برگردان به زبان ساده
صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
دل فتنه شد بر زلف تو، ای فتنهٔ ایام دل
هوش مصنوعی: عزیزم، لطفاً چهرهات را پنهان نکن. بدون موهای تو دل من آرامش ندارد. دل من به خاطر زلف تو به آشوب افتاده است، ای عامل فریب روزگار.
ای جان من مولای تو، دل غرقهٔ دریای تو
دیری است تا سودای تو، بگرفت هفت اندام دل
هوش مصنوعی: ای جان، به پروردگارت سوگند که دل من مدتهاست در عمق عشق تو غوطهور است و آرزوی تو، تمام وجودم را در بر گرفته است.
تا جان به عشقت بنده شد، زین بندگی تابنده شد
تا دل ز نامت زنده شد، پر شد دو عالم نام دل
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم به عشق تو تکیه کرده، در این بندگی به نور و تابش رسیده است. و وقتی که دل من از نام تو زنده و شاداب شده، وجودم با نام تو پر شده و همه دنیا به عشق تو مشغول است.
جانا دلم از چشم بد، نه هوش دارد نه خرد
تا از شراب عشق خود، پر باده کردی جام دل
هوش مصنوعی: عزیزم، دلم از چشم زخم در امان نیست و نه عقل و فکری دارد که بتواند از عشق تو، دلش را پر از شراب محبت کند.
پیغامت آمد از دلم، کای ماه حل کن مشکلم
کی خواهد آمد حاصلم، ای فارغ از پیغام دل
هوش مصنوعی: پیام دل من به تو رسید، ای ماه! بگذار که مشکلاتم حل شود. چه زمانی نتیجهام خواهد رسید، ای کسی که از پیام دل بیخبر هستی؟
از رخ مه گردون تویی، وز لب می گلگون تویی
کام دل من چون تویی، هرگز نیابم کام دل
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی در آسمان هستی و لبهای تو همچون گل سرخ است. هرگز نمیتوانم به خواستههایم برسم، چون کسی مثل تو وجود ندارد.
ای همگنان را همدمی، شادی من از تو غمی
عطار را در هر دمی، جانا تویی آرام دل
هوش مصنوعی: ای همنسلان، تو همدم منی و شادی من از وجود توست. عطار در هر لحظه غم و اندوهی را تجربه میکند اما تو، ای عزیز، آرامش دل منی.