برگردان به زبان ساده
تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
میدهد تاب به مهر فلک آیینهٔ ما
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهٔ زیبای تو به مانند آینهای روشن شد، قلب ما را روشن میکند و نور عشق آسمان به ما تابش میدهد.
راست شد بر قد ما خلعت سلطانی گل
که بود گنج وجود تو بگنجینهٔ ما
هوش مصنوعی: لباس پادشاهی بر قامت ما راست شد، چرا که گل، که گنجینه وجود توست، به گنجینه ما افزوده شد.
گر همه کین رقیبست ز دل برکندیم
کی سزد غیر تو در سینهٔ بی کینهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر همه کینهها و رقابتها را از دل پاک کردهام، چه کسی غیر از تو سزاوار است در دل ما جایی داشته باشد؟
غم عشق تو چو حسنت نپذیرد انجام
آری آغاز ندارد غم دیرینهٔ ما
هوش مصنوعی: غم عشق تو، چون زیباییات به پایان نمیرسد و هیچ نتیجهای ندارد، نشان میدهد که این درد قدیمی هرگز آغاز نمیشود.
همه اوصاف ازل شد ز وجودش پیدا
هرکه نوشید از آن بادهٔ دوشنبهٔ ما
هوش مصنوعی: تمام ویژگیها و صفات ازلی به واسطه وجود او آشکار شد. هر کسی که از آن میگساری روز دوشنبه ما بهرهمند گردد، به شناخت و حقیقت میرسد.
دیدهایم این گل و مل بر ورق غنچه و تاک
گشته یکدم همگی شنبه و آدینهٔ ما
هوش مصنوعی: ما این گل و مل را بر روی صفحههای غنچه و تاک دیدهایم، و لحظاتی از زندگیمان همچون روزهای شنبه و آدینه سپری شده است.
غم بیش و کم پیش آمدمان نیست که هست
حاضر الوقت کنون بر حسب دینهٔ ما
هوش مصنوعی: غم و اندوه برای ما مهم نیست، چون اکنون طبق دین و باور خودمان در حال حاضر قرار داریم.
بسی اسرار که در خرقهٔ اسرار بود
اللّه اللّه منگر خرقهٔ پشمینهٔ ما
هوش مصنوعی: بسیاری از رازها در لباس معنوی وجود دارد، اما به ظواهر بیاهمیت من نگاه نکن.