برگردان به زبان ساده
از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
نیست بد مستی عجب زان مست کان ساغر زده
هوش مصنوعی: اگرچه هنوز چشمان مست تو به خنجر نیز دست نیافتهاند، اما در عجبم از این مستی، چرا که آن مست هم همانند کسی است که دمی به گلاب مینوشد.
برزده آن آتش طلعت بفردوس نعیم
طاق ابروحسنش از خورشید بالاتر زده
هوش مصنوعی: آتش چهرهاش در بهشت نعمت، از تیری که بر دوش حسنش است، از خورشید نیز درخشانتر شده است.
ابروی او آبروی ماه نو را ریخته
شمع از آزرم رویش خویش بر آذر زده
هوش مصنوعی: ابروی معشوق، حرمت و زیبایی ماه نو را تحتالشعاع قرار داده و شمع از حیا و شرم چهرهاش بر آتش افتاده است.
خط بطلان زان قد چون نیشکر کلک قدر
برالفهای قد سیمین بران یکسر زده
هوش مصنوعی: از آنجا که قدش مانند نیشکر زیباست، با قلمی که قدرتش را میشناسد، تمام الفهای نقرهای را یکباره از بین برده است.
ای بت چین تیر مژگانت خطا هرگز نرفت
چون خور آسان گرچه در هر لحظه نیرت پرزده
هوش مصنوعی: ای معشوقهی زیبای چین، نگاه تیرگونهات هرگز خطا نمیکند و مانند خورشید درخشان و راحت است، هرچند که در هر لحظه قدرت تو جانفزا و شگفتانگیز است.
مشت خاکی را نباشد دلربائی اینهمه
کیست این یارب ز روی گلرخان سر بر زده
هوش مصنوعی: دلربایی و زیبایی فقط به یک مشت خاکی مربوط نمیشود. چه کسی است که از زیباییهای روی گلرخانها سر برآورده و چنین جذبهای دارد؟
آنهمه غوغا که در محشر شود نبود عجب
شورش از سودای زلفش در سر محشر زده
هوش مصنوعی: در روز قیامت وقتی که همهچیز به هم میریزد و سر و صدای زیادی به راه میافتد، عجیب نیست که دلها به خاطر عشق و افکار مربوط به زلف محبوب دچار آشفتگی و شور و شوق شوند.
در فلک خرگاه مهر از ماه بالاتر زنند
وین هلال ابرویش از مهر و مه برتر زده
هوش مصنوعی: در آسمان، خرگاه خورشید را بالاتر از ماه قرار میدهند و این هلال ابرویش از خورشید و ماه نیز بالاتر است.
طوطی گویای اسرارم شکرریزی کند
گوئی از نوش لبت منقار در شکر زده
هوش مصنوعی: طوطی که رازهای من را میگوید، به طور خیالی شکر بر میریزد، گویی منقار خود را در شکر لبهای تو فرو برده است.