی در کوی عشقت مسکن دل
چه میخواهی ازین خون خوردن دل
هوش مصنوعی: در دنیای عشق تو، دل بسیار شاد و آرام است و چه نیاز به درد و رنجی دیگر دارد؟
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پرخون دامن دل
هوش مصنوعی: خون دل در دامن روح ریخته شده و جان به شدت داغان و غمگین است.
از آن روزی که دل دیوانهٔ توست
به صد جان من شدم در شیون دل
هوش مصنوعی: از آن روزی که دل من به عشق تو دیوانه شده، به خاطر محبت و احساس عمیقی که دارم، در دل به شدت ناله و فریاد میکنم.
منادی میکنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
هوش مصنوعی: امروز در شهر خبر میرسد که عاشقان به خاطر عشقشان دچار درد و رنج هستند و دلشان سنگین است.
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو ما را رسوا کرد، من تلاش میکنم دل را نیز رسوا کنم.
چو عشقت آتشی در جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
هوش مصنوعی: عشق تو همچون آتش در وجود من شعلهور شده و از دل من دود عشق بلند میشود.
زهی خال و زهی روی چو ماهت
که دل هم دام جان هم ارزن دل
هوش مصنوعی: عجب خال و عجب رویی مانند ماهت! که دل را به دام میآورد و جان را بیارزش میکند.
مکن جانا دل ما را نگهدار
که آسان است بر تو بردن دل
هوش مصنوعی: عزیزم، دل ما را نگهدار نکن، زیرا برای تو آسان است که دل را بربایی.
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون درمیکشم پیراهن دل
هوش مصنوعی: مانند گلی که در هوای زیبایی چهرهات پرورش یافته، دلباخته و شیدا شدهام و با اشکهای عشق، پیراهن دل را به رنگ خون میآلودم.
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
هوش مصنوعی: بیایید ای محبوب، دل عطار را شاد کنیم، زیرا زمان رفتن دل به زودی فرا میرسد.