برگردان به زبان ساده
شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت
دلی دارم پریشان همچو موی عنبرین بویت
هوش مصنوعی: شبی طولانی و تاریک دارم که شبیه تارهای گیسویت است، و دلم به هم ریخته است مانند موی خوشبو و طلاییات.
ز مژگان خارها درجویبار دیدگان بستم
که ماندلخت دل وزصاف اشک آبی زنم کویت
هوش مصنوعی: از مژههایم خارهایی در جویبار چشمانم بند کردم، که دلام به خاطر آن نگهدارم و از شفاف اشکهایم آب میزنم بر کوی تو.
دل دیوانه ام ملک ملامت را مسخّر کرد
طریق مملکت گیری دلم آموخت ز ابرویت
هوش مصنوعی: دل بیتاب من را به خاطر سرزنشها تسلیم کرده و از ابرویت یاد گرفتم چطور بر دلم فرمانروایی کنم.
شمیم مُشک تاتاری چه باشد پیش آن کاکل
عبیر و عنبر سارا کجا و زلف جادویت
هوش مصنوعی: عطر مشک تاتاری در مقایسه با زیبایی و جاذبهی موهای سارا که معطر به عطرهای خوشبوست، هیچ است. زلفهای جادویی او هم چنان دلربا و جذاب هستند که هیچ عطر و بویی نمیتواند با آن رقابت کند.
ز تار موی شبرنگت نموده تیره روز ما
بفرما تا برافروزد فروغی شعلهٔ رویت
هوش مصنوعی: از موی سیاه و شگفتانگیز تو، روزگار ما را تیره کردهای؛ بفرما تا نوری از چهرهات بتابد و روشنیمان کند.
دل افسرده ای اسرار زین زهد ریا دارد
چه شد آن برق عالمسوز عشق آتشین خویت
هوش مصنوعی: دل غمگینی که از زهد ظاهری و ریا کاری سخن میگوید، یادش به خیر که آن شعلهی درخشان و سوزان عشق تو چه شد؟