برگردان به زبان ساده
تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
ز اشک خونین برخم کرده نگار عجبی
هوش مصنوعی: تا زمانی که معشوق به یاد من است، اشکهای خونین بر چهرهاش نشسته و به آن زیبایی شگفتانگیز، دل مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
کرده از خون شهیدان کف سیمین گلرنگ
بسته تهمت بحنا حیله شعار عجبی
هوش مصنوعی: از خون شهدای بزرگ، گلهای زیبا و با ارزش ساخته شده و در این میان، به حنا (نرم) و با فریب، شعارهای عجیبی به مردم تحمیل شده است.
سر سیر چمنم نیست چه در حسن تراست
ز ریاحین و گل و سبزه بهار عجبی
هوش مصنوعی: سرم شلوغ و پر از خیال توست و زیباییات در دل چمنها و گلها و سبزههای بهار عجیبتر از هر چیزی است.
بازوی حسن تو نازم که ز چشم و ابروت
بکمندی عجب افکنده شکار عجبی
هوش مصنوعی: نازکی و زیبایی بازوی تو را تحسین میکنم، زیرا که چشمان و ابروهای تو هر کجا مینگرند، زیبایی و شگفتی را به دام میاندازند.
گشت بیماری دل به که برآورد آن سرو
از زنخ سیب، ز پستان دو انار عجبی
هوش مصنوعی: بیماری دل بهتر است که به خاطر زیبایی آن سرو از زنخ سیب برطرف شود، که به پای دو انار عجبی میرسد.
طعمه لخت دل و جا کنج قفس شربم خون
دارم ازدایرهٔ چرخ مدار عجبی
هوش مصنوعی: من در دام عشق گرفتار شدهام و در گوشهی زندان احساساتم زندانی هستم. در حالی که مینوشم، خونم در خواستها و آرزوهایم به جوش آمده است. این شرایط عجیبی است که تحت تاثیر چرخ زمان قرار گرفتهام.
سخن از دوزخ و فردوس باسرار مگوی
وصل و هجرش بودم جنت و نار عجبی
هوش مصنوعی: در مورد جهنم و بهشت صحبت نکن، زیرا رازهای پیوند و جدایی او در این میان است. من بهشت و آتش را عجیب مییابم.