برگردان به زبان ساده
الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا
بروی ما، دری از زحمت بی منتها بگشا
هوش مصنوعی: ای خدا، بر دلم درهای تسلیم و رضا را بگشا، و دری را به روی من از زحمتی که هیچ انتهایی ندارد، باز کن.
رهی ما را بسوی کعبهٔ صدق و صفا بنما
دری ما را بصوب گلشن فقر و فنا بگشا
هوش مصنوعی: ما را به سوی کعبهای از حقیقت و پاکی هدایت کن، و در ورودی ما را به سمت باغی از فقر و فنا باز کن.
ببسط وجه و اطلاق جبین اهل تسلیمت
گره واکن ز ابرو عقدههای کار ما بگشا
هوش مصنوعی: به چهرهات لبخند بزن و پیشانیات را برای کسانی که تسلیم تو هستند باز کن، زیرا با زیباییات میتوانی مشکلات و پیچیدگیهای زندگی ما را حل کنی.
بعقد گیسوان پردهٔ عصمت نشینانت
ز لطفت برفع از روی عروس مدعا بگشا
هوش مصنوعی: با گیسوانی که به عنوان نماد پاکی و عصمت در کنار هم قرار گرفتهاند، لطفت را به نمایش بگذار و روی عروسی که در اینجا به عنوان حقیقت و زیبایی جلوه میکند، بگشا.
درون تیرهٔ دارم ز خواطرهای نفسانی
بسینه مطلعی از روزن نور و ضیا بگشا
هوش مصنوعی: در دل تاریکی که در آن غرق در افکار و خواستههای نفسانی هستم، درخواستی دارم که از روزنهای، نور و روشنی را به قلبم بتابانی و دلم را روشن کنی.
بود دل چند رنجور از خمار و بسة میخانه
بر این دردی کش دردت در دار الشفا بگشا
هوش مصنوعی: دل من به خاطر نوشیدن می و مستی، به شدت رنجور است. بیایید بر این دردها درمانی پیدا کنیم و دروازهی شفای خود را باز کنیم.
درون درد پردردی بده کاید عذابش عذب
ببند این دیدهٔ بدبین ما چشم صفا بگشا
هوش مصنوعی: دردی عمیق و بیپایان را در دل احساس کن، شاید این عذاب به شادی تبدیل شود. این چشم بدبین ما را به روشنایی و صفا هدایت کن.
از این ناصاف آب در گذر افزود سوز جان
بسوی جویبار دل ره از عین بقا بگشا
هوش مصنوعی: از این آب ناهموار عبور کن و آتش دل را به سمت جویبار زندگی هدایت کن و از چشمهٔ جاودانگی راه خود را بگشای.
پرافشان در هوایت طایران و مرغ دل دربند
پر و بال دلم در آن فضای جان فزا بگشا
هوش مصنوعی: در فضای سرشار از محبت و زیبایی تو، پرندگان و مرغ دل در آزادی نیستند و نمیتوانند پرواز کنند. ای کاش در این محیط جانافزا، من نیز بتوانم بال و پر خود را بگشایم و احساساتم را آزاد کنم.
ز پیچ و تاب راه عشق اندر وادی حیرت
مرا افتاده مشکلها تو ای مشگل گشا بگشا
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، با چالشها و مشکلات زیادی روبرو شدهام. ای کسی که میتوانی این دشواریها را برطرف کنی، مرا یاری کن و راه را برایم باز کن.
در گنجینهٔ حق الیقین را نام تو مفتاح
به پیر مسلک آموز و جوان پارسا بگشا
هوش مصنوعی: در گنجینه حقیقت، نام تو کلید است؛ به استاد پیر بیاموز و به جوان پارسا نمایان کن.
زغم لبریز و خوندل چون صراحی تا بکی اسرار
گشاده روچو جامم ساز و نطق بانوابگشا
هوش مصنوعی: به خاطر اندوهی که دارم، دلم پر از خون شده و مانند ظرف پر از شراب، آمادهام. تا کی باید به رازهایم ادامه دهم؟ مانند جامی که پر از شراب است، به من عواطف و احساساتم را نشان بده و زبانم را باز کن تا بتوانم صحبت کنم.