برگردان به زبان ساده
دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
کنون که شیشهٔ تقوای چند ساله شکستم
هوش مصنوعی: به من شیشهای از شراب کهنه بدهید، زیرا من شیشهای از تقوای چند سالهام را شکستهام.
کتاب و خرقه و سجاده رهن باده نمودم
بتار چنگ زدم و چنگ و تار سبحه گسستم
هوش مصنوعی: کتاب، لباس صوفیانه و فرش نماز را به خاطر نوشیدن شراب رهن گذاشتم. به ساز زدم و از چنگ و تارهای آن، تسبیح را پاره کردم.
فتاده لرزه بر اندام من ز جلوهٔ ساقی
خدا نکرده مبادا فتد پیاله ز دستم
هوش مصنوعی: از زیبایی و جلوهٔ ساقی، بدن من به لرزه در آمده است. امیدوارم که پیالهام بهطور ناخواسته از دستم نیفتد.
مرا به گل چه سر و کار کز تو بشکفدم دل
مرا بباده چه حاصل که از نگاه تو مستم
هوش مصنوعی: من چرا به گل و گیاه فکر کنم وقتی که به خاطر تو زنده شدم؟ و چه فایدهای دارد که دل من به خاطر تو سرشار از عشق و شوق است؟ من از نگاه تو مست و شیدا هستم.
بخود چو خویش بگویم توئی ز خویش مرادم
اگرچه خویش پرستم ولی زخویش برستم
هوش مصنوعی: وقتی به خودم میگویم که تو هستی، منظورم خودم است. اگرچه خودم را میپرستم، اما از خودم فاصله میگیرم.
نداشت کعبه صفائی به پیش درگهش اسرار
از آن گذشتم و احرام کوی یار ببستم
هوش مصنوعی: به نداشتهها و زیباییهای کعبه توجهی نکردم، چون اسرار و حقایقی عمیقتری بود که فراتر از آنها وجود داشت. از این رو، با عشق و ارادت، خود را به کوی دوست سپردم و به مناسک دلدادگی پرداختم.